جهانیشدن
| شناسنامه | |
|---|---|
| نامهای دیگر | جهانیسازی، جهانگرایی، گلوبالیزاسیون |
| حوزه | جامعهشناسی، علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی، روابط بینالملل، اقتصاد، مطالعات فرهنگی، ارتباطات |
| خاستگاه | فرایند تاریخی گسترش ارتباطات، تجارت، مهاجرت و مبادلات میان جوامع؛ شکل معاصر آن با انقلاب صنعتی، توسعهٔ سرمایهداری، حملونقل مدرن و انقلاب ارتباطات پیوند دارد |
| اندیشه و تاریخ | |
| مفاهیم کلیدی | وابستگی متقابل، تجارت جهانی، جریان سرمایه، مهاجرت، فناوری اطلاعات، اینترنت، شرکتهای چندملیتی، زنجیرهٔ ارزش جهانی، فرهنگ جهانی، حاکمیت ملی، نابرابری، جامعهٔ شبکهای |
| جریانهای مرتبط | سرمایهداری، تجارت آزاد، مدرنیسم، استعمار، امپریالیسم، استعمار نو، نظریه وابستگی، نظریه نظام جهانی، جامعهٔ شبکهای |
| تأثیرپذیرفته از | انقلاب صنعتی، توسعهٔ سرمایهداری، تجارت بینالمللی، پیشرفت حملونقل، استعمار، انقلاب ارتباطات، اینترنت و فناوری دیجیتال |
| تأثیرگذار بر | اقتصاد جهانی، بازار کار، فرهنگ، مهاجرت، ارتباطات، سیاست، حاکمیت ملی، محیط زیست، جنبشهای اجتماعی و روابط بینالملل |
| نقد و ارزیابی | |
جهانیشدن (به انگلیسی: Globalization) فرایند افزایش ارتباط، تعامل و وابستگی متقابل میان جوامع، اقتصادها و کشورهای جهان است که از طریق گسترش جریان کالا، خدمات، سرمایه، انسان، فناوری، اطلاعات، داده، فرهنگ و اندیشه در فراسوی مرزهای ملی تحقق مییابد.[۱]
جهانیشدن پدیدهای صرفاً اقتصادی نیست. اگرچه تجارت بینالمللی، سرمایهگذاری خارجی و شکلگیری بازارهای جهانی از عناصر مهم آن هستند، این فرایند ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فناوری و زیستمحیطی نیز دارد. توسعهٔ اینترنت و فناوریهای ارتباطی، گسترش مهاجرت، شبکههای اجتماعی، رسانههای فرامرزی، شرکتهای چندملیتی و زنجیرههای تولید جهانی سبب شده است رویدادهایی که در یک نقطهٔ جهان رخ میدهند بتوانند با سرعت بیشتری بر مناطق دیگر تأثیر بگذارند.[۲]
جهانیشدن از مفاهیم مناقشهبرانگیز علوم اجتماعی معاصر است. طرفداران آن بر افزایش تجارت، انتقال فناوری، گسترش ارتباطات، دسترسی به بازارهای بزرگتر و امکان افزایش رشد اقتصادی تأکید میکنند. منتقدان، در مقابل، به توزیع نامتوازن منافع، افزایش قدرت برخی شرکتهای فراملی، آسیبپذیری نیروی کار، بحرانهای مالی فرامرزی، فشار بر محیط زیست و محدودشدن برخی ابزارهای سیاستگذاری دولتها اشاره میکنند.
از این رو، جهانیشدن را نمیتوان بهخودیخود مترادف سرمایهداری، امپریالیسم، استعمار نو یا غربیشدن دانست؛ هرچند میان این مفاهیم در برخی نظریههای سیاسی و اقتصادی روابط مهمی مطرح شده است.
مفهوم جهانیشدن
صندوق بینالمللی پول جهانیشدن را فرایندی تعریف میکند که در آن جریان آزادتر ایدهها، انسانها، کالاها، خدمات و سرمایه موجب ادغام بیشتر اقتصادها و جوامع میشود.[۳]
در تعریف گستردهتر، جهانیشدن به افزایش تراکم و سرعت روابط فرامرزی اشاره دارد.
برای نمونه، یک تلفن همراه ممکن است در یک کشور طراحی شود، مواد اولیهٔ آن از چند قاره استخراج شود، قطعات آن در چند کشور تولید شوند، در کشور دیگری مونتاژ شود و سپس در سراسر جهان به فروش برسد.
این نمونه نشاندهندهٔ یکی از ویژگیهای اقتصاد جهانی معاصر، یعنی زنجیرهٔ ارزش جهانی است.
جهانیشدن یا جهانیسازی
در زبان فارسی دو اصطلاح «جهانیشدن» و «جهانیسازی» برای Globalization به کار رفتهاند.
«جهانیشدن» بیشتر بر ماهیت فرایندی این پدیده تأکید میکند؛ یعنی مجموعهای از تحولات اقتصادی، اجتماعی و فناوری که جهان را به یکدیگر مرتبطتر میکنند.
«جهانیسازی» گاه این تصور را ایجاد میکند که این فرایند محصول یک برنامه یا سیاست آگاهانه است.
از آنجا که جهانیشدن حاصل مجموعهٔ گستردهای از نیروهای تاریخی، فناوری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است و فاقد یک مرکز هدایت واحد است، در کاربرد دانشنامهای «جهانیشدن» اصطلاح دقیقتری است.
پیشینهٔ تاریخی
ارتباط میان جوامع انسانی پدیدهای جدید نیست.
شبکههای تجاری باستان، جادهٔ ابریشم، مهاجرتها، سفرهای دریایی و مبادلات فرهنگی برای قرنها مناطق مختلف جهان را به یکدیگر متصل میکردند.
اما جهانیشدن مدرن با پیدایش فناوریهایی همراه شد که هزینه و زمان حملونقل و ارتباطات را بهشدت کاهش دادند.
کشتی بخار، راهآهن، تلگراف، تلفن، هواپیما، کانتینر، رایانه، ماهواره و سرانجام اینترنت هر یک مرحلهای از کاهش فاصلهٔ عملی میان جوامع را رقم زدند.
موج نخست جهانیشدن مدرن
بسیاری از اقتصاددانان دورهٔ حدود ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴ را نخستین موج بزرگ جهانیشدن اقتصادی مدرن میدانند.
انقلاب صنعتی، توسعهٔ راهآهن و کشتی بخار، کاهش هزینهٔ حملونقل و گسترش تجارت موجب افزایش ارتباط اقتصادهای ملی شدند.
صندوق بینالمللی پول نیز حدود سال ۱۸۷۰ را آغاز نخستین دورهٔ اقتصاد واقعاً جهانی در عصر جدید میداند.[۴]
در این دوره کالا، سرمایه و انسان در مقیاسی گسترده میان قارهها جابهجا میشدند.
مهاجرت بزرگ
سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم شاهد مهاجرت گستردهٔ میلیونها انسان بود.
اروپاییان به آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و دیگر مناطق مهاجرت کردند.
همزمان کارگران آسیایی نیز به مناطق مختلف جهان منتقل شدند.
مهاجرت یکی از مهمترین ابعاد تاریخی جهانیشدن بوده است و همچنان یکی از موضوعات اصلی بحث دربارهٔ مرز، شهروندی، بازار کار و هویت ملی محسوب میشود.
استعمار و جهانیشدن
استعمار یکی از عوامل تاریخی گسترش ارتباط جهانی بود، اما این ارتباط در شرایطی بسیار نابرابر شکل گرفت.
امپراتوریهای استعماری مناطق مختلف جهان را در شبکههای تجارت جهانی ادغام کردند.
مواد خام از مستعمرات به مراکز صنعتی منتقل میشد و کالاهای تولیدشده در بازارهای مستعمرات فروخته میشدند.
بنابراین بخشی از جهانیشدن تاریخی با روابط سلطه، تصرف سرزمین و استثمار اقتصادی همراه بود.
این سابقه یکی از دلایلی است که برخی منتقدان میان جهانیشدن معاصر، امپریالیسم و استعمار نو ارتباط برقرار میکنند.
با این حال، این مفاهیم مترادف نیستند.
جنگهای جهانی و عقبنشینی جهانیشدن
جهانیشدن روندی خطی و برگشتناپذیر نبوده است.
جنگ جهانی اول، بحرانهای اقتصادی، افزایش حمایتگرایی، رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم موجب کاهش شدید بخشی از روابط اقتصادی بینالمللی شدند.
صندوق بینالمللی پول دورهٔ ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵ را مرحلهای از عقبنشینی جهانیشدن میداند که جنگها و حمایتگرایی نقش مهمی در آن داشتند.[۵]
این تجربه نشان داد که ادغام اقتصادی جهانی میتواند تحت تأثیر جنگ، بحران سیاسی و سیاستهای دولتها معکوس شود.
جهانیشدن پس از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ جهانی دوم، دولتهای متفق در پی ایجاد نظم اقتصادی بینالمللی تازهای برآمدند.
صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در چارچوب نظام برتون وودز شکل گرفتند.
در سال ۱۹۴۷ نیز موافقتنامهٔ عمومی تعرفه و تجارت، موسوم به گات (GATT)، امضا شد.
۲۳ کشور نخستین طرفهای این موافقتنامه بودند و کاهش موانع تجاری یکی از اهداف اصلی آن بود.[۶]
این نهادها و توافقها بخشی از ساختار نهادی مرحلهٔ جدید جهانیشدن اقتصادی را تشکیل دادند.
گات
موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت یا GATT از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ چارچوب اصلی چندجانبه برای بخش بزرگی از تجارت جهانی بود.
دولتهای عضو طی دورههای مختلف مذاکرات تجاری، تعرفهها و برخی موانع تجارت را کاهش دادند.
گات در آغاز یک توافق موقت بود، اما نزدیک به نیم قرن به چارچوب اصلی نظام تجارت چندجانبه تبدیل شد.[۷]
سازمان تجارت جهانی
سازمان تجارت جهانی یا WTO در اول ژانویهٔ ۱۹۹۵ تأسیس شد.
این سازمان نتیجهٔ مذاکرات دور اروگوئه بود که از سال ۱۹۸۶ آغاز شده بود.
دور اروگوئه علاوه بر تجارت کالا، موضوعاتی مانند خدمات و مالکیت فکری را نیز در نظام تجارت چندجانبه وارد کرد.[۸]
تشکیل سازمان تجارت جهانی یکی از نقاط عطف مرحلهٔ جهانیشدن شتابان در دههٔ ۱۹۹۰ بود.
جهانیشدن از دههٔ ۱۹۸۰
از دههٔ ۱۹۸۰ جهانیشدن اقتصادی شتاب بیشتری گرفت.
کاهش برخی محدودیتهای تجارت و سرمایه، اصلاحات اقتصادی در کشورهای مختلف، گسترش شرکتهای چندملیتی و پیشرفت فناوری ارتباطات از عوامل این تحول بودند.
فروپاشی بلوک شرق و پایان جنگ سرد نیز در دههٔ ۱۹۹۰ فضای جدیدی برای گسترش اقتصاد جهانی ایجاد کرد.
صندوق بینالمللی پول گزارش میکند که شاخصهای متعارف جهانیشدن از دههٔ ۱۹۸۰ تا بحران مالی جهانی بهسرعت افزایش یافتند.[۹]
انقلاب ارتباطات
یکی از عوامل اصلی جهانیشدن، کاهش هزینهٔ ارتباطات است.
تلگراف برای نخستین بار انتقال سریع اطلاعات میان مناطق دوردست را ممکن ساخت.
تلفن این ارتباط را گسترش داد.
ماهوارهها ارتباط جهانی را تقویت کردند.
رایانه و سپس اینترنت تحول بنیادی دیگری ایجاد کردند.
امروزه انتقال حجم عظیمی از اطلاعات در زمانی بسیار کوتاه میان نقاط مختلف جهان امکانپذیر است.
اینترنت و جهانیشدن
اینترنت یکی از مهمترین زیرساختهای جهانیشدن معاصر است.
اینترنت امکان ارتباط مستقیم میان افراد، شرکتها و سازمانها را در کشورهای مختلف فراهم کرده است.
بازارهای مالی، تجارت الکترونیکی، رسانه، آموزش، پژوهش و بسیاری از خدمات به شبکههای دیجیتال وابسته شدهاند.
به این ترتیب، بخشی از جهانیشدن که پیشتر به جابهجایی فیزیکی کالا وابسته بود، به انتقال داده و خدمات دیجیتال گسترش یافته است.
جهانیشدن دیجیتال
در مرحلهٔ جدید جهانیشدن، داده و خدمات دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
نرمافزار، خدمات ابری، ارتباطات آنلاین، پلتفرمهای دیجیتال و هوش مصنوعی میتوانند بدون جابهجایی فیزیکی کالا در مرزها فعالیت کنند.
به همین دلیل، اندازهگیری جهانیشدن تنها با میزان تجارت کالا تصویر کاملی از وضعیت امروز ارائه نمیدهد.
صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۴ تأکید کرد که در حالی که برخی شاخصهای سنتی تجارت پس از بحران مالی جهانی تثبیت شدهاند، شاخصهایی مانند خدمات دیجیتال و زنجیرههای ارزش جهانی نشان میدهند که جهانیشدن در بعضی حوزهها همچنان در حال گسترش است.[۱۰]
ابعاد جهانیشدن
جهانیشدن دارای ابعاد مختلفی است و محدودکردن آن به تجارت بینالمللی تصویری ناقص ارائه میدهد.
از مهمترین ابعاد آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- جهانیشدن اقتصادی؛
- جهانیشدن مالی؛
- جهانیشدن سیاسی؛
- جهانیشدن فرهنگی؛
- جهانیشدن فناوری؛
- جهانیشدن اطلاعات؛
- جهانیشدن مهاجرت؛
- و جهانیشدن مسائل زیستمحیطی.
این ابعاد به یکدیگر مرتبطاند اما الزاماً با سرعت یکسان پیش نمیروند.
جهانیشدن اقتصادی
جهانیشدن اقتصادی به افزایش پیوند اقتصادهای ملی از طریق تجارت، سرمایهگذاری، تولید، خدمات و جریان سرمایه اشاره دارد.
یک شرکت ممکن است سرمایهٔ خود را از یک کشور تأمین کند، محصول را در چند کشور تولید کند و در دهها کشور بفروشد.
در نتیجه مرز میان «اقتصاد داخلی» و «اقتصاد خارجی» در برخی صنایع کمتر از گذشته روشن است.
تجارت جهانی
افزایش تجارت بینالمللی یکی از شاخصهای اصلی جهانیشدن اقتصادی است.
کشورها کالاها و خدماتی را صادر و وارد میکنند که تولید آنها در شبکهای جهانی سازمان یافته است.
کاهش تعرفهها، پیشرفت حملونقل و توسعهٔ توافقهای تجاری به گسترش این مبادلات کمک کردهاند.
با این حال، دولتها همچنان از تعرفه، سهمیه، تحریم و دیگر ابزارهای سیاست تجاری استفاده میکنند.
زنجیرههای ارزش جهانی
یکی از ویژگیهای مهم جهانیشدن معاصر شکلگیری زنجیرههای ارزش جهانی است.
در گذشته یک محصول ممکن بود تقریباً بهطور کامل در یک کشور تولید شود.
امروزه مراحل طراحی، تأمین مواد اولیه، ساخت قطعات، مونتاژ، بازاریابی و خدمات یک محصول میتواند میان کشورهای متعدد تقسیم شود.
صندوق بینالمللی پول مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی را یکی از شاخصهای مهم برای اندازهگیری شکل جدید جهانیشدن میداند.[۱۱]
شرکتهای چندملیتی
شرکتهای چندملیتی از بازیگران اصلی اقتصاد جهانی هستند.
این شرکتها در چندین کشور فعالیت میکنند و میتوانند شبکههای تولید، سرمایهگذاری و فروش گستردهای ایجاد کنند.
فعالیت آنها میتواند موجب انتقال سرمایه، فناوری و مهارت شود.
در مقابل، منتقدان دربارهٔ قدرت اقتصادی این شرکتها، فرار مالیاتی، شرایط کار، تأثیر بر محیط زیست و قدرت چانهزنی آنها در برابر دولتهای ضعیفتر نگرانیهایی مطرح کردهاند.
سرمایهگذاری مستقیم خارجی
سرمایهگذاری مستقیم خارجی یا FDI زمانی رخ میدهد که یک شرکت یا سرمایهگذار در فعالیت اقتصادی کشوری دیگر سرمایهگذاری بلندمدت انجام دهد.
سرمایهگذاری مستقیم خارجی میتواند به ایجاد کارخانه، انتقال فناوری و اشتغال کمک کند.
اما آثار آن به شرایط کشور میزبان، مقررات، نوع سرمایهگذاری و نحوهٔ توزیع منافع بستگی دارد.
به همین دلیل، ارزیابی آثار سرمایهگذاری خارجی تنها بر اساس حجم سرمایه کافی نیست.
جهانیشدن مالی
جهانیشدن مالی به افزایش ارتباط بازارهای پول و سرمایه در کشورهای مختلف اشاره دارد.
سرمایه میتواند با سرعت زیادی میان بازارهای مختلف جابهجا شود.
این امر دسترسی دولتها و شرکتها به منابع مالی بینالمللی را افزایش داده است.
اما ارتباط شدید بازارهای مالی میتواند موجب انتقال سریع بحران از یک کشور به کشورهای دیگر نیز شود.
بحرانهای مالی جهانی
جهانیشدن مالی موجب شده است بحرانهای اقتصادی بتوانند سریعتر از گذشته از مرزها عبور کنند.
بحران مالی آسیا در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ و بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ نمونههایی از انتقال گستردهٔ شوکهای مالی میان کشورها بودند.
این تجربهها بحث دربارهٔ نظارت مالی، جریان سرمایه و ضرورت همکاری بینالمللی را افزایش دادند.
جهانیشدن و نیروی کار
جهانیشدن میتواند بازار کار را از چند طریق تغییر دهد.
شرکتها میتوانند بخشی از تولید را به کشورهای دیگر منتقل کنند.
کارگران نیز ممکن است برای یافتن فرصتهای شغلی مهاجرت کنند.
فناوری امکان ارائهٔ برخی خدمات از راه دور را فراهم کرده است.
این تحولات برای گروههایی فرصت و برای گروههای دیگری فشار اقتصادی ایجاد میکنند.
بنابراین آثار جهانیشدن بر اشتغال در همهٔ کشورها و صنایع یکسان نیست.
برونسپاری
برونسپاری و انتقال بخشی از فعالیتهای تولیدی یا خدماتی به کشورهای دیگر یکی از پیامدهای ادغام اقتصاد جهانی است.
شرکتها ممکن است برای کاهش هزینه یا دسترسی به نیروی متخصص فعالیتی را به کشور دیگری منتقل کنند.
این امر میتواند در کشور مقصد اشتغال ایجاد کند، اما در برخی صنایع کشور مبدأ نیز به کاهش مشاغل منجر شود.
از همین رو، جهانیشدن میتواند همزمان گروههای برنده و بازنده ایجاد کند.
جهانیشدن و رشد اقتصادی
یکی از استدلالهای موافقان جهانیشدن آن است که تجارت و سرمایهگذاری میتوانند رشد اقتصادی را افزایش دهند.
کشورها میتوانند به بازارهای بزرگتر دسترسی پیدا کنند، فناوری وارد کنند و از تخصص و تقسیم کار بهره ببرند.
صندوق بینالمللی پول تجارت و جریان سرمایه را از عوامل مهم رشد اقتصاد جهانی در دورهٔ پس از جنگ دانسته، اما همزمان تأکید کرده است که همهٔ اقتصادهای باز یا همهٔ شهروندان آنها به یک اندازه از این فرایند سود نبردهاند.[۱۲]
جهانیشدن و فقر
رابطهٔ جهانیشدن و فقر پیچیده است.
رشد اقتصادی سریع در برخی کشورهای درحالتوسعه با ادغام بیشتر آنها در اقتصاد جهانی همراه بوده است.
اما نمیتوان تمام کاهش فقر را تنها به جهانیشدن نسبت داد.
سیاست داخلی، آموزش، بهداشت، ساختار جمعیتی، کیفیت حکومت و نحوهٔ توزیع درآمد نیز در نتایج اجتماعی نقش دارند.
بنابراین اثر جهانیشدن بر فقر در کشورهای مختلف یکسان نیست.
جهانیشدن و نابرابری
یکی از مهمترین مناقشات دربارهٔ جهانیشدن به نابرابری مربوط است.
ممکن است درآمد میان کشورهای مختلف به یکدیگر نزدیکتر شود، اما در همان زمان نابرابری در داخل برخی کشورها افزایش پیدا کند.
سرمایهداران، نیروی کار ماهر و صنایع صادراتی ممکن است بیش از برخی گروههای دیگر از گسترش بازار جهانی بهرهمند شوند.
در مقابل، کارگرانی که صنایع آنها با رقابت وارداتی روبهرو میشوند ممکن است با کاهش فرصت شغلی مواجه شوند.
به همین دلیل، نحوهٔ توزیع منافع جهانیشدن به سیاستهای مالیاتی، رفاهی، آموزشی و بازار کار نیز بستگی دارد.
جهانیشدن فرهنگی
جهانیشدن فرهنگی به گسترش فرامرزی زبان، موسیقی، سینما، غذا، مد، ورزش، ادبیات و سبکهای زندگی اشاره دارد.
رسانههای جمعی و اینترنت سرعت این مبادلات را افزایش دادهاند.
محصول فرهنگی تولیدشده در یک کشور میتواند ظرف مدت کوتاهی در سراسر جهان منتشر شود.
این فرایند میتواند به آشنایی بیشتر جوامع با یکدیگر کمک کند، اما نگرانیهایی نیز دربارهٔ کاهش تنوع فرهنگی یا سلطهٔ صنایع فرهنگی قدرتمند ایجاد کرده است.
همگنشدن فرهنگی
برخی منتقدان معتقدند جهانیشدن به همگنشدن فرهنگی منجر میشود.
از این منظر، برندها، رسانهها و محصولات فرهنگی جهانی ممکن است تفاوتهای محلی را کاهش دهند.
در مقابل، برخی جامعهشناسان تأکید میکنند که فرهنگهای محلی منفعل نیستند.
جوامع عناصر خارجی را انتخاب و با سنتهای خود ترکیب میکنند.
بنابراین جهانیشدن فرهنگی میتواند هم به شباهت بیشتر و هم به شکلگیری ترکیبهای فرهنگی جدید منجر شود.
جهانی ـ محلی شدن
اصطلاح جهانی ـ محلی شدن یا Glocalization برای توضیح ترکیب نیروهای جهانی و شرایط محلی به کار میرود.
محصول یا ایدهای جهانی ممکن است هنگام ورود به یک جامعه با فرهنگ و نیازهای محلی سازگار شود.
از این منظر، جهانیشدن الزاماً فرهنگهای محلی را نابود نمیکند، بلکه میتواند آنها را وارد فرایند پیچیدهای از تعامل و بازتفسیر کند.
جهانیشدن سیاسی
جهانیشدن سیاسی به افزایش اهمیت روابط و نهادهایی اشاره دارد که فراتر از مرز یک دولت فعالیت میکنند.
سازمان ملل متحد، سازمان تجارت جهانی، نهادهای مالی بینالمللی و سازمانهای منطقهای نمونههایی از ساختارهای همکاری بیندولتی هستند.
همزمان سازمانهای غیردولتی، جنبشهای اجتماعی و شبکههای فراملی نیز در مسائل بینالمللی فعال شدهاند.
حاکمیت ملی
یکی از پرسشهای اصلی دربارهٔ جهانیشدن رابطهٔ آن با حاکمیت دولتهاست.
دولتها همچنان بازیگران اصلی نظام بینالمللیاند.
آنها قانون وضع میکنند، مالیات میگیرند، مرزها را کنترل میکنند و سیاست اقتصادی تعیین میکنند.
اما توافقهای بینالمللی، بازارهای مالی، زنجیرههای تولید و مسائل فرامرزی میتوانند آزادی عمل دولتها را در برخی حوزهها محدود کنند.
این محدودیت گاه نتیجهٔ تعهد داوطلبانهٔ دولتها در توافقهای بینالمللی و گاه نتیجهٔ عدم تقارن قدرت اقتصادی است.
جهانیشدن و دموکراسی
رابطهٔ دموکراسی و جهانیشدن موضوع بحث گستردهای است.
از یک سو، جریان آزاد اطلاعات و ارتباط میان جوامع میتواند به گسترش آگاهی دربارهٔ حقوق بشر، حکومت قانون و تجربههای سیاسی دیگر کشورها کمک کند.
از سوی دیگر، اگر تصمیمهای مهم اقتصادی به نهادهایی منتقل شوند که شهروندان کنترل مستقیم کمتری بر آنها دارند، مسئلهٔ پاسخگویی دموکراتیک مطرح میشود.
دنی رودریک این تنش را در بحث معروف خود دربارهٔ رابطهٔ جهانیشدن اقتصادی، حاکمیت ملی و دموکراسی بررسی کرده است.
جهانیشدن و حقوق بشر
جهانیشدن ارتباط میان جنبشهای حقوق بشر را نیز افزایش داده است.
سازمانهای حقوق بشری میتوانند اطلاعات مربوط به نقض حقوق بشر را در سطح جهانی منتشر کنند.
شبکههای بینالمللی امکان ارتباط میان فعالان کشورهای مختلف را فراهم کردهاند.
در مقابل، فناوریهای جهانی میتوانند برای نظارت، سانسور و سرکوب نیز مورد استفاده قرار گیرند.
بنابراین فناوری و ارتباط جهانی ذاتاً آزادیبخش یا سرکوبگر نیست و نتیجهٔ آن به نحوهٔ استفاده و ساختار قدرت بستگی دارد.
جهانیشدن و جامعهٔ مدنی
شبکههای فراملی جامعه مدنی از پیامدهای مهم جهانیشدن ارتباطی هستند.
سازمانهای حقوق بشری، زیستمحیطی، زنان، اتحادیههای کارگری و گروههای امدادی میتوانند در سطح بینالمللی همکاری کنند.
این شبکهها امکان میدهند مسئلهای محلی به موضوعی جهانی تبدیل شود.
از این منظر، جهانیشدن تنها قدرت دولتها و شرکتها را افزایش نداده، بلکه ابزارهای تازهای در اختیار جنبشهای اجتماعی و نیروهای اپوزیسیون نیز قرار داده است.
جهانیشدن اطلاعات
پیش از انقلاب ارتباطات، دولتها و رسانههای بزرگ کنترل بیشتری بر انتقال اطلاعات داشتند.
اینترنت بخشی از این ساختار را تغییر داد.
یک فرد میتواند اطلاعات، تصویر یا ویدئو را مستقیماً برای مخاطبانی در کشورهای دیگر منتشر کند.
این تحول بر روزنامهنگاری، سیاست، اعتراضات اجتماعی و سازماندهی سیاسی تأثیر گذاشته است.
در عین حال، اطلاعات نادرست، عملیات نفوذ و پروپاگاندای دیجیتال نیز میتوانند در همان شبکهها به سرعت گسترش یابند.
جهانیشدن و پروپاگاندا
پروپاگاندا در عصر جهانیشدن دیگر محدود به مرزهای ملی نیست.
دولتها، گروههای سیاسی و شبکههای مختلف میتوانند پیامهای خود را مستقیماً به مخاطبان کشورهای دیگر منتقل کنند.
شبکههای اجتماعی امکان انتشار سریع محتوا را فراهم کردهاند.
در نتیجه، جهانیشدن اطلاعات هم امکان دسترسی آزادتر به اطلاعات را افزایش داده و هم چالشهایی در زمینهٔ اطلاعات نادرست و دستکاری افکار عمومی ایجاد کرده است.
جهانیشدن و محیط زیست
مسائل زیستمحیطی یکی از روشنترین نمونههای وابستگی متقابل جهانی هستند.
آلودگی هوا، تغییر اقلیم، نابودی تنوع زیستی و آلودگی اقیانوسها به مرزهای سیاسی محدود نمیشوند.
فعالیت اقتصادی یک کشور میتواند بر محیط زیست کشورهای دیگر اثر بگذارد.
به همین دلیل، حل بسیاری از بحرانهای زیستمحیطی نیازمند همکاری بینالمللی است.
تغییر اقلیم
تغییر اقلیم نمونهای از مسئلهای جهانی است که یک دولت بهتنهایی قادر به حل آن نیست.
انتشار گازهای گلخانهای در یک کشور بر سامانهٔ اقلیمی کل زمین اثر میگذارد.
در عین حال، پیامدهای تغییر اقلیم میان کشورها بهطور برابر توزیع نمیشوند.
این مسئله بحثهایی دربارهٔ عدالت اقلیمی، مسئولیت کشورهای صنعتی و تأمین مالی گذار به انرژی پاک ایجاد کرده است.
جهانیشدن و بیماریهای همهگیر
افزایش جابهجایی انسانها و کالاها میتواند سرعت انتقال بیماریهای عفونی را نیز افزایش دهد.
همهگیری کووید–۱۹ نشان داد که چگونه یک بحران بهداشتی میتواند در مدت کوتاهی به مسئلهای جهانی تبدیل شود.
در مقابل، شبکههای جهانی پژوهش، تبادل اطلاعات پزشکی و زنجیرههای تولید نیز امکان واکنش مشترک به بیماریها را فراهم میکنند.
از این منظر، جهانیشدن هم میتواند آسیبپذیری مشترک ایجاد کند و هم ظرفیت همکاری جهانی را افزایش دهد.
جهانیشدن و مهاجرت
مهاجرت یکی از ابعاد مهم جهانیشدن است.
مردم به دلایل اقتصادی، سیاسی، خانوادگی، آموزشی و امنیتی از کشوری به کشور دیگر مهاجرت میکنند.
مهاجرت میتواند نیروی کار مورد نیاز اقتصادها را تأمین کند و انتقال پول مهاجران برای برخی کشورهای مبدأ اهمیت اقتصادی زیادی دارد.
در مقابل، مهاجرت گسترده میتواند بحثهایی دربارهٔ ادغام اجتماعی، هویت، بازار کار و سیاست مهاجرت ایجاد کند.
جهانیشدن و آموزش
دانشگاهها و مراکز علمی نیز بیش از گذشته جهانی شدهاند.
دانشجویان در کشورهای دیگر تحصیل میکنند.
پژوهشگران در پروژههای بینالمللی همکاری میکنند.
مقالات علمی تقریباً بلافاصله در سراسر جهان قابل دسترسی هستند.
آموزش آنلاین نیز امکان یادگیری از مؤسسات مستقر در کشورهای دیگر را افزایش داده است.
جهانیشدن و علم
علم ذاتاً دارای ویژگی فرامرزی است.
پژوهشگران نتایج تحقیقات خود را منتشر میکنند و پژوهشگران دیگر در کشورهای مختلف آنها را آزمایش یا توسعه میدهند.
پروژههای علمی بزرگ معمولاً با مشارکت چندین کشور انجام میشوند.
این همکاری در حوزههایی مانند فیزیک، پزشکی، نجوم، تغییر اقلیم و فناوری اهمیت ویژهای دارد.
جهانیشدن و سرمایهداری
سرمایهداری نقش مهمی در جهانیشدن اقتصادی داشته است.
گسترش بازارها، سرمایهگذاری، تجارت و شرکتهای چندملیتی بخش مهمی از ساختار اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد.
با این حال، جهانیشدن و سرمایهداری مترادف نیستند.
روابط فرامرزی فرهنگی، مهاجرت، ارتباط علمی و همکاری سیاسی الزاماً ماهیتی سرمایهداری ندارند.
همچنین دولتهای دارای نظامهای اقتصادی متفاوت نیز در فرایند جهانیشدن مشارکت کردهاند.
جهانیشدن و امپریالیسم
رابطهٔ جهانیشدن و امپریالیسم یکی از موضوعات مورد اختلاف است.
برخی نظریههای انتقادی معتقدند جهانیشدن اقتصادی میتواند ساختارهای قدرت نابرابر را بازتولید کند.
شرکتهای بزرگ، قدرتهای اقتصادی و نهادهای مالی ممکن است از قدرت چانهزنی بیشتری نسبت به کشورهای فقیر برخوردار باشند.
اما جهانیشدن بهخودیخود معادل امپریالیسم نیست.
امپریالیسم به گسترش و اعمال سلطه اشاره دارد، در حالی که جهانیشدن میتواند شامل روابط داوطلبانه و متقابل میان جوامع نیز باشد.
جهانیشدن و استعمار نو
منتقدان استعمار نو گاه برخی روابط اقتصادی جهانی را سازوکاری برای حفظ وابستگی کشورهای ضعیفتر میدانند.
بدهی، وابستگی فناوری، استخراج منابع و قدرت شرکتهای خارجی از موضوعات این نقد هستند.
در مقابل، سرمایهگذاری و تجارت بینالمللی میتوانند در شرایط دیگر موجب رشد، انتقال فناوری و توسعه شوند.
بنابراین برای تشخیص استعمار نو باید ساختار مشخص قدرت و وابستگی بررسی شود و صرف مشارکت در اقتصاد جهانی برای چنین نتیجهگیریای کافی نیست.
جهانیشدن و نظریه وابستگی
نظریه وابستگی بر ساختار نامتقارن روابط میان کشورهای مرکز و پیرامون تأکید دارد.
برخی نظریهپردازان وابستگی معتقدند ادغام کشورهای پیرامونی در اقتصاد جهانی ممکن است ساختارهای وابستگی را تقویت کند.
از این دیدگاه، پرسش اصلی آن نیست که یک کشور تا چه اندازه جهانی شده است، بلکه این است که با چه جایگاهی وارد اقتصاد جهانی شده است.
آیا صادرکنندهٔ مواد خام است؟
آیا فناوری تولید میکند؟
آیا کنترل منابع و سرمایه در اختیار خود آن کشور است؟
این پرسشها در ارزیابی پیامدهای جهانیشدن اهمیت دارند.
نظریه نظام جهانی
نظریهٔ نظام جهانی ایمانوئل والرشتاین اقتصاد جهانی را در قالب روابط میان مرکز، نیمهپیرامون و پیرامون تحلیل میکند.
در این چارچوب، جهانیشدن پدیدهای کاملاً جدید نیست، بلکه ادامهٔ تاریخی گسترش اقتصاد جهانی سرمایهداری محسوب میشود.
تقسیم بینالمللی کار در این نظام میتواند موجب شکلگیری موقعیتهای نابرابر میان مناطق مختلف شود.
آنتونی گیدنز
آنتونی گیدنز جهانیشدن را در ارتباط با مدرنیته بررسی کرده است.
از دید او، روابط اجتماعی در دوران مدرن میتوانند از زمینههای محلی جدا شوند و در فاصلههای جغرافیایی بسیار گسترده سازمان یابند.
در این شرایط رویدادهای محلی تحت تأثیر وقایع دوردست قرار میگیرند و برعکس.
این برداشت جهانیشدن را فراتر از اقتصاد و بهعنوان تحولی در سازمان اجتماعی مدرن بررسی میکند.
دیوید هاروی
دیوید هاروی برای توضیح تغییر تجربهٔ زمان و مکان در سرمایهداری معاصر از مفهوم فشردگی زمان ـ مکان استفاده کرده است.
پیشرفت حملونقل و ارتباطات مدت لازم برای جابهجایی کالا، سرمایه و اطلاعات را کاهش داده است.
فاصلهٔ جغرافیایی از میان نرفته، اما اهمیت زمانی آن در بسیاری از فعالیتها کاهش یافته است.
این مفهوم در تحلیل فرهنگی و جغرافیایی جهانیشدن تأثیرگذار بوده است.
مانوئل کاستلز
مانوئل کاستلز مفهوم جامعهٔ شبکهای را برای توضیح ساختار اجتماعی عصر اطلاعات توسعه داد.
در این دیدگاه، شبکههای اطلاعاتی و ارتباطی به یکی از ساختارهای اصلی سازماندهی اقتصاد، سیاست و جامعه تبدیل شدهاند.
شرکتها، دولتها، رسانهها و جنبشهای اجتماعی میتوانند در شبکههایی فعالیت کنند که از مرزهای جغرافیایی عبور میکنند.
جوزف استیگلیتز
جوزف استیگلیتز، اقتصاددان آمریکایی و برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد، از منتقدان نحوهٔ مدیریت جهانیشدن بوده است.
او در کتاب Globalization and Its Discontents سیاستهای برخی نهادهای اقتصادی بینالمللی و نحوهٔ اجرای اصلاحات اقتصادی در کشورهای درحالتوسعه را نقد کرد.
نقد استیگلیتز اساساً نفی ارتباط جهانی نیست، بلکه بر این استدلال استوار است که قواعد جهانیشدن و نهادهای آن باید بهگونهای طراحی شوند که منافع آن عادلانهتر توزیع شود.
دنی رودریک
دنی رودریک از اقتصاددانانی است که محدودیتهای سیاسی جهانیشدن اقتصادی را بررسی کرده است.
او در بحث معروف «سهگانهٔ جهانیشدن» استدلال میکند که جهانیشدن اقتصادی بسیار عمیق، حاکمیت کامل دولت ـ ملت و دموکراسی را نمیتوان همزمان و بدون تنش در بالاترین سطح حفظ کرد.
این دیدگاه یکی از مباحث مهم اقتصاد سیاسی جهانیشدن است.
جنبشهای ضد جهانیشدن
از دههٔ ۱۹۹۰ اعتراضهایی علیه برخی جنبههای جهانیشدن اقتصادی شکل گرفت.
معترضان به موضوعاتی مانند:
- قدرت شرکتهای چندملیتی؛
- نابرابری؛
- حقوق کارگران؛
- بدهی کشورهای فقیر؛
- محیط زیست؛
- خصوصیسازی؛
- و نقش نهادهای مالی بینالمللی
اعتراض داشتند.
تظاهرات سیاتل در سال ۱۹۹۹ همزمان با نشست سازمان تجارت جهانی یکی از شناختهشدهترین نمونههای این اعتراضات بود.
جنبش عدالت جهانی
بخشی از گروههایی که «ضد جهانیشدن» نامیده شدند، خود را مخالف ارتباط جهانی نمیدانستند.
آنها اصطلاح جنبش عدالت جهانی را ترجیح میدادند.
بسیاری از این فعالان خواهان همکاری جهانی بیشتر در زمینهٔ حقوق کار، محیط زیست، حقوق بشر و کاهش فقر بودند، اما با نوع خاصی از جهانیشدن اقتصادی و قدرت نامتوازن شرکتها و نهادهای مالی مخالفت میکردند.
بنابراین «مخالفت با جهانیشدن» طیفی از دیدگاههای متفاوت را دربر میگیرد.
جهانیشدن و نولیبرالیسم
نولیبرالیسم و جهانیشدن نیز گاه بهاشتباه مترادف گرفته میشوند.
نولیبرالیسم مجموعهای از دیدگاههای اقتصادی دربارهٔ بازار، خصوصیسازی، مقرراتزدایی و نقش دولت است.
جهانیشدن فرایندی بسیار گستردهتر است.
برخی مراحل جهانیشدن از سیاستهای آزادسازی اقتصادی تأثیر گرفتهاند، اما ارتباط جهانی در حوزههای فناوری، فرهنگ، مهاجرت و علم را نمیتوان صرفاً به نولیبرالیسم فروکاست.
مزایای جهانیشدن
طرفداران جهانیشدن به مجموعهای از مزایای بالقوه اشاره میکنند:
- گسترش بازارها؛
- افزایش تجارت؛
- انتقال فناوری؛
- افزایش رقابت؛
- دسترسی مصرفکنندگان به کالاهای متنوعتر؛
- گسترش سرمایهگذاری؛
- انتقال دانش؛
- افزایش ارتباط میان جوامع؛
- گسترش همکاری علمی؛
- و امکان رشد سریعتر برخی اقتصادهای درحالتوسعه.
تحقق این مزایا خودکار نیست و به کیفیت نهادها و سیاستهای داخلی و بینالمللی وابسته است.
نقدهای جهانیشدن
مهمترین نقدهای مطرحشده دربارهٔ جهانیشدن عبارتاند از:
- توزیع نامتوازن منافع؛
- افزایش آسیبپذیری برخی مشاغل؛
- افزایش قدرت شرکتهای فراملی؛
- انتقال بحرانهای مالی؛
- فشار بر محیط زیست؛
- رقابت بر سر کاهش استانداردهای کار؛
- وابستگی اقتصادی؛
- کاهش فضای سیاستگذاری برخی دولتها؛
- و امکان تمرکز قدرت در شبکهها و پلتفرمهای جهانی.
شدت و اهمیت هر یک از این پیامدها در کشورهای مختلف متفاوت است.
جهانیشدن و کشورهای درحالتوسعه
کشورهای درحالتوسعه تجربههای متفاوتی از جهانیشدن داشتهاند.
برخی توانستهاند از تجارت جهانی برای صنعتیشدن و صادرات کالاهای دارای ارزش افزوده استفاده کنند.
برخی دیگر همچنان به صادرات مواد خام وابسته ماندهاند.
بنابراین نحوهٔ ادغام یک کشور در اقتصاد جهانی اهمیت زیادی دارد.
صرف بازبودن اقتصاد تضمینکنندهٔ توسعه نیست؛ همانگونه که انزوای اقتصادی نیز لزوماً مسیر توسعه ایجاد نمیکند.
جهانیشدن و ایران
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود از دوران باستان در مسیر شبکههای تجارت و ارتباط میان شرق و غرب قرار داشته است.
جاده ابریشم یکی از نمونههای تاریخی این ارتباط بود.
در دورهٔ جدید، اقتصاد ایران از طریق تجارت، نفت، مهاجرت، فناوری و روابط مالی با اقتصاد جهانی ارتباط پیدا کرد.
با این حال، جنگها، تحولات سیاسی، تحریمهای بینالمللی و سیاستهای داخلی در دورههای مختلف بر میزان و شکل ارتباط ایران با اقتصاد جهانی تأثیر گذاشتهاند.
بررسی جایگاه ایران در جهانیشدن نیازمند تفکیک میان ارتباط مردم و جامعهٔ ایران با جهان، تجارت خارجی، دسترسی به فناوری و سیاست خارجی دولت است.
اینترنت و جامعه ایران
گسترش اینترنت یکی از مهمترین ابعاد اجتماعی جهانیشدن در ایران بوده است.
اینترنت امکان دسترسی شهروندان ایرانی به منابع خبری، علمی و فرهنگی خارج از کشور و ارتباط مستقیم با ایرانیان مهاجر و جوامع دیگر را افزایش داده است.
همزمان، محدودیت دسترسی به اینترنت، فیلترینگ و کنترل فضای مجازی به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز در ایران تبدیل شده است.
از این منظر، جهانیشدن ارتباطات میتواند میان تمایل جامعه به ارتباط فرامرزی و سیاستهای محدودکنندهٔ دولت تنش ایجاد کند.
جهانیشدن و حکومتهای اقتدارگرا
جهانیشدن اطلاعات برای حکومتهای اقتدارگرا فرصتها و چالشهایی ایجاد کرده است.
از یک سو، اینترنت و شبکههای فرامرزی امکان دسترسی شهروندان به منابع اطلاعاتی خارج از کنترل دولت را افزایش میدهند.
از سوی دیگر، فناوریهای جدید ابزارهای گستردهای برای نظارت دیجیتال، جمعآوری داده، سانسور و انتشار پروپاگاندا نیز فراهم کردهاند.
بنابراین فناوری جهانی بهتنهایی به آزادی سیاسی منجر نمیشود؛ ساختار قدرت و نحوهٔ استفاده از فناوری تعیینکننده است.
جهانیشدن و اپوزیسیون
جهانیشدن ارتباطات امکان فعالیت فرامرزی نیروهای اپوزیسیون، سازمانهای حقوق بشری و جنبشهای اجتماعی را افزایش داده است.
گروههای سیاسی میتوانند با جوامع مهاجر، رسانههای بینالمللی و نهادهای حقوق بشری ارتباط برقرار کنند.
اطلاعات مربوط به تحولات داخلی یک کشور نیز میتواند با سرعت بیشتری به افکار عمومی جهانی منتقل شود.
در مقابل، دولتها نیز میتوانند از فناوری جهانی برای نظارت فرامرزی، تبلیغات و عملیات اطلاعاتی استفاده کنند.
جهانیشدن و حاکمیت مردم
یکی از مسائل بنیادی جهانیشدن، رابطهٔ میان تصمیمگیری جهانی و حاکمیت مردم است.
بسیاری از مسائل معاصر مانند تغییر اقلیم، تجارت، مهاجرت، بیماریهای همهگیر و نظام مالی فراتر از مرز یک دولت هستند.
حل این مسائل نیازمند همکاری بینالمللی است.
اما هرچه تصمیمگیری به سطح فراملی منتقل شود، پرسش دربارهٔ پاسخگویی نهادهای بینالمللی در برابر شهروندان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این تنش یکی از مسائل اصلی سیاست جهانی در سدهٔ بیستویکم است.
بحران مالی ۲۰۰۸ و جهانیشدن
بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ یکی از نقاط عطف جهانیشدن معاصر بود.
پیوند عمیق بازارهای مالی موجب شد بحران ایجادشده در بخش مالی ایالات متحده بهسرعت به کشورهای دیگر منتقل شود.
پس از بحران، رشد برخی شاخصهای سنتی جهانیشدن اقتصادی کاهش یافت.
صندوق بینالمللی پول گزارش کرده است که شاخصهای متعارف جهانیشدن پس از رشد سریع از دههٔ ۱۹۸۰ تا بحران مالی جهانی، در سالهای بعد تا حدی به حالت تثبیت رسیدند.[۱۳]
همهگیری کووید–۱۹
همهگیری کووید–۱۹ آسیبپذیری زنجیرههای جهانی تأمین را آشکار کرد.
تعطیلی کارخانهها، محدودیت سفر و افزایش تقاضا برای تجهیزات پزشکی موجب کمبود برخی کالاها شد.
پس از این تجربه، دولتها و شرکتها توجه بیشتری به امنیت زنجیرهٔ تأمین، ذخایر راهبردی و تنوع منابع تولید نشان دادند.
این تحولات بحث دربارهٔ آیندهٔ جهانیشدن را وارد مرحلهٔ تازهای کرد.
جهانیزدایی
اصطلاح جهانیزدایی یا Deglobalization به کاهش برخی روابط اقتصادی و فرامرزی اشاره دارد.
جنگ، حمایتگرایی، تحریم، رقابت ژئوپولیتیک و انتقال تولید به داخل یا کشورهای همپیمان میتوانند موجب کاهش بخشی از ادغام جهانی شوند.
تجربهٔ ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵ نشان میدهد که جهانیشدن میتواند عقبگرد کند.[۱۴]
اما کاهش تجارت کالا الزاماً به معنای پایان همهٔ ابعاد جهانیشدن نیست.
منطقهایشدن
یکی از روندهای معاصر، گسترش منطقهایشدن است.
کشورها ممکن است بهجای وابستگی گسترده به شبکههای جهانی، همکاری اقتصادی خود را با کشورهای نزدیک یا همپیمان افزایش دهند.
اتحادیههای منطقهای و توافقهای تجاری میتوانند بخشی از این روند باشند.
منطقهایشدن میتواند هم مکمل جهانیشدن و هم در شرایطی جایگزین بخشی از آن باشد.
جهانیشدن و رقابت قدرتهای بزرگ
رقابت قدرتهای بزرگ میتواند مسیر جهانیشدن را تغییر دهد.
محدودیت صادرات فناوری، تحریمها، رقابت بر سر نیمهرساناها، انرژی و زیرساختهای ارتباطی نمونههایی از پیوند اقتصاد و ژئوپولیتیک هستند.
در چنین شرایطی شرکتها ممکن است زنجیرههای تأمین خود را بر اساس ملاحظات امنیتی و سیاسی تغییر دهند.
این روند نشان میدهد که اقتصاد جهانی از سیاست بینالمللی جدا نیست.
آیا جهانیشدن پایان یافته است؟
کاهش رشد تجارت جهانی یا افزایش تنشهای ژئوپولیتیک گاه به طرح نظریهٔ «پایان جهانیشدن» منجر شده است.
اما شواهد تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.
برخی اشکال جهانیشدن، بهویژه تجارت سنتی کالا، با موانع بیشتری مواجه شدهاند؛ در حالی که تجارت خدمات دیجیتال، انتقال داده و برخی زنجیرههای ارزش همچنان اهمیت زیادی دارند.
صندوق بینالمللی پول در ارزیابی سال ۲۰۲۴ خود تأکید کرد که جهانیشدن در حال تغییر شکل است و برخی معیارهای جدید حتی گسترش آن را در حوزههایی نشان میدهند.[۱۵]
بنابراین شاید دقیقتر باشد که از دگرگونی جهانیشدن سخن گفته شود، نه پایان آن.
جهانیشدن و آزادی
جهانیشدن میتواند امکان ارتباط انسانها با جوامع دیگر، دسترسی به اطلاعات و مبادلهٔ اندیشه را افزایش دهد.
اما جهانیشدن اقتصادی بهخودیخود تضمینکنندهٔ آزادی سیاسی نیست.
برخی حکومتهای اقتدارگرا در اقتصاد جهانی ادغام شدهاند و همزمان کنترل سیاسی داخلی خود را حفظ کردهاند.
از سوی دیگر، ارتباطات جهانی میتواند دسترسی شهروندان به اطلاعات و شبکههای اجتماعی مستقل از حکومت را افزایش دهد.
به همین دلیل، رابطهٔ جهانیشدن و آزادی خطی و خودکار نیست.
جهانیشدن؛ فرصت یا تهدید
یکی از اشتباههای رایج در بحث جهانیشدن، ارائهٔ آن صرفاً بهعنوان «فرصت» یا صرفاً بهعنوان «تهدید» است.
جهانیشدن مجموعهای از فرایندهاست که پیامدهای متفاوتی برای گروهها، کشورها و دورههای مختلف دارد.
تجارت ممکن است برای یک صنعت فرصت صادرات ایجاد کند و همزمان صنعت دیگری را در معرض رقابت قرار دهد.
مهاجرت ممکن است برای یک فرد فرصت اقتصادی فراهم کند و برای جامعهٔ دیگری مسئلهٔ کمبود نیروی متخصص ایجاد کند.
اینترنت میتواند دسترسی به دانش را گسترش دهد و همزمان ابزار نظارت ایجاد کند.
بنابراین ارزیابی جهانیشدن نیازمند بررسی موردی پیامدهاست.
تفاوت جهانیشدن با امپریالیسم
امپریالیسم اساساً مفهومی مربوط به گسترش و اعمال قدرت و سلطه است.
جهانیشدن به افزایش ارتباط و وابستگی متقابل اشاره دارد.
یک رابطهٔ جهانی میتواند نامتقارن و سلطهگرانه باشد، اما میتواند مبتنی بر همکاری داوطلبانه نیز باشد.
از این رو:
هر امپریالیسمی میتواند روابط فرامرزی ایجاد کند، اما هر رابطهٔ جهانیشدهای امپریالیستی نیست.
این تمایز برای تحلیل دانشنامهای اهمیت دارد.
تفاوت جهانیشدن با استعمار نو
استعمار نو به تداوم یا بازتولید روابط سلطه و وابستگی پس از پایان استعمار رسمی اشاره دارد.
جهانیشدن مفهوم گستردهتری است.
کشورها میتوانند بدون قرارگرفتن در رابطهٔ استعمار نو، تجارت کنند، دانشجو مبادله کنند یا در پروژههای علمی مشترک شرکت داشته باشند.
در مقابل، اگر ساختار روابط جهانی بهگونهای باشد که استقلال تصمیمگیری یک کشور به شکل پایدار و نامتقارن محدود شود، نظریهپردازان ممکن است آن رابطه را در چارچوب استعمار نو تحلیل کنند.
آیندهٔ جهانیشدن
آیندهٔ جهانیشدن به مجموعهای از عوامل بستگی دارد:
- رقابت قدرتهای بزرگ؛
- توسعهٔ هوش مصنوعی؛
- تحول اینترنت؛
- سیاستهای تجاری؛
- تغییر اقلیم؛
- مهاجرت؛
- جنگها؛
- امنیت انرژی؛
- زنجیرههای تأمین؛
- و سیاستهای دولتها.
احتمال دارد جهانیشدن آینده کمتر بر جابهجایی صرف کالا و بیشتر بر داده، خدمات، فناوری و شبکههای دیجیتال متکی باشد.
در عین حال، ملاحظات امنیت ملی میتوانند برخی زنجیرههای اقتصادی را منطقهایتر کنند.
جمعبندی
جهانیشدن یکی از مهمترین فرایندهای شکلدهندهٔ جهان معاصر است. این مفهوم به افزایش ارتباط و وابستگی متقابل جوامع از طریق جریان کالا، خدمات، سرمایه، انسان، فناوری، اطلاعات و اندیشه اشاره دارد.[۱۶]
اگرچه روابط جهانی سابقهای طولانی دارند، نخستین موج بزرگ جهانیشدن اقتصادی مدرن از حدود ۱۸۷۰ شکل گرفت. انقلاب صنعتی، راهآهن، کشتی بخار و تلگراف هزینهٔ ارتباط و تجارت را کاهش دادند. این مرحله با جنگ جهانی اول و دورهٔ جنگها و حمایتگرایی نیمهٔ نخست سدهٔ بیستم مختل شد.[۱۷]
پس از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ تازهای آغاز شد. تشکیل صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، ایجاد گات و سپس سازمان تجارت جهانی، کاهش برخی موانع تجاری و پیشرفت فناوری زمینهٔ گسترش دوبارهٔ روابط اقتصادی بینالمللی را فراهم کردند. سازمان تجارت جهانی در اول ژانویهٔ ۱۹۹۵ در نتیجهٔ مذاکرات دور اروگوئه تأسیس شد.[۱۸]
از دههٔ ۱۹۸۰، انقلاب ارتباطات و سپس اینترنت جهانیشدن را وارد مرحلهٔ جدیدی کردند. تولید در قالب زنجیرههای ارزش جهانی سازمان یافت، سرمایه با سرعت بیشتری میان کشورها حرکت کرد و انتقال اطلاعات تقریباً آنی شد.
پیامدهای این فرایند یکسان نبودهاند. جهانیشدن میتواند تجارت، سرمایهگذاری، انتقال فناوری و همکاری علمی را افزایش دهد، اما میتواند همزمان موجب جابهجایی مشاغل، انتقال بحرانهای مالی و افزایش قدرت برخی بازیگران اقتصادی شود. نحوهٔ توزیع منافع آن تا حد زیادی به ساختار اقتصاد، کیفیت نهادها و سیاستهای دولتها وابسته است.
جهانیشدن همچنین با امپریالیسم و استعمار نو تفاوت دارد. جهانیشدن فرایند افزایش ارتباط و وابستگی متقابل است، در حالی که امپریالیسم و استعمار نو مفاهیمی مربوط به روابط سلطه و عدم تقارن قدرت هستند. با این حال، منتقدان جهانیشدن استدلال میکنند که روابط جهانی در شرایط نابرابر میتوانند ساختارهای وابستگی را بازتولید کنند.
جهانیشدن در دهههای اخیر نیز متوقف نشده، بلکه شکل آن در حال تغییر است. افزایش خدمات دیجیتال، جریان داده، فناوری و زنجیرههای ارزش در کنار رشد حمایتگرایی و رقابت ژئوپولیتیک نشان میدهد که جهان همزمان شاهد نیروهای ادغامکننده و نیروهای واگراست.[۱۹]
از این رو، مسئلهٔ اصلی در بحث معاصر دیگر صرفاً موافقت یا مخالفت با جهانیشدن نیست، بلکه چگونگی تنظیم روابط جهانی، توزیع منافع و هزینهها، حفظ استقلال سیاسی جوامع، حمایت از حقوق انسانها و ایجاد سازوکارهای پاسخگو برای مدیریت مسائل فرامرزی است.
جستارهای وابسته
- سرمایهداری
- استعمار
- استعمار نو
- امپریالیسم
- استثمار
- نظریه وابستگی
- مدرنیسم
- پستمدرنیسم
- نولیبرالیسم
- جامعهشناسی
- جامعهشناسی سیاسی
- جامعهشناسی تاریخی
- علوم سیاسی
- روابط بینالملل
- دموکراسی
- اقتدارگرایی
- اپوزیسیون
- پروپاگاندا
- حقوق بشر
- حق تعیین سرنوشت
- سازمان ملل متحد
- مجمع عمومی سازمان ملل متحد
- جنبش عدم تعهد
- جنگ جهانی اول
- جنگ جهانی دوم
منابع
- ↑ International Monetary Fund, “IMF Glossary,” entry: Globalization.
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” Finance & Development, June 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “IMF Glossary.”
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “Eras of Globalization,” Finance & Development, June 2023.
- ↑ World Trade Organization, “The GATT Years: From Havana to Marrakesh.”
- ↑ World Trade Organization, “The GATT Years.”
- ↑ World Trade Organization, “The Uruguay Round.”
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization: The Story Behind the Numbers.”
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “Eras of Globalization,” 2023.
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
- ↑ International Monetary Fund, “IMF Glossary,” Globalization.
- ↑ International Monetary Fund, “Eras of Globalization,” 2023.
- ↑ World Trade Organization, “The GATT Years: From Havana to Marrakesh.”
- ↑ International Monetary Fund, “Globalization Today,” 2024.
کتابشناسی
- Appadurai, Arjun. Modernity at Large: Cultural Dimensions of Globalization. Minneapolis: University of Minnesota Press, 1996.
- Bauman, Zygmunt. Globalization: The Human Consequences. New York: Columbia University Press, 1998.
- Beck, Ulrich. What Is Globalization? Cambridge: Polity Press, 2000.
- Castells, Manuel. The Rise of the Network Society. 2nd ed. Oxford: Wiley-Blackwell, 2010.
- Giddens, Anthony. The Consequences of Modernity. Stanford: Stanford University Press, 1990.
- Harvey, David. The Condition of Postmodernity. Oxford: Blackwell, 1989.
- Held, David, Anthony McGrew, David Goldblatt, and Jonathan Perraton. Global Transformations: Politics, Economics and Culture. Stanford: Stanford University Press, 1999.
- Rodrik, Dani. The Globalization Paradox: Democracy and the Future of the World Economy. New York: W. W. Norton, 2011.
- Sassen, Saskia. A Sociology of Globalization. New York: W. W. Norton, 2007.
- Stiglitz, Joseph E. Globalization and Its Discontents. New York: W. W. Norton, 2002.
- Stiglitz, Joseph E. Making Globalization Work. New York: W. W. Norton, 2006.
- World Trade Organization. The History and Future of the World Trade Organization. Geneva: WTO, 2013.