صمد بهرنگی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صمد بهرنگی
صمد بهرنگی نویسنده.JPG
صمد بهرنگی نویسنده ادبیات کودکان
زمینهٔ کاری ادبیات کودکان
زادروز ۲ تیر ۱۳۱۸
محله چرنداب تبریز
پدر و مادر عزت و سارا
مرگ ۱۲ شهریور ۱۳۴۷
رود ارس، ساحل روستای کوانق
ملیت ایرانی
محل زندگی تبریز - قفقاز
جایگاه خاکسپاری گورستان امامیه تبریز
لقب «ص. قارانقوش»، «چنگیزمرآتی»، «افشین پرویزی»، «صاد»،«داریوش نواب مرغی»،«بهرنگ»،«بابک بهرامی»،«ص.آدام»،«آدی باتمیش»
سال‌های نویسندگی ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۷
سبک نوشتاری ادبیات کودکان
فرزندان ندارد
مدرک تحصیلی لیسانس زبان وادبیات انگلیسی
دلیل سرشناسی ماهی سیاه کوچولو
کند و کاو در مسائل تربیتی ایران
تلخون
۲۴ ساعت در خواب و بیداری
الدوز و کلاغها
اثرگذاشته بر ادبیات کودکان ایران
اثرپذیرفته از انقلاب مشروطیت

صمد بهرنگی (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۱۲ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ التحصیل شد. صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمد و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان بهروز دهقانی برادر اشرف و روح انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل سازمان چریک های فدایی خلق ایران داشتند.

صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به ساواک ارتباط می‌دهند.

زندگی صمد بهرنگی

صمدبهرنگی، دریکی از محله های قدیمی جنوب شهر تبریز، محله ی چرنداب، کوچه «اسکویی لر» بدنیا آمد و پس از تولد درکوچه «جمال آباد» همان محله کودکی سختی همراه باتنگدستی را با خواهران وبرادرانش گذراند.[۱]

دوران تحصیل صمد بهرنگی

پدرش که کارگر زهتابی بود برای تامین خانواده به کارهای مختلفی دست زد ازجمله فروش آب با مشک به قفقازها وروسها، عزت بالاخره برای غلبه بر این تنگدستی به همراه تعدادی از بیکاران عازم قفقاز وباکو شد که دیگر خبری ازوی نیامد.

صمد بهرنگی درمهرماه، سال ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز وارد شد و با سختی تمام تحصیلات مقدماتی خوددردانشسرا را درخرداد سال ۱۳۳۶ به اتمام رساند.

وی درمهر ماه همان سال برای تامین مخارج خانواده از هجده سالگی به معلمی درروستاهای گوگان، ماما غان، آخیرجان، قندجهان، وشهرستان آذرشهر درآذربایجان شرقی پرداخت.[۲]

دوران معلمی و فعالیتهای سیاسی وفرهنگی

صمدبهرنگی، درسال ۱۳۳۷همراه با معلمی برای ادامه تحصیل در دانشکده ادبیات فارسی وزبانهای خارجی دانشگاه تبریزپذیرفته شد و طی سه سال گواهینامه فارغ التحصیلی خود را با مدرک لیسانس زبان انگلیسی از این دانشکده دریافت کرد.

صمد بهرنگی در دوران معلمی دوستی نزدیکی با همکلاسی خود بهروز دهقانی و کاظم سعادتی که هردو فارغ التحصیل دانشسرای مقدماتی تبریز بودند، داشت.

بهروز دهقانی برادر اشرف و روح انگیز دهقانی به همراه کاظم سعادتی از کادرهای اصلی محفل تبریز درتشکیل سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بودند،

تصویری از صمد وبهروز دهقانی و کاظم سعادتی
تصویری کمتر دیده شده از صمد وبهروز دهقانی و کاظم سعادتی

او بعدها با علیرضا نابدل، بهروز دهقانی، غلام حسین فرنود، رحیم رئیس نیا و مناف فلکی درسال ۱۳۴۴ هفته نامه ی «مهد آزادی» را در۱۷ شماره منتشر کرد.[۳]

افسانه های آذربایجان و متل ها و چیستانها کار مشترک بهروز دهقانی و صمد بهرنگی در نویسندگی بود.

صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمدو... دوستی و روابط نزدیکی داشت.

او چند ماهی را درتهران برای کار روی کتاب الفبای خود گذراند که در این دوره کوتاه هم دلتنگ شاگردان و دوستانش درتبریزبود و درنامه ای چنین نوشته است.

«بچه ها خیال نکنیدکه خیابان وکاخ های سر به آسمان کشیده تهران مرا از خود بی خود و شما‌ را فراموش کرده ام. شما کار کنید، کتاب بخوانید و کتابخانه مدرسه را غنی تر کنید، من در اولین فرصت پیش شما می آیم، بچه ها، دلم می خواهد شما را ببینم، باز برف را تماشا کنم و زیر ریزش آن راه بروم.»[۴]

آثار و نوشته های صمد بهرنگی

«عادت» اولین داستان درنوزده سالگی

اولدوز و کلاغها

اولدوز و عروسک سخنگو

پسرک لبو فروش

قوچ علی و دختر پادشاه

ماهی سیاه کوچولو

تصویری از صمد بهرنگی به همراه شاگردانش در روستای آخیر جان
صمد و شاگردانش در آخیرجان،آذر١٣٤٤

یک هلو هزار هلو

«تلخون» دربیست سالگی، انتشار درکتاب هفته با اسم مستعار «قارانقوش»

۲۴ ساعت درخواب و بیداری

سرگذشت پسرک دهاتی (منتشر نشده)

کلاغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها،‌عروسک‌ها و آدم‌ها(منتشر نشده)

کندوکاو درمسائل تربیتی ایران

متل چیستان‌ها (همراه با بهروز دهقانی)

افسانه‌های آذربایجان(۲جلدی همراه با بهروز دهقانی)

پاره پاره

الفبا برای کودکان روستایی(منتشر نشده)

آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران

ترجمه ها

«ما الاغها» نوشته غزیز نسین

«خراب‌کار» نوشته چند نویسنده ترک با همکاری بهروز دهقانی

«دفتر اشعار معاصر»(منتشر نشده)[۵]

جوایز ماهی سیاه کوچولو

کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷

دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا

دریافت جایزه بی ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹

دریافت جایزه هانس کریستین اندرسون برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی

کار صمد با نوشتارهای طنزدرنشریات آن روزگار شروع شد، درسال ۱۳۳۹ داستان اولین کتابش «عادت» را نوشت، پس از آن داستان «تلخون» را با نام مستعار «ص.قارانقوش» درکتاب هفته منتشر کرد و در ادامه درسال ۱۳۴۲ «بی نام» را نوشت.

وی اشعارمهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و نیمایوشیج را نیز به زبان آذری ترجمه کرد.

درهمین سالها فعالیتهای صمد بهرنگی مورد حساسیت ساواک شاه قرار گرفت و تهدیدها و توبیخ و جریمه و تبعید آغاز شد.

درسال ۱۳۴۰ تعدادی از دوستان ونزدیکان صمد بهرنگی به دست رژیم شاه دستگیر و اعدام شدند و خودش نیز در اعتصابات فرهنگیان درتبریز در ادامه اعتصاب سراسری فرهنگیان در همان سال شرکت داشت.

درسال ۱۳۴۱ با گزارش مدیردبیرستانی که درآن تدریس می کردبدلیل ایراد سخنان نامربوط بین دبیران دردفتر دبیرستان به دبستان منتقل کردند.

صمدبهرنگی، درادامه این نوع فعالیتها وگسترش فعالیتهای فرهنگی با اقدامات رییس اداره فرهنگ آذرشهر درسال ۱۳۴۲ کارش به دادگاه کشید، وی گزارش کرده بود که صمد در دبیرستان گفته : خدایی وجود ندارد. که البته پس از مجاکمه صمد تبرئه شده وبه فعالیت های خود ادامه داد.

درسال ۱۳۴۶ در اعتصاب بزرگ دانشچویی به همراه کاظم سعادتی و دوستانش شرکت کرد.

درهمان سال درمراسم خاکسپاری جهان پهلوان غلامرضا تختی بهمراه جلال آل احمد و غلامحسین ساعدی شرکت کرد.

صمدبهرنگی، کتاب «الفبای آذری» را درسال ۱۳۴۲ برای مدارس آذربایجان نوشت.

این کتاب به پیشنهاد جلال آل احمد برای چاپ به «کمیته پیکارجهانی با بیسوادی» فرستاده شد؛ اما صمد با تغییراتی که آن کمیته قرار بود درکتاب ایجاد کند با قاطعیت مخالفت کرده و پیشنهاد پول کلان برای چاپ کتاب را نپذیرفت و با اینکارخود خشم عوامل آن کمیته را برعلیه خود برانگیخت.وی درپاسخ برادرش برای علت این کار می گوید:«نمی توانم صفحات اول کتابم را به شاه وشهبانو اختصاص بدهم».

وی درکتاب کندوکاو درمسائل تربیتی ایران کلمات عربی استفاده شده درزبان فارسی را ماننداشتراک زبان ترکی آذری با فارسی مجاز می دانست و با حذف آنها به بهانه پالودگی زبان فارسی مخالف بود، و بر حفظ این واژه ها درآموزش زبان فارسی به کودکان آذربایجانی اصرار می کرد.

صمدبهرنگی، درسال ۱۳۴۳ به علت چاپ کتاب«پاره پاره» با تعقیب دادستانی عادی ۱۰۵ ارتش یک تبریز ۶ ماه از خدمت تعلیق شد.

صمدبهرنگی می نویسد:«مرا از آذرشهر به گاوگان فرستادند و ۲۴۰ تومان از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم...»

سرانجام صمد بهرنگی

صمد بهرنگی یک ماه پس از چاپ کتاب ماهی سیاه کوچولو و اقبال عمومی از آن، در روز ۹ شهریور سال ۱۳۴۷ در کنار روستای کوانق در رود ارس حین شنا غرق شد و جسدش را سه روز بعد در ۱۲ شهریور درنزدیکی پاسگاه کلاله در چند کیلومتری محل غرق شدنش روستاییان از آب گرفتند.

درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد از سویی خانواده صمد وبرادرش و جلال آل احمد و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می شناسیم مدعی است که صمد بدلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است.[۶]

مطالب نوشته شده در باره صمد بهرنگی

«جهان‌بینی ماهی سیاه کوچولو»، منوچهر هزار خانی، آرش، دوره دوم، شماره‌۵، ۱۸آذر۱۳۴۷

«صمد جاودانه شد» علی اشرف درویشیان، ۱۳۵۲

«کتاب جمعه»، سال اول، شماره۶، ۱۵شهریور۱۳۵۸

«برادرم صمد» نوشته اسد بهرنگی

«صمد آن گونه که بود»، رضا رهگذر، ۱۳۷۲

«از آن سالها» حمزه فراهتی ۱۳۸۵

«راز مرگ صمد» اشرف دهقانی ۱۳۸۱

منابع

  1. کتاب برادرم صمد از اسد بهرنگی
  2. کتاب صمد بهرنگی با موجهای ارس به دریا پیوست صفحه ۳۴
  3. کتاب یادمان صمد نوشته علی اشرف درویشیان صفحات ۱۰ تا ۱۴
  4. کتاب صمد با موجهای ارس به دریا پیوست صفحه ۳۸
  5. آرش ویژه نامه صمد صفحه ۱۰۵
  6. مقاله صمد و افسانه عوام از جلال آل احمد و کتاب از آن سالها حمزه فراهتی و کتاب راز مرگ صمد از اشرف دهقانی