عزتالله سحابی
عزتالله سحابی (۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ – ۱۰ خرداد ۱۳۹۰) مهندس، روزنامهنگار، پژوهشگر اقتصادی و از فعالان سیاسی ملی ـ مذهبی ایران بود. فعالیت سیاسی او از دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت آغاز شد و بیش از شش دهه ادامه یافت. سحابی در دورهٔ حکومت محمدرضا شاه پهلوی به نهضت مقاومت ملی و سپس نهضت آزادی ایران پیوست و چند بار به دلیل فعالیتهای سیاسی بازداشت و زندانی شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ عضو شورای انقلاب اسلامی ایران، نمایندهٔ تهران در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه و نمایندهٔ دورهٔ نخست مجلس شورای اسلامی بود.[۱][۲]
سحابی بعدها از نهضت آزادی فاصله گرفت و به یکی از چهرههای اصلی جریان موسوم به ملی ـ مذهبی تبدیل شد. او از آغاز دههٔ ۱۳۷۰ انتشار ماهنامهٔ ایران فردا را بر عهده گرفت و در مقالات و سخنرانیهای خود دربارهٔ توسعه، عدالت اجتماعی، اقتصاد ایران، استقلال ملی و دموکراسی نوشت. فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی او در جمهوری اسلامی نیز به بازداشت و زندان انجامید؛ سازمانهای بینالمللی حقوق بشر در آغاز دههٔ ۱۳۸۰ دربارهٔ بازداشت طولانی و شرایط نگهداری او ابراز نگرانی کردند.[۳][۴]
از ویژگیهای اندیشهٔ سیاسی سحابی تأکید همزمان بر «استقلال»، «آزادی»، «عدالت اجتماعی» و «توسعه» بود. او منتقد سلطنت پهلوی بود و پس از انقلاب نیز به تدریج در زمرهٔ منتقدان سیاستها و ساختارهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. سحابی در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در ۸۱ سالگی در تهران درگذشت.[۵]
خانواده و سالهای نخست زندگی
عزتالله سحابی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد.[۶] پدرش یدالله سحابی، استاد دانشگاه، زمینشناس، فعال سیاسی و از چهرههای مذهبی نوگرا بود که بعدها همراه با مهدی بازرگان و محمود طالقانی در تأسیس نهضت آزادی ایران نقش داشت.
رشد در خانوادهای که هم با علوم جدید و هم با فعالیتهای دینی و سیاسی ارتباط داشت، در شکلگیری نگرش عزتالله سحابی تأثیر گذاشت. یدالله سحابی از حامیان محمد مصدق و نهضت ملی شدن نفت بود و منزل و محیط خانوادگی سحابی محل رفتوآمد شماری از فعالان سیاسی و مذهبی آن دوره بهشمار میرفت.[۲]
عزتالله سحابی بعدها در خاطرات و نوشتههای خود بارها از تأثیر پدر، بازرگان و فضای نهضت ملی بر شکلگیری اندیشهٔ سیاسی خود سخن گفت.
تحصیلات
سحابی تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران ادامه داد و در رشتهٔ مهندسی مکانیک فارغالتحصیل شد.[۷]
فعالیتهای فرهنگی و سیاسی او در همین دوره گسترش یافت. او با انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران همکاری داشت و در انتشار نشریات دانشجویی از جمله فروغ علم و گنج شایگان مشارکت کرد.[۱]
دانشگاه تهران در دههٔ ۱۳۲۰ و اوایل دههٔ ۱۳۳۰ یکی از مراکز اصلی فعالیت سیاسی دانشجویان بود. گسترش جنبش ملی شدن نفت و رویارویی دولت مصدق با دربار و دولت بریتانیا فضای سیاسی دانشگاهها را نیز تحت تأثیر قرار داده بود.
آغاز فعالیت سیاسی و نهضت ملی شدن نفت
سحابی فعالیت سیاسی خود را در سالهای دانشجویی و همزمان با جنبش ملی شدن صنعت نفت آغاز کرد. او از حامیان محمد مصدق و جبهه ملی ایران بود و در فضای سیاسیای فعالیت میکرد که مسئلهٔ استقلال اقتصادی و سیاسی ایران در مرکز آن قرار داشت.[۷]
جنبش ملی شدن نفت برای سحابی تنها یک رخداد سیاسی نبود. مفهوم «استقلال ملی» بعدها به یکی از پایههای ثابت اندیشهٔ او تبدیل شد و در کنار عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی در نوشتهها و مواضعش باقی ماند.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق، فعالیت آزادانهٔ احزاب و گروههای حامی نهضت ملی محدود شد. سحابی به شبکهای از فعالان مخالف کودتا پیوست که با نام نهضت مقاومت ملی فعالیت میکردند.[۸]
نهضت مقاومت ملی
نهضت مقاومت ملی پس از کودتای ۲۸ مرداد با مشارکت شماری از اعضای جبهه ملی و نیروهای مذهبی هوادار مصدق شکل گرفت. هدف اصلی آن حفظ شبکهٔ سیاسی مخالف حکومت کودتا و ادامهٔ دفاع از اهداف نهضت ملی بود.
سحابی در فعالیتهای این تشکل و انتشار مطالب سیاسی مرتبط با آن مشارکت داشت. فعالیت در نهضت مقاومت نخستین تجربههای جدی او در کار سیاسی مخفی و نیمهمخفی بود و بعدها بر فعالیتش در نهضت آزادی اثر گذاشت.[۱]
او همچنین در مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مذهبی شرکت کرد که از دل آن شبکههایی چون انجمن اسلامی مهندسین و مؤسسات فرهنگی و آموزشی نزدیک به جریان مذهبی نوگرا پدید آمدند.
پیوستن به نهضت آزادی ایران
نهضت آزادی ایران در اردیبهشت ۱۳۴۰ با محوریت مهدی بازرگان، یدالله سحابی و محمود طالقانی تأسیس شد. عزتالله سحابی نیز از اعضای این جریان شد و در فعالیتهای تشکیلاتی آن شرکت کرد.[۲]
نهضت آزادی در آغاز خود را ادامهدهندهٔ راه نهضت ملی ایران و وفادار به قانون اساسی مشروطه معرفی میکرد و میکوشید میان ملیگرایی، اسلامگرایی نوگرا و فعالیت سیاسی قانونی پیوند برقرار کند.
سحابی در این دوره به عضویت شورای مرکزی نهضت درآمد و به یکی از کادرهای فعال آن تبدیل شد.
بازداشت در دههٔ ۱۳۴۰
در پی افزایش فعالیتهای سیاسی نهضت آزادی و رویارویی آن با حکومت پهلوی، شماری از رهبران و اعضای سازمان بازداشت شدند.
سحابی در سالهای آغازین دههٔ ۱۳۴۰ همراه با شماری از اعضای نهضت آزادی بازداشت و در دادگاه نظامی محاکمه شد.[۲]
محاکمهٔ رهبران نهضت آزادی از محاکمات سیاسی مشهور این دوره بود. بازرگان، یدالله سحابی، محمود طالقانی و دیگر اعضای این جریان به مجازاتهای زندان محکوم شدند.
عزتالله سحابی نیز چند سال از این دوره را در زندان گذراند.
ارتباط با فعالان سازمان مجاهدین خلق
در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ و آغاز دههٔ ۱۳۵۰ بخشی از نسل جوان مذهبی که از فعالیتهای قانونی و مسالمتآمیز ناامید شده بود، به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. از میان آنان سازمانی شکل گرفت که بعدها با نام سازمان مجاهدین خلق ایران شناخته شد.
شماری از بنیانگذاران و اعضای اولیهٔ این سازمان از نظر فکری و سیاسی با شبکهٔ مذهبی ـ ملی نزدیک به نهضت آزادی ارتباط داشتند.
سحابی نیز با بعضی از این فعالان ارتباط داشت و در سال ۱۳۵۰ در ارتباط با فعالیتهای سیاسی مخالف حکومت بار دیگر بازداشت شد.[۱]
او به حبس طولانی محکوم شد و تا ماههای پایانی حکومت پهلوی در زندان ماند.
سالهای طولانی زندان در دوره پهلوی
سحابی بخش قابل توجهی از دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ را در زندان سپری کرد. این تجربه بعدها بخش مهمی از خاطرات سیاسی او را تشکیل داد.
در زندان، طیفهای مختلف مخالف حکومت پهلوی شامل نیروهای مذهبی، ملیگرا، چپ و اعضای سازمانهای مسلح در کنار یکدیگر حضور داشتند. تحولات فکری درون سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۵۴ و تغییر ایدئولوژی بخشی از سازمان به مارکسیسم نیز فضای زندانهای سیاسی را تحت تأثیر قرار داد.
سحابی در خاطرات خود به اختلافات فکری میان نیروهای مذهبی و مارکسیست و نیز روابط میان گروههای مختلف سیاسی در زندان پرداخته است.
او در جریان آزادی زندانیان سیاسی در ماههای پایانی سال ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.
انقلاب ۱۳۵۷ و شورای انقلاب
با گسترش اعتراضات علیه حکومت محمدرضا شاه، سحابی پس از آزادی از زندان بار دیگر وارد فعالیت سیاسی شد.
او در آستانهٔ پیروزی انقلاب به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران درآمد. شورای انقلاب یکی از مهمترین نهادهای تصمیمگیری در دورهٔ انتقال قدرت بود و پیش و پس از سقوط حکومت پهلوی در اداره امور کشور نقش داشت.[۱]
سحابی در این دوره به حلقهای از نیروهای ملی ـ مذهبی نزدیک بود که از انقلاب حمایت میکردند و همزمان بر ادارهٔ قانونی، برنامهریزی اقتصادی و ایجاد نهادهای مدنی تأکید داشتند.
مجلس بررسی نهایی قانون اساسی
در سال ۱۳۵۸ سحابی از حوزهٔ تهران به عضویت مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مشهور به مجلس خبرگان قانون اساسی، انتخاب شد.[۱]
این مجلس وظیفه داشت پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی را بررسی و متن نهایی را تدوین کند.
بحث دربارهٔ ساختار حکومت، اختیارات نهادهای سیاسی، جایگاه روحانیت و اصل ولایت فقیه از مناقشههای اصلی این مجلس بود.
سحابی در سالهای بعد نسبت به روند تمرکز قدرت در جمهوری اسلامی و کاهش نقش نهادهای انتخابی انتقاد کرد.
سازمان برنامه و بودجه
سحابی پس از انقلاب در حوزهٔ برنامهریزی اقتصادی نیز مسئولیت یافت.
در ۱۶ آبان ۱۳۵۸، بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، او به عنوان وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه منصوب شد.[۹]
سازمان برنامه و بودجه در آن زمان یکی از مهمترین نهادهای سیاستگذاری اقتصادی کشور بود و مسئولیت تدوین برنامههای توسعه و تنظیم بودجه را بر عهده داشت.
تجربهٔ فعالیت در این سازمان تأثیر زیادی بر دیدگاههای اقتصادی سحابی گذاشت. او بعدها بخش عمدهای از فعالیت فکری خود را به بررسی توسعه، درآمدهای نفتی، ساختار دولت و مناسبات اقتصادی ایران اختصاص داد.
دوره نخست مجلس شورای اسلامی
سحابی در انتخابات نخستین دورهٔ مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی انتخاب شد و از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ در مجلس حضور داشت.[۱]
او در مجلس در مباحث اقتصادی و برنامهریزی فعال بود و ریاست کمیسیون برنامه و بودجه را نیز بر عهده داشت.
دورهٔ نخست مجلس با تحولات مهمی چون جنگ ایران و عراق، برکناری ابوالحسن بنیصدر، تشدید منازعات سیاسی داخلی و گسترش قدرت نیروهای نزدیک به حزب جمهوری اسلامی همراه بود.
در همین دوره فاصلهٔ سیاسی سحابی با جریان حاکم افزایش یافت.
جدایی از نهضت آزادی
سحابی در اسفند ۱۳۵۸ از نهضت آزادی ایران استعفا کرد. دربارهٔ دلایل این جدایی روایتها و تفسیرهای مختلفی وجود دارد.[۱۰]
یکی از اختلافات مهم او با بخشی از نهضت آزادی به مسائل اقتصادی بازمیگشت. سحابی نسبت به اقتصاد بازار آزاد و الگوی توسعهای که از نظر او به عدالت اجتماعی توجه کافی نداشت انتقاد داشت و بر نقش برنامهریزی، تولید ملی و توزیع عادلانهتر درآمد تأکید میکرد.[۷]
با این حال، او رابطهٔ شخصی و تاریخی خود با بسیاری از چهرههای نهضت آزادی، از جمله مهدی بازرگان، را حفظ کرد.
شکلگیری جریان ملی ـ مذهبی
در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ مجموعهای از فعالان سیاسی و فکری با پیشینههای متفاوت ملی، اسلامی و سوسیالیستی به تدریج در قالب جریان «ملی ـ مذهبی» شناخته شدند.
سحابی یکی از مهمترین چهرههای این جریان بود.
اصطلاح ملی ـ مذهبی به مجموعهای از فعالان اشاره داشت که از یک سو بر استقلال و حاکمیت ملی تأکید میکردند و از سوی دیگر خود را به سنت فکری دینی و اصلاح دینی مرتبط میدانستند.
این جریان سازمان حزبی واحدی نداشت، اما سحابی نقش مهمی در ایجاد هماهنگی میان فعالان آن ایفا کرد.
در سالهای بعد «شورای فعالان ملی ـ مذهبی» شکل گرفت و سحابی تا پایان زندگی از چهرههای اصلی و رهبران آن بود.[۵]
دیدگاههای اقتصادی
اقتصاد و توسعه بخش مهمی از اندیشهٔ سحابی را تشکیل میداد.
او از منتقدان وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی بود و معتقد بود توسعهٔ پایدار بدون گسترش تولید، صنعت، کشاورزی و مشارکت اجتماعی امکانپذیر نیست.
سحابی در عین مخالفت با سرمایهداری رهاشده از نظارت اجتماعی، از اقتصاد دولتی متمرکز نیز دفاع نمیکرد. او در نوشتههای خود به دنبال الگویی بود که رشد اقتصادی را با عدالت اجتماعی و استقلال ملی ترکیب کند.
مفهوم «توسعهٔ متوازن» در بسیاری از بحثهای او حضور داشت. جلسات فکریای که در پایان دههٔ ۱۳۶۰ و آغاز دههٔ ۱۳۷۰ با مشارکت شماری از فعالان ملی ـ مذهبی برگزار میشد، به بررسی مسائل توسعه، اقتصاد و جامعه ایران اختصاص داشت.[۱۱]
نشریه ایران فردا
یکی از مهمترین فعالیتهای فکری و مطبوعاتی سحابی انتشار ماهنامهٔ ایران فردا بود.
این نشریه در آغاز دههٔ ۱۳۷۰ با صاحبامتیازی و مدیریت سحابی منتشر شد و به یکی از مهمترین نشریات جریان ملی ـ مذهبی تبدیل شد.[۱۱]
ایران فردا موضوعاتی چون توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی، جامعه مدنی، دموکراسی، نفت، سیاست خارجی و مسائل فرهنگی را بررسی میکرد.
این نشریه همچنین محلی برای انتشار دیدگاههای گروهی از نویسندگان و روشنفکران ملی ـ مذهبی بود.
با گسترش توقیف مطبوعات در سال ۱۳۷۹، ایران فردا نیز توقیف شد.[۷]
انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت رفسنجانی
سحابی در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی از برخی سیاستهای اقتصادی دولت، بهویژه شیوهٔ خصوصیسازی و برنامهٔ تعدیل اقتصادی، انتقاد کرد.
او معتقد بود توسعهٔ اقتصادی بدون عدالت اجتماعی، مشارکت عمومی و پاسخگویی سیاسی میتواند به افزایش شکافهای طبقاتی منجر شود.
سحابی همچنین از امضاکنندگان نامههایی انتقادی دربارهٔ وضع سیاسی و اقتصادی کشور بود.
این فعالیتها در دههٔ ۱۳۷۰ موجب افزایش فشارهای امنیتی بر او و دیگر فعالان ملی ـ مذهبی شد.
بازداشتهای پس از انقلاب
سحابی با وجود سابقهٔ عضویت در شورای انقلاب و مسئولیتهای حکومتی در سالهای نخست جمهوری اسلامی، بعدها چند بار توسط نهادهای امنیتی و قضایی بازداشت شد.
او خود در مصاحبهای دربارهٔ بازجوییها و دوران بازداشت پس از دههٔ ۱۳۷۰ از فشارهای روانی و شیوههای بازجویی انتقاد کرد.[۱۲]
برخی سازمانهای حقوق بشری نیز نحوهٔ بازداشت و نگهداری او را مورد انتقاد قرار دادند.
کنفرانس برلین
در آوریل ۲۰۰۰ میلادی شماری از فعالان سیاسی، نویسندگان و روزنامهنگاران ایرانی در کنفرانسی در برلین شرکت کردند که به بررسی تحولات سیاسی ایران پس از انتخابات مجلس ششم اختصاص داشت.
سحابی یکی از شرکتکنندگان این نشست بود.
پس از بازگشت به ایران، شماری از حاضران در کنفرانس بازداشت و محاکمه شدند.
سحابی در خرداد ۱۳۷۹ مدتی بازداشت شد و بار دیگر در آذر همان سال پس از سخنرانی در یک گردهمایی دانشجویی بازداشت شد.[۱۳]
دادگاه انقلاب او را در پروندهٔ مربوط به کنفرانس برلین به چهار سال و نیم زندان محکوم کرد.[۴]
گزارشگر ویژهٔ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری این محاکمات را سیاسی دانستند و دربارهٔ رعایتنشدن معیارهای دادرسی عادلانه ابراز نگرانی کردند.[۱۴]
بازداشت فعالان ملی ـ مذهبی
در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ موجی از بازداشت فعالان ملی ـ مذهبی صورت گرفت.
سحابی نیز برای مدت طولانی در بازداشت ماند. گروه کاری بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل گزارش کرد که او از ۱۶ دسامبر ۲۰۰۰ بازداشت شده و مدتی از دسترسی آزاد به خانواده، وکیل و پزشک محروم بوده است.[۱۳]
عفو بینالملل نیز در سپتامبر ۲۰۰۱ اعلام کرد که سحابی همچنان در زندان به سر میبرد و دربارهٔ وضعیت زندانیان سیاسی مرتبط با این پرونده ابراز نگرانی کرد.[۳]
سحابی بعدها دربارهٔ فشارهای روانی در دوران بازداشت سخن گفت.
اندیشه سیاسی
اندیشهٔ سیاسی سحابی را نمیتوان بهسادگی در قالب یک ایدئولوژی واحد قرار داد.
او تحت تأثیر ملیگرایی مصدقی، نوگرایی دینی، برخی ایدههای سوسیالیستی دربارهٔ عدالت اجتماعی و تجربهٔ توسعهٔ کشورهای جهان سوم بود.
چهار مفهوم در بخش بزرگی از نوشتههای او تکرار میشود:
- استقلال ملی؛
- آزادی و دموکراسی؛
- عدالت اجتماعی؛
- توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی.
او معتقد بود تمرکز بر یکی از این عناصر بدون سه عنصر دیگر نمیتواند مشکلات تاریخی ایران را حل کند.
ملیگرایی
سحابی خود را در ادامهٔ سنت محمد مصدق و نهضت ملی ایران میدانست.
ملیگرایی او بر استقلال سیاسی، حاکمیت ملی و جلوگیری از وابستگی اقتصادی متمرکز بود.
در عین حال، او با صورتهایی از ناسیونالیسم که بر برتری قومی یا فرهنگی استوار باشند فاصله داشت.
مسئلهٔ نفت نیز در اندیشهٔ او اهمیت ویژه داشت. سحابی معتقد بود نحوهٔ استفاده از درآمد نفت نقشی اساسی در شکلگیری رابطه دولت و جامعه در ایران داشته است.
دین و سیاست
سحابی از خانوادهای مذهبی برخاسته بود و خود نیز تا پایان زندگی هویت دینی خود را حفظ کرد.
با این حال، تجربهٔ جمهوری اسلامی موجب شد بیش از پیش بر ضرورت محدودشدن قدرت سیاسی، حاکمیت قانون و مشارکت مردم تأکید کند.
او از جریان نوگرایی دینی ایران بود و دین را با عدالت اجتماعی، اخلاق و مسئولیت مدنی مرتبط میدانست.
در جریان ملی ـ مذهبی نیز تأکید بر هویت دینی با دفاع از دموکراسی و حاکمیت ملی همراه بود.
نگاه به انقلاب ۱۳۵۷
سحابی از شرکتکنندگان و حامیان انقلاب ۱۳۵۷ بود و در نخستین سالهای پس از انقلاب مسئولیتهای مهمی بر عهده داشت.
با گذشت زمان، او به نقد بسیاری از تحولات سیاسی پس از انقلاب پرداخت.
در خاطرات و مصاحبههای خود کوشید میان اهداف اولیهٔ انقلاب و ساختار سیاسیای که بعدها شکل گرفت تمایز بگذارد.
او تمرکز قدرت، کاهش تحمل سیاسی و محدودشدن فعالیت جریانهای مستقل را از مشکلات اساسی جمهوری اسلامی میدانست.
اصلاحات و تغییر سیاسی
سحابی در سالهای پایانی زندگی عمدتاً از تغییرات مسالمتآمیز و تدریجی دفاع میکرد.
او با تجربهٔ چند دهه فعالیت سیاسی، نسبت به پیامدهای خشونت و فروپاشی نظم اجتماعی نگرانی داشت و بر تقویت جامعه مدنی، فعالیت سیاسی علنی و افزایش مشارکت عمومی تأکید میکرد.
به همین دلیل، جریان ملی ـ مذهبی تحت تأثیر او عموماً راهبردی اصلاحطلبانه و مسالمتآمیز داشت، هرچند مواضع آن در بسیاری موارد از اصلاحطلبان حکومتی انتقادیتر بود.
ایران فردا و مباحث توسعه
فعالیت سحابی در ایران فردا بخش مهمی از میراث فکری اوست.
مباحث اقتصادی و اجتماعی منتشرشده در این نشریه، مسائلی مانند «توسعهٔ پایدار»، «اقتصاد نفتی»، «جامعهٔ مدنی»، «عدالت اجتماعی» و «رابطهٔ دولت و ملت» را دربرمیگرفت.
سحابی توسعه را صرفاً رشد تولید ناخالص داخلی نمیدانست. در نگاه او، توسعه باید با افزایش مشارکت سیاسی، کاهش نابرابری و تقویت نهادهای اجتماعی همراه باشد.
آثار و نوشتهها
بخش بزرگی از آثار سحابی حاصل سخنرانیها، مقالات، مصاحبهها و جلسات فکری اوست.
از کتابها و مجموعههای منتشرشده با نام او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- نیم قرن خاطره و تجربه؛
- مقدمهای بر تاریخ جنبش ملی ایران؛
- دغدغههای فردای ایران؛
- مباحث بنیادی ملی؛
- ناگفتههای انقلاب؛
- آثاری دربارهٔ محمد مصدق، دولت ملی، کودتای ۲۸ مرداد و مسائل توسعه ایران.
همچنین مجموعهٔ گستردهای از مقالات اقتصادی و سیاسی او در نشریه ایران فردا و دیگر نشریات منتشر شده است.[۱]
نیم قرن خاطره و تجربه
کتاب نیم قرن خاطره و تجربه از منابع مهم برای شناخت زندگی و دیدگاههای سحابی است.
این خاطرات دورههای مختلف زندگی او، از نهضت ملی شدن نفت تا زندانهای دوران پهلوی، انقلاب ۱۳۵۷ و فعالیتهای سالهای پس از انقلاب را در بر میگیرد.
مانند همهٔ خاطرات سیاسی، مطالب این کتاب بازتاب روایت و برداشت شخص سحابی از وقایع است و برای پژوهش تاریخی باید در کنار اسناد و روایتهای دیگر بررسی شود.
خانواده
عزتالله سحابی با زری سحابی، زریندخت عطایی، ازدواج کرد. همسر او از بستگان مهدی بازرگان بود.[۵]
یکی از فرزندان او هاله سحابی، فعال اجتماعی و حقوق زنان، بود.
هاله سحابی نیز در سالهای پایانی عمر پدرش به دلیل فعالیتهای سیاسی زندانی شد.
بیماری و درگذشت
در بهار ۱۳۹۰ وضعیت جسمانی سحابی وخیم شد. او پس از بستریشدن در بیمارستان مدرس تهران برای مدتی در حالت بیهوشی قرار گرفت.
عزتالله سحابی در بامداد ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در ۸۱ سالگی در تهران درگذشت.[۸][۵]
در زمان بیماری او، دخترش هاله سحابی در زندان بود و برای ملاقات با پدر و سپس شرکت در مراسم تشییع وی به مرخصی آمد.
درگذشت هاله سحابی در مراسم تشییع
مراسم تشییع و خاکسپاری عزتالله سحابی در ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ با حضور مأموران امنیتی برگزار شد.
در جریان این مراسم هاله سحابی، دختر او، جان باخت.
دربارهٔ شرایط دقیق مرگ هاله سحابی گزارشهای متفاوتی منتشر شد. شاهدان و برخی رسانهها گفتند که در جریان برخورد مأموران با شرکتکنندگان و تلاش برای گرفتن تصویر پدرش از دست او، هاله مورد ضربوشتم قرار گرفت و سپس دچار عارضه قلبی شد؛ مقامهای رسمی ایران وقوع ضربوشتم را رد کردند و علت مرگ را عارضه قلبی اعلام کردند.[۵]
به دلیل این اختلاف روایتها، علت و زمینهٔ دقیق مرگ او موضوع مناقشه باقی ماند.
مرگ هاله تنها یک روز پس از مرگ پدرش بازتاب گستردهای در رسانهها و محافل سیاسی پیدا کرد.
جایگاه در جریان ملی ـ مذهبی
سحابی تا زمان مرگ یکی از برجستهترین چهرههای جریان ملی ـ مذهبی ایران بود.
نسلی از فعالان این جریان از طریق جلسات فکری، ایران فردا و فعالیتهای سیاسی با او همکاری داشتند.
تأکید او بر پیوند میان ملیگرایی مصدقی، دین، عدالت اجتماعی و دموکراسی یکی از مشخصههای فکری جریان ملی ـ مذهبی در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ شد.
رابطه با محمد مصدق
محمد مصدق جایگاه مهمی در اندیشه سیاسی سحابی داشت.
او مصدق را نماد مبارزه برای استقلال و حاکمیت ملی میدانست و همواره خود را از میراث نهضت ملی ایران متأثر میدانست.
مفهوم استقلال در آثار اقتصادی سحابی نیز از همین تجربه تاریخی سرچشمه میگرفت. از نگاه او، استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی و تقویت تولید داخلی پایدار نمیماند.
دیدگاه درباره توسعه
یکی از حوزههایی که سحابی را از بسیاری از فعالان صرفاً سیاسی متمایز میکرد، توجه مستمر او به مسئله توسعه بود.
او توسعه را فرایندی چندبعدی میدانست که اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه را همزمان دربرمیگیرد.
سحابی منتقد الگوهایی بود که توسعه را صرفاً به افزایش درآمد نفت یا پروژههای بزرگ عمرانی تقلیل میدادند.
او تأکید داشت که توسعه بدون مشارکت مردم و نهادهای مدنی پایدار نخواهد ماند.[۱۱]
نقد اقتصاد نفتی
اقتصاد نفتی یکی از موضوعات ثابت نوشتههای اقتصادی سحابی بود.
او استدلال میکرد اتکای گسترده دولت به درآمد نفت، استقلال دولت از مالیات شهروندان را افزایش میدهد و میتواند پاسخگویی سیاسی را کاهش دهد.
از این منظر، مسئله نفت برای او صرفاً اقتصادی نبود، بلکه با ساختار قدرت سیاسی و رابطهٔ دولت و جامعه ارتباط داشت.
تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به درآمد نفت و توسعه بخشهای مولد از محورهای پیشنهادهای اقتصادی او بود.
عدالت اجتماعی
سحابی عدالت اجتماعی را یکی از پیششرطهای توسعه میدانست.
این نگرش از جمله دلایل فاصلهگیری او از برخی مواضع اقتصادی نهضت آزادی بود. او معتقد بود اتکای صرف به سازوکارهای بازار نمیتواند مسائل نابرابری و توسعهنیافتگی ایران را حل کند.[۷]
در عین حال، تجربه اقتصاد دولتی جمهوری اسلامی نیز سبب شد او نسبت به تمرکز بیش از اندازهٔ مالکیت و مدیریت اقتصادی در دولت انتقاد داشته باشد.
از این رو، دیدگاه اقتصادی او را میتوان جستوجویی برای ایجاد تعادل میان بازار، برنامهریزی، عدالت و مشارکت اجتماعی دانست.
فعالیت سیاسی مسالمتآمیز
سحابی در دهههای پایانی زندگی بر فعالیت سیاسی مسالمتآمیز تأکید داشت.
تجربه زندان، انقلاب، درگیریهای سیاسی دههٔ ۱۳۶۰ و سرکوبهای بعدی در شکلگیری این موضع اثر داشت.
او از تغییر سیاسی از طریق جامعه مدنی، فعالیت علنی، آزادی مطبوعات و افزایش مشارکت اجتماعی دفاع میکرد.
این موضع سبب شده بود که حتی در دورههایی که منتقد جدی حکومت بود، از راهبردهای خشونتآمیز فاصله بگیرد.[۱۵]
ارزیابی و میراث
عزتالله سحابی از معدود فعالان سیاسی ایران بود که فعالیتش از نهضت ملی شدن نفت تا دههٔ ۱۳۸۰ ادامه یافت.
او در طول زندگی سیاسی خود در چند مرحلهٔ متفاوت تاریخ معاصر ایران حضور داشت: نهضت ملی شدن نفت، کودتای ۲۸ مرداد، نهضت مقاومت ملی، نهضت آزادی، زندانهای دوران پهلوی، انقلاب ۱۳۵۷، شورای انقلاب، نخستین نهادهای جمهوری اسلامی و سپس جریانهای منتقد و ملی ـ مذهبی.
همین سابقه سبب شده است که خاطرات و نوشتههای او برای بررسی تحولات فکری نیروهای مذهبی ـ ملی ایران در نیمهٔ دوم سدهٔ چهاردهم خورشیدی اهمیت داشته باشد.
حامیانش او را از مدافعان استقلال، عدالت اجتماعی، آزادی و سیاست مسالمتآمیز میدانند. منتقدان نیز برخی مواضع او و نیروهای ملی ـ مذهبی در دوره انقلاب و نخستین سالهای جمهوری اسلامی را مورد نقد قرار دادهاند؛ بهویژه نقش آنان در حمایت از انقلاب و مشارکت اولیه در ساختار نظام جدید.
از منظر تاریخی، مسیر زندگی سیاسی سحابی نشاندهندهٔ تحول بخشی از نیروهای مذهبی ـ ملی ایران است که از مخالفت با سلطنت پهلوی و مشارکت در انقلاب ۱۳۵۷ به نقد تمرکز قدرت و دفاع از دموکراسی، جامعه مدنی و اصلاحات سیاسی در جمهوری اسلامی رسیدند.
گاهشمار زندگی
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ ـ تولد در تهران.
- دههٔ ۱۳۲۰ ـ آغاز فعالیتهای دانشجویی و فرهنگی.
- اوایل دههٔ ۱۳۳۰ ـ حمایت از نهضت ملی شدن نفت و دولت محمد مصدق.
- ۱۳۳۲ ـ پیوستن به فعالیتهای نهضت مقاومت ملی پس از کودتای ۲۸ مرداد.
- ۱۳۴۰ ـ پیوستن به نهضت آزادی ایران.
- دههٔ ۱۳۴۰ ـ بازداشت و زندان در ارتباط با فعالیتهای نهضت آزادی.
- ۱۳۵۰ ـ بازداشت دوباره در حکومت پهلوی.
- ۱۳۵۷ ـ آزادی از زندان در ماههای پایانی حکومت پهلوی و پیوستن به شورای انقلاب.
- ۱۳۵۸ ـ عضویت در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی.
- ۱۶ آبان ۱۳۵۸ ـ انتصاب به عنوان وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه.
- اسفند ۱۳۵۸ ـ جدایی از نهضت آزادی ایران.
- ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ ـ نمایندهٔ تهران در نخستین دورهٔ مجلس شورای اسلامی.
- دههٔ ۱۳۷۰ ـ گسترش فعالیت جریان ملی ـ مذهبی.
- ۱۳۷۱ ـ آغاز انتشار ایران فردا.
- ۱۳۷۹ ـ توقیف ایران فردا و بازداشت در ارتباط با کنفرانس برلین.
- آذر ۱۳۷۹ ـ بازداشت دوباره پس از سخنرانی دانشجویی.
- ۱۳۸۰ ـ ادامه بازداشت و اعتراض سازمانهای حقوق بشری به شرایط نگهداری او.
- دههٔ ۱۳۸۰ ـ ادامه فعالیت به عنوان یکی از رهبران جریان ملی ـ مذهبی.
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ ـ درگذشت در تهران.
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ ـ درگذشت دخترش هاله سحابی در جریان مراسم تشییع او.
آثار
- نیم قرن خاطره و تجربه
- مقدمهای بر تاریخ جنبش ملی ایران
- دغدغههای فردای ایران
- مباحث بنیادی ملی
- ناگفتههای انقلاب
- مجموعه مقالات اقتصادی و سیاسی در ایران فردا
- نوشتهها و گفتوگوهایی دربارهٔ محمد مصدق، توسعه، نفت، اقتصاد و سیاست ایران
جستارهای وابسته
- یدالله سحابی
- هاله سحابی
- مهدی بازرگان
- محمود طالقانی
- محمد مصدق
- نهضت ملی شدن صنعت نفت
- کودتای ۲۸ مرداد
- نهضت مقاومت ملی
- نهضت آزادی ایران
- ملی ـ مذهبی
- شورای انقلاب اسلامی ایران
- مجلس بررسی نهایی قانون اساسی
- سازمان برنامه و بودجه
- ایران فردا
- کنفرانس برلین
- ملیگرایی
- نوگرایی دینی در ایران
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ «سحابی، عزتالله»، دانشنامه آزاد پارسی (ویکیجو)، مدخل عزتالله سحابی.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Houchang E. Chehabi, Iranian Politics and Religious Modernism: The Liberation Movement of Iran Under the Shah and Khomeini, London: I.B. Tauris, 1990.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ Amnesty International, “Iran: Further Information on Fear of Ill-treatment/Prisoners of Conscience,” MDE 13/036/2001, 10 September 2001.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Human Rights Watch, Stifling Dissent: The Human Rights Consequences of Inter-Factional Struggle in Iran, 2001.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ David Hirst, “Ezzatollah Sahabi Obituary,” The Guardian, 30 June 2011.
- ↑ «آموزههای سحابی؛ یازدهمین سالگرد درگذشت»، ایران امروز، ۱۰ خرداد ۱۴۰۱.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ «کتاب هفته؛ عزتالله سحابی، نیم قرن خاطره و تجربه»، رادیو فردا، ۱۵ آبان ۱۳۸۸.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ «مهندس عزتالله سحابی درگذشت»، نهضت آزادی ایران، ۱۰ خرداد ۱۳۹۰.
- ↑ روحالله خمینی، «حکم انتصاب آقای عزتالله سحابی به سمت سرپرست سازمان برنامه و بودجه»، ۱۶ آبان ۱۳۵۸، صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۵۰۶.
- ↑ نصرالله لشنی، «جدایی سحابی از نهضت آزادی»، زیتون، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ حسن یوسفی اشکوری، «خبری خوش در شرایط ناخوش»، ۱۳۹۳.
- ↑ عزتالله سحابی، گفتوگو با نادر ایرانی، «شکنجه سفید در بازجوییهای بعد ۱۸ تیر»، روز آنلاین، ۱۳۸۷.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ United Nations Working Group on Arbitrary Detention, Opinion No. 30/2001 concerning the Islamic Republic of Iran.
- ↑ United Nations Commission on Human Rights, Report of the Special Representative on the Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran, 2001.
- ↑ Hamid Dabashi, “Haleh Sahabi: Our Antigone in Tehran,” Al Jazeera, 3 June 2011.