درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۷۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<div class="main-box"> | <div class="main-box"> | ||
<div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div> | ||
| خط ۵: | خط ۶: | ||
<div class="box-content"> | <div class="box-content"> | ||
<div>[[پرونده:صمد بهرنگی ۱.JPG|جایگزین=اصمد بهرنگی|بندانگشتی|180x180پیکسل|صمد بهرنگی]]</div> | |||
<div>[[پرونده: | |||
<div> | <div> | ||
'''صمد بهرنگی،''' (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمرهی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او همزمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی تبریز فارغالتحصیل گشت. | |||
صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر [[غلامحسین ساعدی]] و [[منوچهر هزارخانی]] و [[جلال آل احمد]] و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان [[بهروز دهقانی]] برادر اشرف و روحانگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل [[سازمان چریکهای فدایی خلق ایران|سازمان چریکهای فدایی خلق ایرا]]<nowiki/>ن داشتند. | |||
صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزهی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بیینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی | |||
صمد بهرنگی همچنین کتابهای پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچعلی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و... | |||
او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و [[جلال آل احمد]] و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را میشناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به [[ساواک]] ارتباط میدهند. | |||
بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم بهصورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد میگوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمیفهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره میدهند، از اینکه صمد به هیچروی فریفته پول و مقام نمیشد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچهها، دهاتیها، خود را آسوده حس میکرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوهچی آخیرجان، نشود تعریف کرد که میگفت: «صمد از آدمهای این زمانه نیست.» | |||
[[صمد بهرنگی|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار ۲ --> | <!-- نوشتار ۲ --> | ||
<div class="box-content"> | <div class="box-content"> | ||
<div>[[پرونده: | <div>[[پرونده:ندای1.JPG|جایگزین=ندا حسنی|بندانگشتی|195x195پیکسل|ندا حسنی]]</div> | ||
<div> | <div> | ||
'''ندا حسنی'''، (زادهی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشتهی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از [[حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین]] خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری [[مریم رجوی]] و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان [[قتل عام ۶۷|قتلعام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دورهی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد. | |||
او همچنین در آکسیونها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت میکرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به [[ارتش آزادیبخش ملی ایران]] و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حملهی پلیس فرانسه به مقرهای مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند. | |||
در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال میرفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوجگیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آنکه در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواستهی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت. | |||
[[ندا حسنی|بیشتر بخوانید...]] | |||
<div> | |||
<!-- نوشتار 3 --> | |||
<div class="box-content"> | |||
<div>[[پرونده:قائممقام فرهانی21.jpg|جایگزین=قائممقام فرهانی|بندانگشتی|147x147پیکسل|قائممقام فرهانی]]</div> | |||
<div> | |||
'''میرزا ابوالقاسم فراهانی''' مشهور به '''قائممقام فراهانی'''، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائممقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائممقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاستمدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهی اول قرن سیزدهم هجری بود. | |||
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائممقام) در دستگاه حاجی ابراهیمخان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را مینگاشت و به حمایت حاجی ابراهیمخان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائممقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آنجا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره امور میپرداخت و حتی گزارشهای روزانه خود را به شاه ارائه نمیكرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارتهای خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائممقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد. | |||
سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند. | |||
[[قائممقام فراهانی|بیشتر بخوانید...]] | |||
< | <div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۳
صمد بهرنگی، (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمرهی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او همزمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی تبریز فارغالتحصیل گشت.
صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمد و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان بهروز دهقانی برادر اشرف و روحانگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل سازمان چریکهای فدایی خلق ایران داشتند.
صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزهی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بیینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی
صمد بهرنگی همچنین کتابهای پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچعلی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...
او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و جلال آل احمد و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را میشناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به ساواک ارتباط میدهند.
بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم بهصورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد میگوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمیفهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره میدهند، از اینکه صمد به هیچروی فریفته پول و مقام نمیشد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچهها، دهاتیها، خود را آسوده حس میکرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوهچی آخیرجان، نشود تعریف کرد که میگفت: «صمد از آدمهای این زمانه نیست.»
ندا حسنی، (زادهی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشتهی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دورهی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد. او همچنین در آکسیونها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت میکرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به ارتش آزادیبخش ملی ایران و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حملهی پلیس فرانسه به مقرهای مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران مجاهدین خلق در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند. در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال میرفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوجگیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آنکه در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواستهی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.
میرزا ابوالقاسم فراهانی مشهور به قائممقام فراهانی، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائممقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائممقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاستمدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهی اول قرن سیزدهم هجری بود.
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائممقام) در دستگاه حاجی ابراهیمخان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را مینگاشت و به حمایت حاجی ابراهیمخان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائممقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آنجا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره امور میپرداخت و حتی گزارشهای روزانه خود را به شاه ارائه نمیكرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارتهای خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائممقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.
سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.
