درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:خشونت-علیه-زنان.jpg|جایگزین=روز جهانی منع خشونت علیه زنان|بندانگشتی|220x220پیکسل|روز جهانی منع خشونت علیه زنان]]</div>
<div>[[پرونده:صمد بهرنگی ۱.JPG|جایگزین=اصمد بهرنگی|بندانگشتی|180x180پیکسل|صمد بهرنگی]]</div>
   <div>
   <div>
'''روز جهانی منع خشونت علیه زنان'''، در ۲۵ نوامبر ۱۹۹۹، توسط سازمان ملل متحد نام‌گذاری و اعلام شد. این نام‌گذاری به یادبود خاطره‌ی خواهران میرابال صورت گرفت؛ این سه خواهر به نام‌های پاتريا، مينروا، و ماريا ترزا که اهل جمهوری دومینیکن بودند، در سال ۱۹۶۰ در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروخیو (۱۹۳۰ – ۱۹۶۱) به قتل رسیدند. نام‌گذاری این روز برای نخستین بار در گردهمایی فمنیستی‌یی که در بوگوتا پایتخت کلمبیا در سال ۱۹۸۱ تشکیل گردید، به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان اعلام شد. اين خواهران كه از آنان با لقب “Involvidables Mariposas” يا «پروانه های فراموش نشدنی» ياد می شود، به مظهر مقاومت و مبارزه بر عليه قربانی كردن زنان تبديل شدند. در پی این اقدام، در روز ۱۹ اکتبر ۱۹۹۹ در کمیته سوم [[سازمان ملل متحد]] (پنجاه و چهارمین دوره مجمع عمومی) جمهوری دومینیکن با نمایندگانی از جانب کشور خود و همچنین با ۷۴ کشور عضو با ارائه‌ی پیش‌نویس قطعنامه‌یی متقاضی شدند که روز ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان در نظر گرفته شود. کمیته سوم نیز بدون رأی‌گیری این پیش‌نویس قطعنامه را تصویب کرد و روز ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان نام‌گذاری شد. خشونت علیه زنان یک اصطلاح تخصصی است که در تمامیت آن به اعمال خشونت‌آمیز علیه زنان گفته می‌شود. پایه اصلی این شکل از خشونت، خشونت جنسیتی است. یعنی زن بودن علت اعمال خشونت و آزار و اذیت قربانی است و نه هیچ تخلف و جرمی که طبق قانون مستوجب مجازات باشد.
'''صمد بهرنگی،''' (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.  


[[روز جهانی منع خشونت علیه زنان|بیشتر بخوانید...]]
صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر [[غلامحسین ساعدی]] و [[منوچهر هزارخانی]] و [[جلال آل احمد]] و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان [[بهروز دهقانی]] برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|سازمان چریک‌های فدایی خلق ایرا]]<nowiki/>ن داشتند.


  <div>
صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی


<!-- نوشتار ۲ -->
صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...


<div class="box-content">
او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و [[جلال آل احمد]] و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به [[ساواک]] ارتباط می‌دهند.


<div>[[پرونده:زهره بنی‌جمالی.jpg|جایگزین=زهره بنی‌جمالی|بندانگشتی|200x200پیکسل|زهره بنی‌جمالی]]</div>
بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و  مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»
  <div>


'''زهره بنی‌جمالی'''، (متولد سال ۱۳۳۶، اراک – درگذشته ۲۹ آبان ۱۴۰۴، آلبانی) از کادرهای قدیمی و عضو شورای مرکزی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او هنگامی که دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه ملی تهران بود به سازمان مجاهدین پیوست. زهره بنی‌جمالی در قیام‌های [[انقلاب ضدسلطنتی]] شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب به طور حرفه‌ای به فعالیت‌های خود در سازمان مجاهدی ادامه داد. با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وظایف گوناگونی را در پایگاه‌های عملیاتی مجاهدین انجام داد. زهره بنی‌جمالی در تابستان ۱۳۶۱، به خارج کشور منتقل شد و تا سال ۱۳۶۵، مسئولیت تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، انگلستان، فرانسه و اسکاندیناوی عهده‌دار شد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۵، زهره بنی‌جمالی به ارتش آزادی‌بخش منتقل شد و مدیریت‌های مختلف از جمله اداره‌ی آموزشگاه‌ها را به عهده گرفت. زهره بنی‌جمالی در دهه‌های گذشته به هزاران بیمار و مجروح در سخت‌ترین شرایط رسیدگی‌های پزشکی انجام داد. او در حملات موشکی و محاصره‌ی شدید کمپ [[لیبرتی]]، شب و روز مشغول رسیدگی به دیگران بود و بر اثر کثرت کارها و فشارهای ناشی از آن، دچار عارضه‌های قلبی و ریوی شد. زهره بنی‌جمالی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین بود که سرانجام پس از ۵۰ سال مبارزه حرفه‌ای با دیکتاتوری‌های شاه و جمهوری اسلامی، در اثر نارسایی قلبی و عوارض ریوی در ۲۹ آبان‌ماه ۱۴۰۴، در آلبانی درگذشت. خانم [[مریم رجوی]] رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، با تسلیت به شورای مرکزی و مسئول اول مجاهدین و عموم مجاهدان اشرفی، به‌خاطر درگذشت زهره بنی جمالی، او را الگوی مسئولیت‌پذیری و صدق و فدا و شاخص درخشانی از زنان پیشتاز و راهگشای مجاهد خلق توصیف کرد.
[[صمد بهرنگی|بیشتر بخوانید...]]


[[زهره بنی‌جمالی|بیشتر بخوانید...]]
<div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<div class="box-content">
<div>[[پرونده:ندای1.JPG|جایگزین=ندا حسنی|بندانگشتی|195x195پیکسل|ندا حسنی]]</div>
  <div>
'''ندا حسنی'''، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از [[حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین]] خلق در  ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری [[مریم رجوی]] و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد.
او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند.
در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.


[[ندا حسنی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<div>
 


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غلامحسین ساعدی؛21.jpg|جایگزین=غلامحسین ساعدی؛21.jpg|بندانگشتی|230x160پیکسل|غلامحسین ساعدی]]</div>
<div>[[پرونده:قائم‌مقام‌ فرهانی21.jpg|جایگزین=قائم‌مقام فرهانی|بندانگشتی|147x147پیکسل|قائم‌مقام فرهانی]]</div>
   <div>
   <div>


'''غلامحسین ساعدی'''، با نام مستعار گوهرمراد (زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ - درگذشته در ۲ آذر ۱۳۶۴) رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس نامدار ایرانی بود. وی نویسنده داستان عزاداران بیل است که تبدیل به فیلمنامه «گاو» شد. فیلم سینمایی گاو از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و [[پرویز فنی‌زاده]] بر اساس همین داستان ساخته شد. غلامحسین ساعدی پزشک اعصاب و روان بود اما در زمینه نویسندگی بسیار پرکار بود و تا پایان عمر پنجاه ساله‌اش آثار زیادی از خود به جا گذاشت. غلامحسین ساعدی فعالیت ادبی خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و سپس پا به عرصه‌های دیگر گذاشت. او با [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]] فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. این فعالیت‌ها منجر به دستگیری چند ماهه‌ی او بعد از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شد. او یک‌بار دیگر در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به مدت یک سال در زندان‌های [[ساواک]] زندانی و شکنجه شد.
'''میرزا ابوالقاسم فراهانی''' مشهور به '''قائم‌مقام فراهانی'''، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.


غلامحسین ساعدی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با سرکوب هنرمندان و دگراندیشان از ایران خارج شد و مواضع تندی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او در یکی از مقالات خود نوشت:
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.


«شرف کفتار بر رژیم خمینی در این است که او به مرده‌خواری قناعت می‌کند، ولی این یک، نه تنها به تناول زنده‌ها و مرده‌ها مشغول است که نفس زندگی را می‌خواهد نابود کند، شرف و حیثیت و فرهنگ انسانی را می‌خواهد به خاک بسپارد»
سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.


غلامحسین ساعدی همچنین به همه هنرمندانی که حاضر به همکاری با این رژیم شدند حمله کرد. وی همچنین از شورای ملی مقاومت حمایت کرد و درکنار آن‌ها قرار گرفت. او تا پایان عمر داستانها و نمایشنامه‌های زیادی نوشت که از جمله می‌توان به آثاری چون، عزاداران بیل، چوب به‌دست‌های ورزیل اشاره کرد. وی پس از انقلاب مقالات و آثار زیادی در اعتراض به سرکوب و اختناق در ایران نوشت که از جمله‌ی آنها «اتللو در سرزمین عجایب» است.
[[قائم‌مقام فراهانی|بیشتر بخوانید...]]
<br>[[غلامحسین ساعدی|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
<div>
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۳

نوشتارهای جدید هفته
اصمد بهرنگی
صمد بهرنگی

صمد بهرنگی، (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.

صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمد و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان بهروز دهقانی برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران داشتند.

صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی

صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...

او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و جلال آل احمد و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به ساواک ارتباط می‌دهند.

بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»

بیشتر بخوانید...

ندا حسنی
ندا حسنی

ندا حسنی، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد. او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران مجاهدین خلق در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند. در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.

بیشتر بخوانید...


قائم‌مقام فرهانی
قائم‌مقام فرهانی

میرزا ابوالقاسم فراهانی مشهور به قائم‌مقام فراهانی، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.

وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.

سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.

بیشتر بخوانید...