درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
<div>[[پرونده:صمد بهرنگی ۱.JPG|جایگزین=اصمد بهرنگی|بندانگشتی|180x180پیکسل|صمد بهرنگی]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.
'''صمد بهرنگی،''' (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.  


این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر [[غلامحسین ساعدی]] و [[منوچهر هزارخانی]] و [[جلال آل احمد]] و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان [[بهروز دهقانی]] برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|سازمان چریک‌های فدایی خلق ایرا]]<nowiki/>ن داشتند.


مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.
صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو  اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی


[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...


<div>
او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و [[جلال آل احمد]] و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به [[ساواک]] ارتباط می‌دهند.


بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و  مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»


[[صمد بهرنگی|بیشتر بخوانید...]]


<div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:ندای1.JPG|جایگزین=ندا حسنی|بندانگشتی|195x195پیکسل|ندا حسنی]]</div>
<div>[[پرونده:پویا قبادی؛1.jpg|جایگزین=پویا قبادی|بندانگشتی|180x180پیکسل|پویا قبادی]]</div>
   <div>
   <div>
'''پویا قبادی،''' با نام کامل پویا قبادی بیستونی، (متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه) مهندس برق فارغ‌التحصیل دانشگاه سنندج است که به دلیل فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است. او در خانواده‌ای با پیشینه سیاسی، از کودکی تحت تأثیر ارزش‌های مقاومت و عدالت‌خواهی قرار گرفت و در دانشگاه با سازمان‌دهی جلسات نقد سیاست‌های دولت، به چهره‌ای برجسته تبدیل شد. از سال ۱۳۹۷، پویا چندین بار دستگیر شد؛ اولین بار به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی و آخرین بار در ۴ اسفند ۱۴۰۲ در چالدران، که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
'''ندا حسنی'''، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از [[حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین]] خلق در  ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری [[مریم رجوی]] و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد.  
او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند.
در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.


در این بند، او تحت شکنجه‌های شدید شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و تهدید خانواده برای اعتراف اجباری قرار گرفت که منجر به شکستگی دنده‌ها و مشکلات تنفسی شد. اتهامات او شامل «بغی»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، و «اجتماع و تبانی» بود که در دادگاه مخفیانه سال ۱۴۰۳ بدون وکیل به حکم اعدام منجر شد. پس از بازداشت، بیش از پنج ماه بلاتکلیفی و بی‌خبری خانواده را در پی داشت؛ تجمعات آن‌ها در مقابل زندان اوین با سرکوب مواجه شد.
[[ندا حسنی|بیشتر بخوانید...]]
 
سازمان‌های حقوق بشری مانند کانون حقوق بشر ایران و سازمان حقوق بشر ایران این حکم را نقض حقوق بشر خواندند و خواستار مداخله بین‌المللی شدند. پویا قبادی به همراه پنج زندانی دیگر بیانیه‌ای برای ایستادگی مردم منتشر کردند. وضعیت فعلی او در زندان اوین وخیم است؛ محرومیت از مراقبت پزشکی و وخامت حالش، او را در معرض خطر فوری قرار داده است.
 
مجاهد خلق پویا قبادی سرانجام در صبح سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، همراه با مجاهد دیگر بابک علیپور، توسط نظام جمهوری اسلامی در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که روز قبل از آن، یعنی دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، مجاهدان خلق اکبر دانشورکار و محمد تقوی نیز اعدام شدند.
 
[[پویا قبادی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:بابک علیپور؛3.jpg|جایگزین=بابک علیپور|بندانگشتی|195x195پیکسل|بابک علیپور]]</div>
<div>[[پرونده:قائم‌مقام‌ فرهانی21.jpg|جایگزین=قائم‌مقام فرهانی|بندانگشتی|147x147پیکسل|قائم‌مقام فرهانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''بابک علیپور'''، (متولد سال ۱۳۶۳، رشت) یکی از برجسته‌ترین فعالان مدنی و سیاسی ایران است که به دلیل فعالیت‌هایش در دفاع از حقوق بشر و اعتراض به سیاست‌های سرکوبگرانه نظام جمهوری اسلامی، با حکم اعدام مواجه شده است. او در خانواده‌ای با پیشینه سیاسی و مبارزاتی بزرگ شده و از جوانی به مسائل اجتماعی و عدالت‌خواهی علاقه‌مند بود. این مسیر او را به فعالیت‌های گسترده‌ای در سازمان‌دهی تجمعات و حمایت از حقوق قشرها محروم سوق داد. 
بابک علیپور در سال‌های ۱۳۹۷، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به دلیل مشارکت فعال در اعتراضات خیابانی و تلاش برای سازمان‌دهی گروه‌های مدنی دستگیر شد و هم‌اکنون در بند ۲۰۹ [[زندان اوین]]، تحت شرایطی غیرانسانی و با محرومیت از حقوق اولیه، در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد. اتهامات او شامل  «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» است.
فرایند دادگاهی او در سال ۱۴۰۳ به‌صورت مخفیانه و بدون حضور وکیل برگزار شد و دیوان عالی کشور نیز حکم اعدام را تأیید کرد، که این امر واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت. خانواده‌اش پس از بیش از سه ماه بلاتکلیفی و بی‌خبری، با برگزاری تجمعات اعتراضی در مقابل زندان اوین، تلاش کردند صدای بابک را به گوش جهانیان برسانند، اما این اقدامات با سرکوب شدید مواجه شد.


سازمان‌های حقوق بشری و رسانه‌های آزاد این حکم را محکوم کرده و خواستار لغو فوری آن شده‌اند. فعالان خارج از کشور نیز با تظاهرات در شهرهای بزرگ، از جمله لندن و پاریس، و کمپین‌های آنلاین، فشار بر حکومت ایران را افزایش داده‌اند. وضعیت فعلی بابک بسیار وخیم گزارش شده؛ او از مراقبت‌های پزشکی محروم است و آسیب‌های جسمی ناشی از شکنجه، از جمله مشکلات تنفسی و شکستگی استخوان‌ها، زندگی‌اش را در خطر جدی قرار داده است.
'''میرزا ابوالقاسم فراهانی''' مشهور به '''قائم‌مقام فراهانی'''، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.


مجاهد خلق بابک علیپور سرانجام در صبح سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، همراه با مجاهد دیگر [[پویا قبادی]]، توسط نظام جمهوری اسلامی در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که روز قبل از آن، یعنی دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، مجاهدان خلق [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]] و [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]] نیز اعدام شدند.
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.


سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.


[[بابک علیپور|بیشتر بخوانید...]]
[[قائم‌مقام فراهانی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۳

نوشتارهای جدید هفته
اصمد بهرنگی
صمد بهرنگی

صمد بهرنگی، (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.

صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمد و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان بهروز دهقانی برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران داشتند.

صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی

صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...

او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و جلال آل احمد و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به ساواک ارتباط می‌دهند.

بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»

بیشتر بخوانید...

ندا حسنی
ندا حسنی

ندا حسنی، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد. او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران مجاهدین خلق در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند. در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.

بیشتر بخوانید...


قائم‌مقام فرهانی
قائم‌مقام فرهانی

میرزا ابوالقاسم فراهانی مشهور به قائم‌مقام فراهانی، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.

وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.

سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.

بیشتر بخوانید...