درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:صمد بهرنگی ۱.JPG|جایگزین=اصمد بهرنگی|بندانگشتی|180x180پیکسل|صمد بهرنگی]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
'''صمد بهرنگی،''' (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.  


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر [[غلامحسین ساعدی]] و [[منوچهر هزارخانی]] و [[جلال آل احمد]] و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان [[بهروز دهقانی]] برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|سازمان چریک‌های فدایی خلق ایرا]]<nowiki/>ن داشتند.


منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند. 
صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو  اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی


حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.  
صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...


پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.  
او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و [[جلال آل احمد]] و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به [[ساواک]] ارتباط می‌دهند.


پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و  مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»


[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]
[[صمد بهرنگی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:ندای1.JPG|جایگزین=ندا حسنی|بندانگشتی|195x195پیکسل|ندا حسنی]]</div>
<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
   <div>
   <div>
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
'''ندا حسنی'''، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از [[حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین]] خلق در  ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری [[مریم رجوی]] و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد.  
او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]] در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند.
در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.


استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.<ref name=":0" />
[[ندا حسنی|بیشتر بخوانید...]]
 
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت. <ref name=":2">صدای امریکا : [https://x.com/VOAfarsi/status/2050027769703154132?s=20 عبدالله موحد، نابغه کشتی ایران و جهان از زبان مسلم اسکندر فیلابی]</ref>
 
عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غزال مولان1.jpg|جایگزین=غزال مولان|بندانگشتی|180x180پیکسل|غزال مولان]]</div>
<div>[[پرونده:قائم‌مقام‌ فرهانی21.jpg|جایگزین=قائم‌مقام فرهانی|بندانگشتی|147x147پیکسل|قائم‌مقام فرهانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''غزال مولان'''، با نام کامل غزال مولان چپرآباد، (متولد ۱۳۸۵، مهاباد - جان‌باخته ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، کمپ سورداش، استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق) پیشمرگه ۱۹ ساله حزب کومله زحمتکشان کردستان، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به کمپ سورداش در استان سلیمانیه اقلیم کردستان عراق جان باخت.
این حمله در بعدازظهر ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ (۱۴ آوریل ۲۰۲۶) رخ داد که همزمان با هفتمین روز آتش‌بس میان [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] بود. غزال مولان یکی از سه پیشمرگه زن زخمی در این حمله بود که ساعاتی بعد بر اثر جراحات شدید در بیمارستان درگذشت. دو مجروح دیگر وضعیت پایداری داشتند.
غزال مولان اهل مهاباد استان آذربایجان غربی و دارای نامزد بود و مانند هزاران زن و جوان کرد علیه تبعیض و سرکوب به پیشمرگه پیوسته بود. بیانیه کومله زحمتکشان تأکید کرد که این حملات تروریستی سند دیگری بر ماهیت ضدانسانی جمهوری اسلامی است.
کمپ سورداش پایگاه مشترکی برای انجمن کادحی کردستان و انجمن انقلابی کادحی کردستان بود. در همان روز (۲۵ فروردین) کمپ آزادی [[حزب دموکرات کردستان ایران]] نیز هدف قرار گرفت ولی تلفات جانی نداشت. در این حمله، دستگاه مبارزه با تروریسم اقلیم کردستان دو پهپاد را ساقط کرد.
اقلیم کردستان تاکنون بیش از ۷۰۰ حمله را متحمل شده و ۱۸ کشته و ۹۳ زخمی داشت. حزب دموکرات کردستان ایران اعلام کرد مقرهایش ۱۱۰ بار هدف قرار گرفته‌اند. روی یکی از پهپادها عبارت «به یاد رهبر شهیدم [[سید علی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]» نوشته شده بود ولی رژیم مسئولیت رسمی نپذیرفته‌ است.


مرگ غزال مولان نمادی از ادامه سرکوب احزاب کرد مخالف جمهوری اسلامی حتی در خاک اقلیم کردستان و در میانه آتش‌بس اعلام‌ شده‌ است. این رویداد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های کردی یافت و به عنوان سند دیگری از رویکرد ضد انسانی رژیم توصیف شد.
'''میرزا ابوالقاسم فراهانی''' مشهور به '''قائم‌مقام فراهانی'''، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.


[[سازمان مجاهدین خلق ایران]] شهادت غزال مولان پیشمرگه کومله زحمتکشان کردستان را به رهبری و همرزمان و بستگانش تسلیت گفت و از شورای امنیت [[سازمان ملل متحد]] خواست که به حملات پهپادی و موشکی رژیم جمهوری اسلامی علیه گروه‌های کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق رسیدگی کند.
وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.


سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.


[[غزال مولان|بیشتر بخوانید...]]
[[قائم‌مقام فراهانی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۳

نوشتارهای جدید هفته
اصمد بهرنگی
صمد بهرنگی

صمد بهرنگی، (زاده ۲ تیر ۱۳۱۸- فوت ۹ شهریور ۱۳۴۷) در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. او در زمره‌ی نویسندگان ایرانی است که افکار چپ و مترقی داشت. صمد بهرنگی در سال ۱۳۳۶ آموزگار شد. او هم‌زمان به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۴۱ با مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی تبریز فارغ‌التحصیل گشت.

صمد بهرنگی در محافل روشنفکری تبریز و تهران با دکتر غلامحسین ساعدی و منوچهر هزارخانی و جلال آل احمد و... ارتباط داشت. صمد بهرنگی همچنین از دوستان بهروز دهقانی برادر اشرف و روح‌انگیز دهقانی و تعداد دیگری از روشنفکرانی بود که بعدها نقش مؤثری در تشکیل سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران داشتند.

صمد بهرنگی با نوشتن کتاب ماهی سیاه کوچولو شهرت بسیاری یافت. ماهی سیاه کوچولو اگر چه یک اثر در حوزه‌ی ادبیات کودکان است اما دارای مفاهیم فلسفی و انقلابی بسیاری است. او برای کتاب ماهی سیاه کوچولو چندین جایزه داخلی و خارجی دریافت کرد، از جمله: کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷، دریافت جایزه ششمین نمایشگاه کتاب کودک در بلون ایتالیا، دریافت جایزه بی‌ینال براتیسلاوای چکسلواکی درسال ۱۹۶۹، دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن برای تصویرگری کتاب توسط فرشید مثقالی

صمد بهرنگی همچنین کتاب‌های پژوهشی و تحقیقی مختلفی نیز از خود برجای گذاشت. آثار دیگر صمد بهرنگی عبارتند از: اولدوز و کلاغها، پسرک لبو فروش، قوچ‌علی و دختر پادشاه، یک هلو هزار هلو، ۲۴ ساعت درخواب و بیداری، آذربایجان در نهضت مشروطیت ایران و...

او سرانجام در شهریور ۱۳۴۷ در رودخانه ارس غرق شد. درگذشت صمد بهرنگی بسیار پرحاشیه شد. از سویی خانواده صمد و برادرش و جلال آل احمد و اشرف دهقانی معتقدند که حضور صمد بهرنگی در آن موقع در ارس به همراه افسری نظامی مشکوک است. از سوی دیگر همان افسر که امروز بنام حمزه فراهتی او را می‌شناسیم مدعی است که صمد به دلیل عدم آشنایی با شنا و حفظ خود روی آب غرق شده است. برخی غرق شدن او در این رودخانه را مشکوک دانسته و به ساواک ارتباط می‌دهند.

بهروز دهقانی دوست صمیمی صمد بهرنگی که چند کتاب هم به‌صورت مشترک با هم نوشتند، درباره صمد می‌گوید: صمد کوهی بود با بدنی همچون کاه. در برخورد اول هیچ کس نمی‌فهمید که در این بدن لاغر چه قدرت اراده عظیمی نهفته است. کسانی که دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن، وجدان خود را به اجاره می‌دهند، از اینکه صمد به هیچ‌روی فریفته پول و مقام نمی‌شد، متحیر بودند. جای او کنار بخاری و پشت میز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. میان مردم عادی کوچه و بازار، بچه‌ها، دهاتی‌ها، خود را آسوده حس می‌کرد. مثل ماهی توی آب، شاید او را بهتر از جلیل، قهوه‌چی آخیرجان، نشود تعریف کرد که می‌گفت: «صمد از آدم‌های این زمانه نیست.»

بیشتر بخوانید...

ندا حسنی
ندا حسنی

ندا حسنی، (زاده‌ی سال ۱۳۵۶، تهران ـ درگذشته‌ی دوم تیر ۱۳۸۲) یکی از کسانی است که پس از حمله پلیس فرانسه به مقرات مجاهدین خلق در ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد وی به ایران، دست به خودسوزی زد و جان باخت. ندا حسنی در کودکی به همراه پدر و مادرش از ایران خارج شد. عموی ندا حسنی، محمود حسنی در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، توسط جمهوری اسلامی اعدام شد. ندا حسنی پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا در کانادا ادامه داد. او همچنین در آکسیون‌ها و تظاهرات افشاگرانه علیه رژیم ایران شرکت می‌کرد. ندا حسنی در سال ۱۳۷۶ تصمیم گرفت زندگی خود در کانادا را رها کرده و به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران و سازمان مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. ندا حسنی در سال ۱۳۸۲، برای انجام مأموریتی از عراق عازم انگلستان شد. پس از حمله‌ی پلیس فرانسه به مقر‌های مجاهدین در فرانسه و دستگیری مریم رجوی، اعضا و هواداران مجاهدین خلق در انگلستان و دیگر کشورها دست به اعتراض و تظاهرات زدند. در این حمله که جهت رضایت جمهوری اسلامی در پی یک معامله نفتی با شرکت توتال صورت گرفته بود، احتمال می‌رفت مریم رجوی به ایران استرداد شود. از همین رو بود که با اوج‌گیری اعتراضات، تعدادی از ایرانیان دست دست به خودسوزی زدند. ندا حسنی پس از آن‌که در یک مصاحبه از دولت فرانسه خواست مریم رجوی را آزاد کند و آنها را به تن دادن به خواسته‌ی رژیم ایران متهم کرد، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به آتش کشید. او در دوم تیرماه ۱۳۸۲، در بیمارستانی در لندن جان باخت.

بیشتر بخوانید...


قائم‌مقام فرهانی
قائم‌مقام فرهانی

میرزا ابوالقاسم فراهانی مشهور به قائم‌مقام فراهانی، (متولد سال ۱۱۵۸ خورشیدی، هزاره فرهان اراک - درگذشته ۶ تیر ۱۲۱۴، تهران) صدر اعظم محمدشاه قاجار بود که در هزاره فراهان، از توابع اراک به دنیا آمد. پدرش میرزا عیسی «قائم‌مقام اول» فرزند میرزا حسن و مادرش دختر میرزا محمدحسین فراهانی بود. قائم‌مقام فراهانی صدراعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران‌ زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمه‌ی اول قرن سیزدهم هجری بود.

وی به واسطه پدرش میرزا عیسی (میرزابزرگ قائم‌مقام) در دستگاه حاجی ابراهیم‌خان كلانتر راه یافت. در ابتدا منشأت دولتی را می‌نگاشت و به حمایت حاجی ابراهیم‌خان در سلك خدمتگزاران دیوان درآمد. قائم‌مقام با دخالت بیگانگان به مبارزه پرداخت و در اداره و تدبیر امور مملكت تا آن‌جا پیش رفت كه بدون اعتنا به شاه به اداره‌ امور می‌پرداخت و حتی گزارش‌های روزانه خود را به شاه ارائه نمی‌كرد. مخالفان وی كه عبارت بودند از درباریان، سفارت‌های خارجی و شاهزادگان كه هر یك از وی كینه داشتند این امر را بهانه قرار داده و به محمدشاه این مطلب را القاء كردند كه قائم‌مقام قصد تغییر تاج و تخت را دارد.

سرانجام محمدشاه مخفیانه در ۵ تیر ۱۲۱۴ دستور قتل قائم مقام را داد و مأموران وی را شبانه (۶ تیر) خفه كردند. وی را در حرم عبدالعظیم دفن كردند.

بیشتر بخوانید...