اسلام، زنان و برابری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتن یک مقاله جدید
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۹: خط ۱۹:
}}
}}


'''اسلام، زنان و برابری''' کتابی از [[مریم رجوی]] دربارهٔ نسبت میان اسلام، برابری زن و مرد، مبارزه با بنیادگرایی دینی و نقش زنان در تغییرات سیاسی و اجتماعی است. این اثر، صورت تدوین‌شده و موضوعی چهار سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی‌های فعالان و پژوهشگران جنبش برابری در اسفند ۱۳۷۴، اسفند ۱۳۸۲، اسفند ۱۳۸۳ و شهریور ۱۳۸۴ است. در فرایند تدوین، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز حذف، مطالب بر اساس موضوع فصل‌بندی و متن‌ها از حالت گفتاری به نوشتاری تبدیل شده‌اند.<ref name="مقدمه">مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/wp-content/uploads/2023/04/islam-women-equality.pdf اسلام، زنان و برابری]، مقدمهٔ ناشر، ص ۵.</ref>
'''اسلام، زنان و برابری،''' کتابی از [[مریم رجوی]] دربارهٔ نسبت میان اسلام، برابری زن و مرد، مبارزه با بنیادگرایی دینی و نقش زنان در تغییرات سیاسی و اجتماعی است. این اثر، صورت تدوین‌شده و موضوعی چهار سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی‌های فعالان و پژوهشگران جنبش برابری در اسفند ۱۳۷۴، اسفند ۱۳۸۲، اسفند ۱۳۸۳ و شهریور ۱۳۸۴ است. در فرایند تدوین، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز حذف، مطالب بر اساس موضوع فصل‌بندی و متن‌ها از حالت گفتاری به نوشتاری تبدیل شده‌اند.<ref name="مقدمه">مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/wp-content/uploads/2023/04/islam-women-equality.pdf اسلام، زنان و برابری]، مقدمهٔ ناشر، ص ۵.</ref>


این کتاب در شش فصل تنظیم شده و سه موضوع اصلی را به یکدیگر پیوند می‌دهد: نقد زن‌ستیزی در ایدئولوژی و قوانین جمهوری اسلامی، ارائهٔ تفسیری دموکراتیک و برابری‌طلب از اسلام و بررسی تجربهٔ مشارکت زنان در سطوح رهبری [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[مقاومت ایران]]. نویسنده بنیادگرایی حاکم بر ایران را برابر با اسلام نمی‌داند و آن را جریانی سیاسی و قرون‌وسطایی توصیف می‌کند که برای حفظ قدرت، از دین و تبعیض جنسیتی بهره می‌گیرد.<ref name="بنیادگرایی">همان، صص ۸–۱۴.</ref>
این کتاب در شش فصل تنظیم شده و سه موضوع اصلی را به یکدیگر پیوند می‌دهد: نقد زن‌ستیزی در ایدئولوژی و قوانین جمهوری اسلامی، ارائهٔ تفسیری دموکراتیک و برابری‌طلب از اسلام و بررسی تجربهٔ مشارکت زنان در سطوح رهبری [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[مقاومت ایران]]. نویسنده بنیادگرایی حاکم بر ایران را برابر با اسلام نمی‌داند و آن را جریانی سیاسی و قرون‌وسطایی توصیف می‌کند که برای حفظ قدرت، از دین و تبعیض جنسیتی بهره می‌گیرد.<ref name="بنیادگرایی">همان، صص ۸–۱۴.</ref>
خط ۲۶: خط ۲۶:


== زمینهٔ تدوین و انتشار ==
== زمینهٔ تدوین و انتشار ==
مقدمهٔ ناشر، وضعیت زنان ایران را بازتابی از کشاکش میان جامعهٔ ایران و حکومت ولایت فقیه معرفی می‌کند. در این مقدمه، زنان از یک‌سو قربانیان اصلی قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی و از سوی دیگر از پیشتازان مقاومت در برابر این حکومت دانسته شده‌اند. کتاب در پی توضیح دو الگوی متضاد است: الگویی که بر زن‌ستیزی و نابرابری برای حفظ قدرت استوار است و الگویی که رهایی انسان و برابری زن و مرد را بخشی از مبارزه برای آزادی می‌داند.<ref name="مقدمه" />
مقدمهٔ ناشر، وضعیت زنان ایران را بازتابی از کشاکش میان جامعهٔ ایران و حکومت ولایت فقیه معرفی می‌کند. در این مقدمه، زنان از یک‌سو قربانیان اصلی قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی و از سوی دیگر از پیشتازان مقاومت در برابر این حکومت دانسته شده‌اند.  
 
کتاب در پی توضیح دو الگوی متضاد است: الگویی که بر زن‌ستیزی و نابرابری برای حفظ قدرت استوار است و الگویی که رهایی انسان و برابری زن و مرد را بخشی از مبارزه برای آزادی می‌داند.<ref name="مقدمه" />


چهار سخنرانی مورد استفاده در کتاب، در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ و در اجتماعات فعالان و محققان جنبش برابری ایراد شده‌اند. تدوین‌کنندگان به‌جای انتشار جداگانهٔ سخنرانی‌ها، مطالب آنها را بر اساس موضوع ترکیب کرده‌اند. به همین دلیل، فصل‌های کتاب ترتیب زمانی ندارند و هر فصل مجموعه‌ای از استدلال‌ها و تجربه‌های مرتبط با یک موضوع مشخص را دربرمی‌گیرد.<ref name="انتشارات">وبگاه مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/activities/publications/ کتاب‌ها و نشریات؛ معرفی کتاب اسلام، زنان و برابری]، بازبینی‌شده در شهریور ۱۴۰۵.</ref>
چهار سخنرانی مورد استفاده در کتاب، در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ و در اجتماعات فعالان و محققان جنبش برابری ایراد شده‌اند. تدوین‌کنندگان به‌جای انتشار جداگانهٔ سخنرانی‌ها، مطالب آنها را بر اساس موضوع ترکیب کرده‌اند. به همین دلیل، فصل‌های کتاب ترتیب زمانی ندارند و هر فصل مجموعه‌ای از استدلال‌ها و تجربه‌های مرتبط با یک موضوع مشخص را دربرمی‌گیرد.<ref name="انتشارات">وبگاه مریم رجوی، [https://www.maryam-rajavi.com/activities/publications/ کتاب‌ها و نشریات؛ معرفی کتاب اسلام، زنان و برابری]، بازبینی‌شده در شهریور ۱۴۰۵.</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۴

اسلام، زنان و برابری
روی جلد کتاب «اسلام، زنان و برابری»
نویسندهمریم رجوی
ناشرایران‌کتاب
تاریخ نشر۱۳۸۵
موضوعاسلام دموکراتیک، حقوق زنان، برابری زن و مرد، نقد بنیادگرایی اسلامی، مشارکت زنان در رهبری سیاسی
سبکغیرداستانی، سیاسی، دینی و اجتماعی
زبانفارسی
نوع رسانهچاپی و نسخهٔ الکترونیکی

اسلام، زنان و برابری، کتابی از مریم رجوی دربارهٔ نسبت میان اسلام، برابری زن و مرد، مبارزه با بنیادگرایی دینی و نقش زنان در تغییرات سیاسی و اجتماعی است. این اثر، صورت تدوین‌شده و موضوعی چهار سخنرانی مریم رجوی در گردهمایی‌های فعالان و پژوهشگران جنبش برابری در اسفند ۱۳۷۴، اسفند ۱۳۸۲، اسفند ۱۳۸۳ و شهریور ۱۳۸۴ است. در فرایند تدوین، بخش‌های مربوط به رویدادهای روز حذف، مطالب بر اساس موضوع فصل‌بندی و متن‌ها از حالت گفتاری به نوشتاری تبدیل شده‌اند.[۱]

این کتاب در شش فصل تنظیم شده و سه موضوع اصلی را به یکدیگر پیوند می‌دهد: نقد زن‌ستیزی در ایدئولوژی و قوانین جمهوری اسلامی، ارائهٔ تفسیری دموکراتیک و برابری‌طلب از اسلام و بررسی تجربهٔ مشارکت زنان در سطوح رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران و مقاومت ایران. نویسنده بنیادگرایی حاکم بر ایران را برابر با اسلام نمی‌داند و آن را جریانی سیاسی و قرون‌وسطایی توصیف می‌کند که برای حفظ قدرت، از دین و تبعیض جنسیتی بهره می‌گیرد.[۲]

دیدگاه محوری کتاب این است که برابری زنان و مردان تنها یک مطالبهٔ حقوقی یا اجتماعی نیست، بلکه بخشی از مبارزه برای آزادی همهٔ جامعه است. بر اساس این دیدگاه، مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، نیرویی برای مقابله با بنیادگرایی و فرهنگ مردسالار و عاملی برای رهایی هم‌زمان زنان و مردان از مناسبات تبعیض‌آمیز به‌شمار می‌رود.[۳]

زمینهٔ تدوین و انتشار

مقدمهٔ ناشر، وضعیت زنان ایران را بازتابی از کشاکش میان جامعهٔ ایران و حکومت ولایت فقیه معرفی می‌کند. در این مقدمه، زنان از یک‌سو قربانیان اصلی قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی و از سوی دیگر از پیشتازان مقاومت در برابر این حکومت دانسته شده‌اند.

کتاب در پی توضیح دو الگوی متضاد است: الگویی که بر زن‌ستیزی و نابرابری برای حفظ قدرت استوار است و الگویی که رهایی انسان و برابری زن و مرد را بخشی از مبارزه برای آزادی می‌داند.[۱]

چهار سخنرانی مورد استفاده در کتاب، در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ و در اجتماعات فعالان و محققان جنبش برابری ایراد شده‌اند. تدوین‌کنندگان به‌جای انتشار جداگانهٔ سخنرانی‌ها، مطالب آنها را بر اساس موضوع ترکیب کرده‌اند. به همین دلیل، فصل‌های کتاب ترتیب زمانی ندارند و هر فصل مجموعه‌ای از استدلال‌ها و تجربه‌های مرتبط با یک موضوع مشخص را دربرمی‌گیرد.[۴]

نسخهٔ الکترونیکی کتاب شامل ۱۴۸ صفحه است. پس از مقدمه و شش فصل اصلی، بخشی نیز به پانویس‌ها و منابع مورد اشاره در متن اختصاص یافته است.[۵]

ساختار کتاب

فهرست کتاب شش فصل اصلی و شماری زیربخش را شامل می‌شود:[۵]

ساختار کتاب «اسلام، زنان و برابری»
فصل عنوان محورهای اصلی
فصل اول بنیادگرایی و زنان زمینهٔ ظهور بنیادگرایی، تبعیض جنسیتی و زن‌ستیزی در قوانین و عملکرد سیاسی
فصل دوم اسلام دموکراتیک؛ پاسخ آرمانی و سیاسی در برابر بنیادگرایی پویایی قرآن، حاکمیت مردم، برابری و یگانگی انسان‌ها
فصل سوم برابری زنان از نظر اسلام حق حیات، صلاحیت زنان در رهبری، حقوق اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی
فصل چهارم تفاوت‌های اساسی اسلام دموکراتیک و بنیادگرایی مناسبات انسانی، ارزش‌گذاری، مفهوم گناه، تفاوت‌های دو جنس، احکام و رهبری زنان
فصل پنجم تجربهٔ مقاومت ایران حضور زنان در مبارزه، مسئولیت‌پذیری، هژمونی زنان، تغییر فرهنگ و رهایی مردان
فصل ششم شکست قطعی بنیادگرایان با نیروی پیشتاز زنان رابطهٔ زن‌ستیزی و سرکوب عمومی، راه‌حل سوم و مشارکت زنان در رهبری سیاسی

محتوای کتاب

بنیادگرایی و زنان

فصل نخست با بررسی زمینه‌های تاریخی و سیاسی ظهور بنیادگرایی اسلامی آغاز می‌شود. مریم رجوی میان باور دینی و بنیادگرایی سیاسی تمایز می‌گذارد. در تعریف او، بنیادگرایی نه خود اسلام و نه صرفاً برداشتی محافظه‌کارانه از آن، بلکه جریانی قدرت‌طلب با ویژگی‌هایی چون انحصارطلبی، سرکوب، صدور تروریسم، قشری‌گری و زن‌ستیزی است.[۶]

کتاب به‌قدرت‌رسیدن روح‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ را نقطهٔ تبدیل بنیادگرایی معاصر به یک قدرت دولتی می‌داند. بر اساس تحلیل نویسنده، نظریهٔ ولایت فقیه امکان داد قرائتی استبدادی از دین در قالب حکومت، قانون و نهادهای سیاسی به اجرا گذاشته شود و جمهوری اسلامی به پشتیبان جریان‌های بنیادگرا در دیگر کشورهای مسلمان تبدیل گردد.[۷]

در این فصل، تبعیض جنسیتی «سنگ بنای اندیشهٔ بنیادگرایی اسلامی» معرفی می‌شود. نویسنده معتقد است همان‌گونه که برتری نژادی در فاشیسم هیتلری نقشی بنیادی داشت، بنیادگرایی نوع خمینی نیز بر مرزبندی جنسی و برتری مرد بر زن تکیه دارد. این تشبیه بخشی از استدلال سیاسی کتاب برای نشان‌دادن رابطهٔ میان ایدئولوژی تبعیض‌آمیز و ساختار سرکوب است.[۸]

کتاب شماری از قوانین جمهوری اسلامی را از منظر نابرابری جنسیتی بررسی می‌کند؛ از جمله محدودیت زنان در ریاست‌جمهوری و قضاوت، برتری حقوقی مرد در مناسبات خانوادگی، نابرابری در طلاق، اشتغال، مسافرت و سرپرستی فرزندان و مجازات‌هایی مانند سنگسار. نویسنده این قوانین را نه نتیجهٔ ضروری اسلام، بلکه محصول تفسیر بنیادگرایانه و مردسالار از دین می‌داند.[۹]

صدور بنیادگرایی و زن‌ستیزی

بخش دیگری از فصل نخست به گسترش بنیادگرایی از ایران به دیگر کشورهای منطقه اختصاص دارد. نویسنده استدلال می‌کند که بنیادگرایی به‌سبب ماهیت توسعه‌طلبانهٔ خود در مرزهای یک کشور باقی نمی‌ماند و همراه با نفوذ سیاسی، زن‌ستیزی و الگوهای تبعیض‌آمیز را نیز صادر می‌کند.[۱۰]

در کتاب، تحولات عراق پس از سقوط حکومت صدام حسین به‌عنوان یکی از نمونه‌های این روند بررسی شده است. مریم رجوی نسبت به تلاش جریان‌های وابسته به جمهوری اسلامی برای محدودکردن حقوق زنان عراق هشدار می‌دهد و از قوانین پیشین این کشور در زمینهٔ طلاق، سرپرستی فرزندان و ارث یاد می‌کند. او زنان را از نخستین قربانیان گسترش بنیادگرایی در عراق و دیگر کشورهای منطقه می‌داند.[۱۱]

کتاب همچنین از تلاش بنیادگرایان برای ایجاد تقابلی ساختگی میان اسلام و غرب سخن می‌گوید. بر اساس این تحلیل، حقوق زنان به یکی از میدان‌های اصلی چنین تقابلی تبدیل شده است؛ در حالی که اختلاف بنیادی نه میان اسلام و غرب، بلکه میان آزادی و استبداد، برابری و تبعیض و قرائت دموکراتیک و قرائت بنیادگرایانه از دین جریان دارد.

اسلام دموکراتیک

فصل دوم به معرفی مفهومی اختصاص دارد که «اسلام دموکراتیک» نامیده می‌شود. این اصطلاح به قرائتی از اسلام اشاره می‌کند که آزادی انتخاب، حاکمیت مردم، برابری انسان‌ها، رواداری دینی و نفی اجبار را از اصول اساسی دین می‌داند.[۱۲]

مریم رجوی برای توضیح این دیدگاه، به آیات قرآن، تاریخ اسلام و برداشت‌های تفسیری سازمان مجاهدین خلق ایران استناد می‌کند. او تأکید دارد که اسلام دموکراتیک دین تازه یا اصلاح‌شده‌ای نیست، بلکه تلاشی برای کنارزدن تحریف‌هایی است که در طول قرن‌ها تحت تأثیر حکومت‌های استبدادی و فرهنگ مردسالار بر متون و سنت دینی تحمیل شده‌اند.[۱۳]

در این فصل، پویایی یا «دینامیسم قرآن» در برابر تفسیرهای ایستا قرار می‌گیرد. نویسنده معتقد است آیات قرآن باید در کلیت، زمینهٔ تاریخی و جهت‌گیری عمومی آنها به‌سوی عدالت و رهایی تفسیر شوند. از این منظر، احکام اجتماعی نمی‌توانند جدا از هدف‌های بنیادی دین، یعنی آزادی، عدالت و کرامت انسان، به قواعدی همیشگی برای تبعیض تبدیل شوند.

حاکمیت مردم

یکی از مباحث فصل دوم، رابطهٔ اسلام و حاکمیت مردم است. کتاب نظریهٔ ولایت فقیه را با اصل آزادی و مسئولیت انسان ناسازگار می‌داند و استدلال می‌کند که هیچ فرد یا طبقهٔ دینی حق ندارد خود را قیم جامعه معرفی کند.[۱۴]

بر اساس این دیدگاه، ارادهٔ خداوند در پهنهٔ اجتماعی از طریق حاکمیت مردم ظهور می‌یابد. انسان آزاد و مسئول است و باید بتواند دربارهٔ نظام سیاسی، رهبران و قوانین جامعهٔ خود تصمیم بگیرد. ازاین‌رو، مشروعیت حکومت نه از انتساب به دین یا روحانیت، بلکه از رأی آزادانهٔ مردم سرچشمه می‌گیرد.

این برداشت با مواضع شورای ملی مقاومت ایران دربارهٔ جدایی دین و دولت و تأسیس جمهوری مبتنی بر انتخابات آزاد ارتباط دارد. در کتاب، حکومت دینی اجباری نفی شده و ایمان مذهبی امری مبتنی بر انتخاب آزادانهٔ فرد معرفی می‌شود.

برابری و یگانگی

کتاب، برابری انسان‌ها را نتیجهٔ جهان‌بینی توحیدی می‌داند. بر اساس تفسیر نویسنده، تفاوت‌های جنسیتی، قومی، ملی یا نژادی نمی‌توانند منشأ برتری یک انسان بر دیگری باشند. معیار ارزش انسانی، آگاهی، آزادی، مسئولیت‌پذیری و عملکرد فرد در برابر دیگران است؛ مفهومی که در فرهنگ قرآنی با تقوا پیوند داده می‌شود.[۱۵]

مریم رجوی نابرابری زن و مرد را نوعی بهره‌کشی می‌داند و توحید را با نفی بهره‌کشی و تبعیض مرتبط می‌کند. در این نگرش، آرمان اجتماعی اسلام تحقق آزادی، عدالت و یگانگی اجتماعی است و زنان و دیگر گروه‌های تحت ستم باید امکان یابند استعدادهای سرکوب‌شدهٔ خود را شکوفا کنند و در رهبری جامعه مشارکت داشته باشند.

برابری زنان از دیدگاه اسلام

فصل سوم با مروری بر وضعیت زنان در جامعهٔ عربستان هنگام ظهور اسلام آغاز می‌شود. کتاب از زنده‌به‌گورکردن دختران، محرومیت زنان از ارث و تلقی زن به‌عنوان بخشی از دارایی مرد یاد می‌کند و آموزه‌های اولیهٔ اسلام را در مقایسه با این شرایط، تحولی تاریخی در موقعیت زنان می‌داند.[۱۶]

نویسنده تأکید می‌کند که ارزیابی احکام و تحولات صدر اسلام باید با درنظرگرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی قرن هفتم میلادی انجام شود. از این منظر، جهت عمومی اصلاحات اسلامی گسترش شخصیت حقوقی، اقتصادی و اجتماعی زنان بود و نه تثبیت همیشگی مناسبات مردسالارانهٔ همان دوران.

موضوعات بررسی‌شده در این فصل عبارت‌اند از:

  • حق حیات و نفی خشونت علیه زنان؛
  • به‌رسمیت‌شناختن شخصیت مستقل و کرامت برابر زن؛
  • صلاحیت زنان برای حاکمیت، قضاوت و رهبری؛
  • برابری در مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی؛
  • حق مالکیت، ارث و فعالیت اقتصادی؛
  • حمایت از زنان در مناسبات خانوادگی؛
  • حق انتخاب همسر و مخالفت با ازدواج اجباری؛
  • مبارزه با فرهنگ مردسالار و کالایی‌دیدن زن.[۱۷]

کتاب استدلال‌هایی را که با استناد به برخی آیات یا روایات، صلاحیت زنان برای شهادت، قضاوت یا رهبری را نفی می‌کنند، مورد نقد قرار می‌دهد. برای نمونه، حکم مربوط به حضور دو زن به‌عنوان شاهد در معاملات مالی، راه‌حلی متناسب با شرایط تاریخی و ناآشنایی بسیاری از زنان آن دوره با امور مالی تفسیر شده و تعمیم آن به نابرابری ذاتی زنان و مردان رد می‌شود.[۱۸]

تفاوت اسلام دموکراتیک و بنیادگرایی

فصل چهارم تفاوت دو دستگاه فکری را به‌صورت موضوعی بررسی می‌کند. در روایت کتاب، بنیادگرایی بر اجبار، تبعیض، سلطه، ترس و منفی‌دیدن انسان استوار است؛ در مقابل، اسلام دموکراتیک بر آزادی انتخاب، مسئولیت‌پذیری، رحمت، برابری و توانایی انسان برای تغییر تأکید دارد.[۱۹]

مقایسهٔ دو قرائت از اسلام در کتاب
موضوع قرائت بنیادگرایانه اسلام دموکراتیک
انسان موجودی ذاتاً گناهکار و نیازمند قیم موجودی آزاد، آگاه و مسئول
زن تابع مرد و فاقد صلاحیت برابر انسانی برخوردار از کرامت و حقوق برابر
دین ابزار اجبار و حاکمیت سیاسی امر مبتنی بر انتخاب و ایمان آزادانه
حکومت ولایت و قیمومت روحانیان حاکمیت و رأی مردم
احکام قواعد ثابت و جدا از شرایط تاریخی احکامی قابل فهم در پرتو عدالت و جهت‌گیری کلی دین
گناه وسیله‌ای برای ترساندن و مطیع‌کردن انسان خطایی فردی که با مسئولیت، بخشایش و اصلاح پاسخ می‌گیرد
تفاوت زن و مرد پایهٔ نابرابری حقوقی و اجتماعی تفاوت جسمانی بدون نفی برابری انسانی
رهبری زنان ممنوع یا نامشروع حق و ضرورت اجتماعی و سیاسی

کتاب به‌ویژه با استفادهٔ سیاسی از مفهوم گناه مخالفت می‌کند. نویسنده معتقد است برجسته‌کردن گناهان جنسی، ایجاد احساس دائمی تقصیر و نظارت بر زندگی خصوصی، از ابزارهای بنیادگرایان برای مطیع‌کردن جامعه و گسترش دستگاه سرکوب است.[۲۰]

در برابر این رویکرد، انسان در اسلام حقیقی موجودی معرفی می‌شود که می‌تواند از جبرهای طبیعی، غریزی و اجتماعی فراتر رود و مسئولیت تغییر شرایط خود و جامعه را برعهده بگیرد. از این دیدگاه، مبارزه با مرزبندی جنسی بخشی از نفی همهٔ تبعیض‌هایی است که بر ویژگی‌های خارج از ارادهٔ انسان، مانند جنسیت، قومیت یا زبان، بنا شده‌اند.

تجربهٔ مقاومت ایران

فصل پنجم به تجربهٔ حضور زنان در سازمان مجاهدین خلق و مقاومت ایران اختصاص دارد. کتاب می‌گوید زنان پس از انقلاب ۱۳۵۷ به‌طور گسترده وارد مبارزه با جمهوری اسلامی شدند و در فعالیت‌های سیاسی، تشکیلاتی و نظامی مسئولیت پذیرفتند. نویسنده این حضور را هم در پیشبرد مقاومت و هم در ارتقای جایگاه زن ایرانی مؤثر می‌داند.[۲۱]

یکی از محورهای فصل، انتقال مسئولیت‌های کلیدی و فرماندهی به زنان در ساختار مجاهدین است. به روایت کتاب، این تحول با موانع بیرونی و درونی روبه‌رو بود؛ از یک‌سو فرهنگ عمومی جامعه توانایی زنان در رهبری را باور نداشت و از سوی دیگر، خود زنان و مردان نیز برخی از ارزش‌ها و الگوهای مردسالار را درونی کرده بودند.

کتاب نمونه‌هایی از تجربه‌های زنان در پذیرش مسئولیت‌های فنی، نظامی و مدیریتی را نقل می‌کند. برخی از این زنان در آغاز، فرماندهی مردان یا دیگر زنان را دشوار می‌دانستند و با احساس‌هایی چون خودکم‌بینی، ترس از شکست، رقابت و حسادت روبه‌رو بودند. متن، عبور آگاهانه از این موانع را بخشی از فرایند رهایی و مسئولیت‌پذیری معرفی می‌کند.[۲۲]

هژمونی زنان

اصطلاح «هژمونی زنان» در کتاب به حضور نمادین یا صوری زنان در مدیریت محدود نمی‌شود، بلکه به پذیرش واقعی نقش تصمیم‌گیرنده و هدایت‌کنندهٔ آنان اشاره دارد. نویسنده معتقد است سپردن مسئولیت به زنان باید با اختیار، امکان مداخله در حوزه‌های تخصصی و پذیرش فرماندهی آنان از سوی مردان همراه باشد.[۲۳]

کتاب واکنش‌های مردان به مدیریت زنان را نیز بررسی می‌کند. بر اساس روایت ارائه‌شده، مقاومت در برابر ورود زنان به حوزه‌های تخصصی گاه به‌صورت پرخاشگری و گاه به‌شکل انفعال ظاهر می‌شد. گذار از فرهنگ مردسالار هنگامی تحقق می‌یابد که مردان نه‌تنها مسئولیت زنان را به‌صورت رسمی بپذیرند، بلکه فعالانه با آنان همکاری کنند.

مریم رجوی نتیجه می‌گیرد که رهایی زنان به حذف یا منفعل‌شدن مردان نمی‌انجامد. برعکس، شکستن مناسبات سلطه‌گرانه انرژی‌های سرکوب‌شدهٔ هر دو جنس را آزاد می‌کند و مردان را نیز مسئول‌تر و توانمندتر می‌سازد. در این چارچوب، برابری فرایندی برای رهایی هم‌زمان زنان و مردان است.[۲۴]

تغییر فرهنگ و نگرش به انسان

در فصل پنجم، قرارگرفتن زنان در رهبری بخشی از یک «تغییر فرهنگ» معرفی می‌شود. نویسنده معتقد است این فرایند معیارهای متعارف ارزش‌گذاری را دگرگون می‌کند و به‌جای جنسیت، ظاهر، سن و موقعیت فردی، مسئولیت‌پذیری، فداکاری و رابطهٔ انسان با دیگران را معیار قرار می‌دهد.[۲۵]

مریم رجوی این تحول را تنها برای تضمین حقوق زنان نمی‌داند، بلکه آن را راهی برای کاهش خودبیگانگی و شکوفایی ظرفیت‌های انسانی معرفی می‌کند. در این دیدگاه، مثبت‌دیدن دیگران، توجه به توانایی‌ها به‌جای کاستی‌ها و مایه‌گذاری برای پیشرفت همنوعان از نتایج فرهنگی برابری است.

زنان، نیروی پیشتاز مقابله با بنیادگرایی

فصل ششم میان زن‌ستیزی و سرکوب عمومی رابطه‌ای مستقیم برقرار می‌کند. کتاب استدلال می‌کند که بنیادگرایان پس از به‌قدرت‌رسیدن در ایران، برای مهار انرژی اجتماعی آزادشده در انقلاب ۱۳۵۷ از تبعیض جنسیتی، حجاب اجباری و سرکوب زنان استفاده کردند. از این منظر، به‌بندکشیدن زنان ابزاری برای کنترل تمام جامعه است.[۲۶]

بر اساس این تحلیل، مبارزه برای رهایی جامعه نمی‌تواند بدون مبارزه با زن‌ستیزی پیش برود. کتاب مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی را «پادزهر بنیادگرایی» می‌نامد؛ زیرا بنیادگرایی بر حذف زنان از عرصهٔ عمومی و تثبیت سلطهٔ مردسالارانه استوار است.[۲۷]

این فصل همچنین به سیاست کشورهای غربی در برابر جمهوری اسلامی می‌پردازد. دو گزینهٔ مماشات و جنگ خارجی رد می‌شوند و «راه‌حل سوم» به‌عنوان تغییر به‌دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته مطرح می‌شود. نویسنده تأکید می‌کند که نیروی پیشتاز زنان نقشی تعیین‌کننده در تحقق این تغییر دارد.[۲۸]

تجربهٔ خاص مقاومت ایران

مریم رجوی تجربهٔ مقاومت ایران را نمونه‌ای عملی برای سنجش نظریهٔ مشارکت زنان در رهبری می‌داند. او پایداری این مقاومت در برابر اعدام‌ها، زندان، شکنجه و فشارهای سیاسی و بین‌المللی را با حضور گستردهٔ زنان در مسئولیت‌های رهبری مرتبط می‌کند.[۲۹]

در این بخش، قرارگاه اشرف در عراق به‌عنوان نمونه‌ای از تشکیلاتی معرفی می‌شود که مسئولیت‌های اصلی آن در اختیار زنان قرار گرفته بود. نویسنده این تجربه را نه الگویی منحصر به اعضای مجاهدین، بلکه مسیری قابل استفاده برای زنان با عقاید و ملیت‌های گوناگون معرفی می‌کند.

جمع‌بندی تجربه‌ها

در پایان کتاب، نویسنده نتایج مباحث خود را در چند اصل خلاصه می‌کند. این اصول عبارت‌اند از:[۳۰]

  1. پیشرفت جنبش برابری در گرو پیوند آن با یک آرمان آزادی‌خواهانه و ورود زنان به مبارزهٔ سیاسی و اجتماعی است.
  2. برابری زنان با برخورداری کامل آنان از آزادی‌های فردی و اجتماعی معنا پیدا می‌کند.
  3. حقوق زنان شامل آزادی فعالیت سیاسی، رفت‌وآمد، مسافرت، انتخاب شغل، انتخاب پوشش، ازدواج، طلاق، ارث، سرپرستی فرزندان و برخورداری برابر از امکانات آموزشی، هنری و ورزشی است.
  4. ازدواج اجباری، تعدد زوجات و قوانین تبعیض‌آمیز باید لغو شوند.
  5. اسلام حقیقی بر کرامت برابر زن و مرد و مشارکت زنان در رهبری سیاسی تأکید دارد.
  6. مبارزه با بنیادگرایی بدون مقابله با زن‌ستیزی و مشارکت برابر زنان امکان‌پذیر نیست.
  7. قرارگرفتن زنان در مواضع تصمیم‌گیری، زمینهٔ مبارزهٔ عمیق‌تر با فرهنگ مردسالار را در میان زنان و مردان فراهم می‌کند.
  8. رهایی زنان و مردان دو فرایند جداگانه نیستند و تحقق یکی به پیشرفت دیگری وابسته است.

دیدگاه کتاب دربارهٔ حقوق زنان

حقوق مورد دفاع در «اسلام، زنان و برابری» تنها به برابری صوری در قوانین محدود نمی‌شود. کتاب مجموعه‌ای از حقوق سیاسی، مدنی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی را مطرح می‌کند:

حقوق زنان در دیدگاه ارائه‌شده در کتاب
حوزه حقوق مورد تأکید
سیاسی حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن، مشارکت در احزاب و اجتماعات و حضور برابر در رهبری سیاسی
مدنی آزادی بیان، عقیده، رفت‌وآمد، مسافرت، انتخاب پوشش و شیوهٔ زندگی
قضایی برابری در برابر قانون، صلاحیت قضاوت و برخورداری از حمایت برابر قضایی
خانوادگی انتخاب آزادانهٔ همسر، حق طلاق، سرپرستی فرزندان و منع ازدواج اجباری و تعدد زوجات
اقتصادی مالکیت مستقل، ارث برابر، اشتغال، بازنشستگی و برخورداری از تأمین اجتماعی
آموزشی و فرهنگی دسترسی بدون تبعیض به آموزش، دانشگاه، هنر و ورزش
اجتماعی برخورداری از فرصت‌های برابر و مصونیت در برابر خشونت، تحقیر و بهره‌کشی

این دیدگاه‌ها با «طرح آزادی‌ها و حقوق زنان» شورای ملی مقاومت ایران پیوند دارند. این طرح در سال ۱۳۶۶ تصویب شد و لغو قوانین و اجبارهای تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی و التزام به اسناد بین‌المللی حقوق زنان را خواستار گردید.[۳۱]

مفهوم اسلام در کتاب

کتاب «اسلام، زنان و برابری» دو قرائت متعارض از اسلام را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. قرائت نخست، دین را وسیلهٔ اعمال حاکمیت، اجبار و توجیه نابرابری می‌کند. قرائت دوم، آزادی، اختیار، برابری و مسئولیت انسان را در مرکز فهم دینی قرار می‌دهد.

مریم رجوی بنیادگرایی را نمایندهٔ ناگزیر اسلام نمی‌داند و بر این باور است که قرائت بنیادگرایانه نتیجهٔ تحریف تاریخی دین به‌دست حکومت‌های استبدادی و فرهنگ مردسالار است. به نوشتهٔ او، متون اسلامی و به‌ویژه قرآن حاوی ظرفیت‌هایی برای دفاع از عدالت، کرامت انسان و برابری زنان هستند.[۳۲]

در این چارچوب، اصطلاح «اسلام دموکراتیک» به دینی اشاره دارد که با حاکمیت مردم، جدایی نهاد دین از دولت و آزادی پیروان همهٔ ادیان سازگار است. نویسنده تحمیل دین از طریق قدرت حکومتی را در تعارض با اصل اختیار و ایمان آزادانه می‌داند.

ویژگی‌های نگارشی و استدلالی

اگرچه منشأ مطالب کتاب سخنرانی است، متن نهایی به‌صورت موضوعی و فصل‌بندی‌شده تدوین شده است. لحن کتاب در بخش‌های نظری، توضیحی و استدلالی و در بخش‌های مربوط به جمهوری اسلامی و تجربهٔ مقاومت، سیاسی و جدلی است.

استدلال‌های اثر در سه سطح ارائه می‌شوند: نخست، نقد قوانین و عملکرد حکومت ایران؛ دوم، بازخوانی قرآن و تاریخ اسلام؛ و سوم، استناد به تجربهٔ عملی مقاومت ایران در واگذاری مسئولیت‌های رهبری به زنان. ترکیب این سه سطح، کتاب را از یک متن صرفاً دینی یا حقوقی متمایز می‌کند.

کتاب برای اثبات دیدگاه‌های خود به آیات قرآن، منابع تاریخی، قوانین جمهوری اسلامی، اظهارات مقام‌های حکومتی و نمونه‌هایی از تجربه‌های زنان مجاهد استناد می‌کند. پانویس‌های پایان اثر، منابع برخی از نقل‌قول‌ها و آیات مورد استفاده را توضیح می‌دهند.

جایگاه کتاب در آثار مریم رجوی

«اسلام، زنان و برابری» از نخستین مجموعه‌های مستقل منتشرشده از سخنرانی‌های مریم رجوی دربارهٔ پیوند اسلام دموکراتیک، حقوق زنان و مقابله با بنیادگرایی است. این مباحث در آثار بعدی او، از جمله زنان نیروی تغییر، زنان در رهبری سیاسی و آزادی گوهر حقیقی اسلام، ادامه یافته‌اند.

کتاب «زنان نیروی تغییر» عمدتاً سخنرانی‌های سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ را شامل می‌شود؛ در حالی که «اسلام، زنان و برابری» بر سخنرانی‌های سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ مبتنی است. ازاین‌رو، این دو اثر از نظر زمانی و موضوعی مکمل یکدیگرند.[۳۳]

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این اثر بعدها در طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی نیز بازتاب یافت؛ به‌ویژه در اصول مربوط به برابری کامل زنان و مردان، مشارکت زنان در رهبری سیاسی، آزادی انتخاب پوشش، جدایی دین و دولت و منع تبعیض دینی.

اهمیت کتاب

اهمیت «اسلام، زنان و برابری» در ارائهٔ یک روایت درون‌دینی و اپوزیسیونی در برابر قرائت رسمی جمهوری اسلامی از اسلام است. کتاب استدلال می‌کند که مخالفت با ولایت فقیه و قوانین زن‌ستیز لزوماً به معنای نفی دین نیست و می‌توان از درون یک جهان‌بینی اسلامی، از دموکراسی، حاکمیت مردم و برابری جنسیتی دفاع کرد.

این اثر همچنین سندی از تحول نقش زنان در ساختار مقاومت ایران به‌شمار می‌رود. روایت‌های مربوط به پذیرش فرماندهی و مدیریت توسط زنان، مقاومت‌های فرهنگی در برابر آنان و تأثیر این تحول بر مردان، بخشی از تاریخ درونی سازمان مجاهدین را از دید نویسنده بازتاب می‌دهد.

از منظر سیاسی، کتاب مبارزه برای حقوق زنان را از مبارزه با استبداد دینی جدا نمی‌کند. بر اساس دیدگاه ارائه‌شده، زن‌ستیزی یکی از ابزارهای اصلی حکومت برای سرکوب عمومی است و در نتیجه، پیشتازی زنان در مبارزه و رهبری سیاسی می‌تواند یکی از عوامل تعیین‌کنندهٔ تغییر دموکراتیک باشد.

گزیده‌هایی از کتاب

مریم رجوی دربارهٔ رابطهٔ بنیادگرایی و تبعیض جنسیتی می‌گوید:

«آنچه سنگ بنای تفکر بنیادگرایان را تشکیل می‌دهد، تبعیض جنسی است.»[۸]

او دربارهٔ برابری انسان‌ها از دیدگاه توحیدی می‌نویسد:

«همهٔ انسان‌ها، از هر جنس، نژاد و ملیت، برابرند.»[۱۵]

کتاب دربارهٔ پیامد حضور زنان در رهبری می‌گوید:

«این امر تنها برای تضمین برابری زنان نیست، بلکه فرآیندی است که هم زنان و هم مردان را رها می‌کند.»[۲۴]

در جمع‌بندی نقش زنان در مبارزه با بنیادگرایی آمده است:

«شکست قطعی بنیادگرایان اسلامی با نیروی پیشتاز زنان امکان‌پذیر است.»[۲۷]

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مریم رجوی، اسلام، زنان و برابری، مقدمهٔ ناشر، ص ۵.
  2. همان، صص ۸–۱۴.
  3. همان، صص ۱۰۷–۱۱۰ و ۱۱۹–۱۲۱.
  4. وبگاه مریم رجوی، کتاب‌ها و نشریات؛ معرفی کتاب اسلام، زنان و برابری، بازبینی‌شده در شهریور ۱۴۰۵.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ مریم رجوی، اسلام، زنان و برابری، صص ۱–۴ و ۱۳۸–۱۴۸.
  6. مریم رجوی، اسلام، زنان و برابری، صص ۸–۱۰.
  7. همان، صص ۹–۱۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ همان، صص ۱۱–۱۴.
  9. همان، صص ۱۴–۱۶.
  10. همان، صص ۱۶–۱۸.
  11. همان، صص ۱۹–۲۱.
  12. همان، صص ۲۳–۴۳.
  13. همان، صص ۴۱–۴۳.
  14. همان، صص ۳۴–۴۱.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ همان، صص ۴۱–۴۳.
  16. همان، صص ۴۵–۵۲.
  17. همان، صص ۴۵–۶۵.
  18. همان، صص ۵۸–۶۰ و ۱۴۱–۱۴۲.
  19. همان، صص ۶۶–۸۲.
  20. همان، صص ۶۸–۷۱.
  21. همان، صص ۸۴–۹۱.
  22. همان، صص ۹۴–۱۰۱.
  23. همان، صص ۹۵–۱۰۹.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ همان، صص ۱۰۷–۱۱۰.
  25. همان، صص ۱۰۹–۱۱۴.
  26. همان، صص ۱۱۹–۱۲۶.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ همان، صص ۱۲۰–۱۲۱.
  28. همان، صص ۱۱۹–۱۲۱.
  29. همان، صص ۱۲۹–۱۳۲.
  30. همان، صص ۱۳۲–۱۳۷.
  31. وبگاه مریم رجوی، طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا، بازبینی‌شده در شهریور ۱۴۰۵.
  32. مریم رجوی، اسلام، زنان و برابری، صص ۲۴–۴۳.
  33. وبگاه مریم رجوی، کتاب‌ها و نشریات مریم رجوی، بخش‌های «زنان نیروی تغییر» و «اسلام، زنان و برابری».