اختر مولوی

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اختر مولوی
اختر مولوی
زادروز۱۳۱۰ یا ۱۳۱۲
همدان
درگذشت۵ مرداد ۱۳۶۷
محور کرمانشاه، ایران
علت مرگجان‌باختن در عملیات فروغ جاویدان
محل زندگیهمدان، تهران و عراق
ملیتایرانی
نام‌های دیگرمادر میمنت
تابعیتایرانی
تحصیلاتدیپلم
پیشهآموزگار
سال‌های فعالیتحدود ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادی‌بخش ملی ایران
شناخته‌شده برایآموزگاری، عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران و حضور در عملیات فروغ جاویدان
نقش‌های برجستهعضو سازمان مجاهدین خلق ایران و رزمندهٔ ارتش آزادی‌بخش ملی ایران
شهر خانگیهمدان
لقبمادر میمنت
حزب سیاسیسازمان مجاهدین خلق ایران
جنبشمقاومت ایران
مخالفانحکومت جمهوری اسلامی ایران
دیناسلام
مذهبشیعه
آثارنامه به مریم رجوی و وصیت‌نامه
فرزندانمهناز میمنت، مسعود میمنت و محمود میمنت
خویشاوندانمهناز میمنت، مسعود میمنت و محمود میمنت

اختر مولوی، معروف به مادر میمنت (زادهٔ ۱۳۱۰ یا ۱۳۱۲ در همدان – جان‌باختهٔ ۵ مرداد ۱۳۶۷ در محور کرمانشاه)، آموزگار، عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و از رزمندگان ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. او حدود ۲۰ سال به آموزگاری پرداخت و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ با سازمان مجاهدین آشنا شد. او پس از اعدام فرزندش مسعود میمنت و زندانی‌شدن فرزند دیگرش محمود میمنت، فعالیت خود را در این سازمان ادامه داد و چند ماه پس از تشکیل ارتش آزادی‌بخش، خواهان پیوستن به واحدهای آن شد.[۱]

اختر مولوی در عملیات فروغ جاویدان شرکت کرد و در ۵ مرداد ۱۳۶۷، در منطقهٔ کرمانشاه جان باخت. سه روز پس از مرگ او، محمود میمنت، فرزند زندانی‌اش، در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت اعدام شد.[۱]

دربارهٔ سال تولد و سن اختر مولوی در دو منبع مورد استفاده اختلاف وجود دارد. در مشخصات اولیهٔ زندگی‌نامه، سال تولد او ۱۳۱۲ و سنش هنگام مرگ ۵۵ سال ثبت شده، اما در متن تفصیلی همان زندگی‌نامه، سال تولد ۱۳۱۰ و سن او هنگام پیوستن به ارتش آزادی‌بخش در سال ۱۳۶۶ حدود ۵۶ سال ذکر شده است. گزارش دیگری دربارهٔ زنان شرکت‌کننده در عملیات فروغ جاویدان، سن او را ۴۸ سال نوشته است.[۱][۲] به‌دلیل این ناهماهنگی، تاریخ دقیق تولد او را نمی‌توان بر اساس منابع موجود با قطعیت تعیین کرد.

تولد و تحصیلات

اختر مولوی در شهر همدان به دنیا آمد. منبع زندگی‌نامه‌ای سازمان مجاهدین در بخش مشخصات، سال تولد او را ۱۳۱۲ ثبت کرده است؛ بااین‌حال، در متن تفصیلی همان صفحه آمده است که او در سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد.[۱]

اختر مولوی پس از پایان تحصیلات متوسطه و دریافت دیپلم به کار آموزش روی آورد. او حدود ۲۰ سال از زندگی خود را به آموزگاری دانش‌آموزان اختصاص داد. در زندگی‌نامهٔ منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین، از او به‌عنوان آموزگاری علاقه‌مند به کار آموزش و زنی فرهیخته یاد شده است.[۱]

خانواده

اختر مولوی در میان اعضای سازمان مجاهدین با عنوان «مادر میمنت» شناخته می‌شد. سه تن از فرزندان شناخته‌شدهٔ او مهناز میمنت، مسعود میمنت و محمود میمنت بودند. اعضای این خانواده در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ با سازمان مجاهدین خلق ایران ارتباط داشتند.

مهناز میمنت از اعضای باسابقهٔ سازمان مجاهدین است که در ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ به‌عنوان مسئول اول این سازمان انتخاب شد. مسعود و محمود میمنت در دههٔ ۱۳۶۰ بازداشت و اعدام شدند. اختر مولوی نیز پس از سال‌ها فعالیت در سازمان مجاهدین به ارتش آزادی‌بخش ملی پیوست و در عملیات فروغ جاویدان جان باخت.[۱]

آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران

اختر مولوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ با سازمان مجاهدین خلق ایران و اهداف آن آشنا شد. پس از سقوط حکومت پهلوی و آغاز فعالیت علنی سازمان مجاهدین، شماری از اعضای خانوادهٔ او، از جمله فرزندانش، به این سازمان پیوستند.[۱]

منبع زندگی‌نامه‌ای سازمان مجاهدین، سابقهٔ فعالیت سیاسی و تشکیلاتی مولوی را حدود ۱۰ سال ذکر کرده است. با این محاسبه، آغاز فعالیت او به حوالی سال ۱۳۵۷ بازمی‌گردد.[۱]

جزئیات نخستین فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او در دورهٔ پس از انقلاب در منابع موجود بیان نشده است. سازمان مجاهدین در شرح زندگی او از نقش زنانی یاد می‌کند که در دههٔ ۱۳۶۰، گاه خانه‌های خود را در اختیار فعالیت‌های مخفی قرار می‌دادند، مسئولیت‌های پشتیبانی بر عهده می‌گرفتند یا مستقیماً وارد واحدهای عملیاتی می‌شدند. اختر مولوی در این روایت یکی از مادرانی معرفی شده است که از نقش پشتیبانی به حضور مستقیم در ارتش آزادی‌بخش رسید.[۱]

اعدام مسعود میمنت

مسعود میمنت، یکی از فرزندان اختر مولوی، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در دوران دانش‌آموزی به هواداری از سازمان مجاهدین روی آورد. او پیش از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بازداشت شد و حدود یک سال بعد از زندان آزاد گردید. مسعود پس از آزادی، از طریق برادرش محمود بار دیگر با سازمان مجاهدین ارتباط برقرار کرد.[۱]

مسعود میمنت در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱، هنگام انجام یک مأموریت شناسایی، با مأموران حکومت جمهوری اسلامی درگیر و بر اثر اصابت گلوله زخمی شد. او پس از بازداشت تا هنگام اعدام زیر بازجویی و شکنجه قرار داشت. بر اساس روایت سازمان مجاهدین، هنگامی که در دادگاه از او پرسیده شد آیا همچنان سازمان مجاهدین را قبول دارد، پاسخ مثبت داد.[۱]

مسعود میمنت حدود یک سال پس از بازداشت، در سال ۱۳۶۲ تیرباران شد. گزارش «پروازی بر فراز تنگه‌ها» نیز از مرگ او در سال ۱۳۶۲ زیر شکنجه یاد کرده است.[۲] خبر اعدام مسعود، به‌گفتهٔ زندگی‌نامهٔ اختر مولوی، عزم مادرش را برای ادامهٔ فعالیت در سازمان مجاهدین بیشتر کرد.[۱]

زندانی‌شدن محمود میمنت

محمود میمنت، فرزند دیگر اختر مولوی، متولد سال ۱۳۳۹ و دانشجوی معماری دانشگاه ملی ایران بود. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ همراه با مادرش به سازمان مجاهدین پیوست.[۱]

محمود در سال ۱۳۶۱ بازداشت شد و تا سال ۱۳۶۵ در زندان اوین به سر برد. او پس از آزادی برای خروج از ایران و پیوستن به ارتش آزادی‌بخش اقدام کرد، اما حدود سه ماه بعد هنگام خروج از کشور بار دیگر بازداشت شد.[۱]

دومین دورهٔ زندان محمود میمنت تا تابستان ۱۳۶۷ ادامه یافت. او در ۸ مرداد ۱۳۶۷، سه روز پس از جان‌باختن مادرش در عملیات فروغ جاویدان، در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت اعدام شد.[۱]

ادامهٔ فعالیت پس از اعدام فرزند

اعدام مسعود میمنت و زندانی‌شدن محمود، اختر مولوی را از فعالیت سیاسی بازنداشت. بنا بر زندگی‌نامهٔ منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین، او پس از اعدام مسعود با قاطعیت بیشتری به فعالیت خود ادامه داد.[۱]

در سال ۱۳۶۴ و هم‌زمان با تحولات درونی سازمان مجاهدین که در ادبیات این سازمان «انقلاب ایدئولوژیک» نامیده می‌شود، مرحلهٔ تازه‌ای در فعالیت اختر مولوی آغاز شد. او در نامه‌ای به مریم رجوی، حمایت خود را از این تحول اعلام کرد و آن را اقدامی در مسیر گسترش مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی دانست.[۱]

نامه به مریم رجوی

یکی از اسناد باقی‌مانده از اختر مولوی، نامه‌ای است که او در سال ۱۳۶۴ و به‌مناسبت تحولات ایدئولوژیک درونی سازمان مجاهدین برای مریم رجوی نوشت. متن این نامه در زندگی‌نامهٔ منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین درج شده است.[۱]

مولوی نامه را با عبارت «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» آغاز کرد. او در این نامه از تجربهٔ شخصی خود، اعدام اعضا و هواداران مجاهدین و امیدش به رهایی مردم ایران سخن گفت. وی خطاب به مریم رجوی نوشت:

«هر روز و هر ساعت از خدا می‌خواهم که همان‌طور که خودم در این سن‌وسال از قعر چاه جامعهٔ خمینی‌زده نجات یافتم، از این به بعد تمام خلقمان نیز نجات یابند.»[۱]

او در ادامه، تحول درونی سازمان را دارای تأثیری فراتر از مناسبات تشکیلاتی مجاهدین توصیف کرد و ابراز امیدواری نمود که این تحول به مقابله با استبداد، استثمار و دیدگاه‌های زن‌ستیز یاری رساند.

مولوی همچنین در نامهٔ خود از اعضایی یاد کرد که در زندان یا درگیری با حکومت جان باخته بودند. او ایستادگی زندانیان مجاهد زیر شکنجه و هنگام اعدام را نتیجهٔ اعتقاد آنان به راه و رهبری سازمان توصیف کرد.[۱]

نامه با دعا برای برخورداری از صلاحیت ادامهٔ مبارزه و با عبارت قرآنی «أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ» پایان می‌یافت؛ عبارتی به معنای «آیا صبح نزدیک نیست؟». این نامه یکی از منابع موجود برای شناخت دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی اختر مولوی در سال‌های پایانی زندگی اوست.

پیوستن به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران

ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ تأسیس شد. بر اساس زندگی‌نامهٔ اختر مولوی، او پنج ماه پس از تأسیس این ارتش خواهان پیوستن به قرارگاه‌ها و واحدهای رزمی آن شد.[۱]

وی در نامه‌ای که برای درخواست پیوستن به ارتش آزادی‌بخش نوشت، خواستار اعزام به قرارگاه‌های رزمی شد:

«اگر ممکن است مرا به قرارگاه‌های رزمی بفرستید تا هرچه زودتر در سنگر مجاهدین با رژیم خمینی بجنگم.»[۱]

او در ادامهٔ نامه، تصمیم خود را انتخابی آگاهانه معرفی کرد و حضور در مبارزهٔ مستقیم با حکومت جمهوری اسلامی را با واقعهٔ عاشورا و همراهی یاران امام حسین مقایسه کرد.

پس از پذیرش درخواست، اختر مولوی وارد سازمان کار ارتش آزادی‌بخش شد.

عملیات فروغ جاویدان

عملیات فروغ جاویدان در سوم مرداد ۱۳۶۷ با حرکت نیروهای ارتش آزادی‌بخش ملی ایران از مرز ایران و عراق به‌سوی کرمانشاه آغاز شد. اختر مولوی از زنان عضو ارتش آزادی‌بخش بود که در این عملیات شرکت کرد.[۱][۲]

گزارش سازمان مجاهدین دربارهٔ زنان حاضر در عملیات فروغ جاویدان، اختر مولوی را در کنار شماری از زنان عضو و فرماندهان این ارتش قرار داده است که در محورهای مختلف عملیات حضور داشتند. این گزارش از جمله از ژیلا موسوی، مریم شاه‌حسینی، صفیه جعفری، پروین ابراهیم، فاطمه استادحسن، فروزنده پروانه، مریم نوری، حوریه ابویی‌راد، نرگس عباسیان، زهره هادیان جهرمی و سپیده نعیم نام برده است.[۲]

اختر مولوی در جریان نبردهای این عملیات در محور کرمانشاه جان باخت. در مشخصات زندگی‌نامه، تاریخ مرگ او ۵ مرداد ۱۳۶۷ و محل آن کرمانشاه ثبت شده است.[۱]

منبع «پروازی بر فراز تنگه‌ها» سن او هنگام حضور در عملیات را ۴۸ سال نوشته است، در حالی که زندگی‌نامهٔ اختصاصی او سن ۵۵ سال و در بخشی دیگر، سنی نزدیک به ۵۷ سال را نشان می‌دهد.[۲][۱]

گزارش ستاد فرماندهی ارتش آزادی‌بخش

در زندگی‌نامهٔ اختر مولوی بخشی از گزارش نهایی ستاد فرماندهی ارتش آزادی‌بخش ملی ایران دربارهٔ حضور او در عملیات فروغ جاویدان نقل شده است. این گزارش او را یکی از زنان جان‌باختهٔ عملیات معرفی می‌کند که در سنین میانسالی وارد صحنهٔ نبرد شده بود.[۱]

در بخشی از این گزارش آمده است:

«اختر مولوی یکی از شیرزنان شهید فروغ جاویدان بود که پا در رکاب این نبرد گذاشت و با دلاوری و شجاعت جنگید.»[۱]

این گزارش همچنین از حضور او در کنار نیروهای جوان‌تر ارتش آزادی‌بخش یاد کرده و مرگش را پایان حدود یک دهه فعالیت در سازمان مجاهدین دانسته است.

وصیت‌نامه

از اختر مولوی وصیت‌نامه‌ای بر جای مانده که متن بخشی از آن در صفحهٔ زندگی‌نامهٔ او منتشر شده است. او وصیت‌نامه را با نام خدا، مردم ایران و جان‌باختگان آغاز کرده و نوشته است که آن را در شرایطی می‌نویسد که شمار زیادی از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین بازداشت و اعدام شده‌اند.[۱]

بخش عمدهٔ وصیت‌نامه به اعدام‌های دههٔ ۱۳۶۰، سرکوب زندانیان و علاقهٔ او به سازمان مجاهدین اختصاص دارد. مولوی در این نوشته، حکومت جمهوری اسلامی را به کشتار دختران نوجوان، زنان باردار، جوانان و سالمندان متهم کرد و از خشم خود نسبت به اعدام‌ها سخن گفت.

او در بخشی از وصیت‌نامه، با استفاده از تمثیل درخت، ادامهٔ حیات سازمان مجاهدین را با وجود سرکوب پیش‌بینی کرد:

«مجاهدین درختی کاشته‌اند که چنان ریشه دوانده که هرقدر شاخ‌وبرگ آن را بزنند، دوباره رشد خواهد کرد.»[۱]

وصیت‌نامهٔ اختر مولوی در شمار اسنادی قرار دارد که انگیزه‌ها، باورهای مذهبی و ارزیابی سیاسی او از شرایط ایران در دههٔ ۱۳۶۰ را نشان می‌دهد.

هم‌زمانی مرگ مادر و اعدام فرزند

اختر مولوی در ۵ مرداد ۱۳۶۷ در عملیات فروغ جاویدان جان باخت. سه روز بعد، در ۸ مرداد، محمود میمنت در زندان گوهردشت اعدام شد.[۱]

بر اساس اطلاعات منتشرشده، هیچ‌یک از آن دو در زمان مرگ از سرنوشت دیگری آگاه نبود. اختر مولوی هنگامی در عملیات کشته شد که محمود در زندان گوهردشت نگهداری می‌شد و اعدام گستردهٔ زندانیان سیاسی آغاز شده بود.

بدین‌ترتیب، در فاصله‌ای سه‌روزه، مادر خانواده در عملیات ارتش آزادی‌بخش و یکی از فرزندانش در قتل‌عام زندانیان سیاسی جان باختند. فرزند دیگر او، مسعود، نیز پنج سال پیش‌تر در سال ۱۳۶۲ پس از بازداشت و شکنجه تیرباران شده بود.[۱]

جایگاه زنان در عملیات فروغ جاویدان

زنان عضو سازمان مجاهدین در سطوح گوناگون عملیات فروغ جاویدان، از مسئولیت‌های پشتیبانی تا فرماندهی یگان‌های رزمی، حضور داشتند. گزارش سازمان مجاهدین دربارهٔ این عملیات، حضور زنان را یکی از وجوه متمایز ارتش آزادی‌بخش ملی معرفی می‌کند.[۲]

در این گزارش، اختر مولوی به‌عنوان نمونه‌ای از زنانی معرفی شده است که با وجود سن بالاتر نسبت به بسیاری از نیروهای حاضر در عملیات، به واحدهای رزمی پیوستند. حضور او همچنین از منظر سازمان مجاهدین نمادی از عبور زنان عضو این سازمان از نقش‌های سنتی و ورود آنان به مسئولیت‌های مستقیم سیاسی و نظامی تلقی شده است.

گزارش یادشده تأکید می‌کند که زنان حاضر در عملیات صرفاً در نقش‌های پشتیبانی فعالیت نداشتند و برخی از آنان فرماندهی بخش‌هایی از صحنهٔ نبرد را بر عهده داشتند. در همین چارچوب، از اختر مولوی به‌عنوان یکی از زنان جان‌باختهٔ عملیات یاد شده است.[۲]

اختر مولوی در روایت سازمان مجاهدین

سازمان مجاهدین خلق ایران در روایت زندگی اختر مولوی بر سه جنبه تأکید کرده است: سابقهٔ او به‌عنوان آموزگار، تجربهٔ از دست‌دادن و زندانی‌شدن فرزندان و تصمیم شخصی او برای پیوستن به ارتش آزادی‌بخش در سنین میانسالی.[۱]

زندگی‌نامهٔ منتشرشده، مهربانی و بی‌آلایشی او را در روابط فردی و قاطعیتش را در فعالیت سیاسی برجسته کرده است. نامه‌ها و وصیت‌نامهٔ باقی‌مانده از او نیز به‌عنوان اسنادی از انتخاب آگاهانه و نگرش سیاسی و مذهبی وی ارائه شده‌اند.[۱]

گاه‌شمار زندگی

گاه‌شمار زندگی و فعالیت اختر مولوی
سال یا تاریخ رویداد
۱۳۱۰ یا ۱۳۱۲ تولد در همدان
تاریخ نامشخص پایان تحصیلات متوسطه و آغاز آموزگاری
حدود ۲۰ سال فعالیت در حرفهٔ آموزگاری
۱۳۵۷ آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران در جریان انقلاب ضدسلطنتی
پیش از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نخستین بازداشت مسعود میمنت
۱۰ مرداد ۱۳۶۱ بازداشت مجدد مسعود میمنت پس از درگیری و زخمی‌شدن
مرداد ۱۳۶۲ اعدام مسعود میمنت
۱۳۶۴ نگارش نامه به مریم رجوی در حمایت از تحولات درونی سازمان
۱۳۶۶ درخواست پیوستن به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران
۵ مرداد ۱۳۶۷ جان‌باختن در عملیات فروغ جاویدان در محور کرمانشاه
۸ مرداد ۱۳۶۷ اعدام محمود میمنت در زندان گوهردشت، سه روز پس از مرگ مادرش

جستارهای وابسته

منابع