کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
مقاله جدید و کامل عزیز رضایی
 
(۱۴۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد سیاسی
{{جعبه زندگینامه
| نام رویداد = خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴
| نام = عزیز رضایی (زهرا نوروزی آزاد)
| عنوان اصلی = خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴
| نام اصلی = زهرا نوروزی آزاد
| تصویر = خیزش_دانشجویان_اسفند_۱۴۰۴.jpg
| تصویر = عزیز رضایی - ۲.jpg
| اندازه تصویر = 250px
| توضیح تصویر = عزیز رضایی
| توضیح تصویر = تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران
| زادروز = ۱۳۰۸
| بخشی از = قیام سراسری ایران
| زادگاه = تهران، ایران
| تاریخ = ۲ اسفند ۱۴۰۴ – تاکنون
| درگذشت =  
| مکان = تهران، مشهد و سایر شهرها
| محل درگذشت =  
| علل = بازگشایی دانشگاه‌ها پس از تعطیلی، یادبود شهدای قیام دیماه، نارضایتی از رژیم ولایت فقیه، فشارهای اقتصادی و سرکوب
| ملیت = ایرانی
| اهداف = سرنگونی رژیم ولایت فقیه، برقراری دموکراسی و برابری، آزادی زندانیان سیاسی
| نام دیگر = مادر رضایی‌ها
| روش‌ها = تجمعات، شعاردهی، درگیری با نیروهای سرکوبگر، تحصن
| پیشه = فعال سیاسی
| وضعیت = در حال ادامه و گسترش
| شناخته‌شده برای = مادر احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی
| نتیجه =
| همسر = [[خلیل‌الله رضایی]]
| طرفداران = دانشجویان، [[شورای ملی مقاومت ایران]]
| فرزندان = احمد رضایی، رضا رضایی، فاطمه (ماه‌منیر) رضایی، مهدی رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی، صدیقه رضایی، آذر رضایی، محمد رضایی
| مخالفان = [[سپاه پاسداران]]، [[بسیج]]، [[نیروی انتظامی]]
| پدر = حاج محمدحسین نوروزی آزاد
| رهبران اصلی معترضان = [[مریم رجوی]]
| زندان = کمیته مشترک ضدخرابکاری، زندان اوین
| رهبران اصلی حکومت = [[علی خامنه‌ای]]
| سال بازداشت = ۱۳۵۳
| تعداد معترضان = هزاران نفر
| محل اقامت = فرانسه
| تعداد نیروهای امنیتی = نامشخص
| کشته‌شدگان = نامشخص (یادبود شهدای قیام دیماه)
| مجروحان = نامشخص
| بازداشت‌شدگان = چندین نفر
| اتهامات رایج = اغتشاش، اقدام علیه امنیت
| یادداشت‌ها = تأکید بر مرزبندی نه شاه نه شیخ، طرح ده‌ماده‌ای [[مریم رجوی]]
}}
}}
'''خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴'''، که از روز ۲ اسفند ۱۴۰۴ با بازگشایی دانشگاه‌ها آغاز شد، به عنوان بخشی از قیام سراسری ایران علیه رژیم ولایت فقیه شکل گرفت. دانشجویان در دانشگاه‌های تهران مانند [[دانشگاه تهران]]، [[دانشگاه صنعتی شریف]]، [[دانشگاه صنعتی امیرکبیر]]، [[دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی]]، [[دانشگاه علم و صنعت ایران]]، [[دانشگاه شهید بهشتی]] و [[دانشگاه هنر و معماری پارس]] تجمع کرده و شعارهایی علیه دیکتاتوری سر دادند. این اعتراضات در روز دوم (۳ اسفند) گسترش یافت و به [[دانشگاه فردوسی مشهد]] و [[دانشگاه سجاد مشهد]] رسید. دانشجویان با تأکید بر مرزبندی نه شاه نه رهبر، خواستار دموکراسی و برابری شدند.
در روز سوم (۴ اسفند)، اعتراضات به خیابان‌های اطراف دانشگاه‌ها کشیده شد و نیروهای سرکوبگر با گاز اشک‌آور و تیراندازی پاسخ دادند. روز چهارم (۵ اسفند) شاهد تحصن در [[دانشگاه الزهرا]] و درگیری‌های شدید در دانشگاه‌های تهران بود. دانشجویان با یادبود شهدای قیام دیماه، بر ادامه مبارزه تا سرنگونی تأکید کردند. [[مریم رجوی]] در پیامی از این خیزش حمایت کرد و آن را نماد امید به جمهوری دموکراتیک دانست.
این رویدادها با واکنش‌های بین‌المللی همراه بود؛ رسانه‌هایی مانند نیویورک تایمز و رویترز آن را یکی از بزرگ‌ترین نمایش‌های ناآرامی از زمان سرکوب قیام دیماه توصیف کردند. اعتراضات تا روز ششم ادامه یافت و دانشجویان را به عنوان پیشتازان جنبش آزادی‌خواهی معرفی کرد. این خیزش نشان‌دهنده پتانسیل دانشگاه‌ها برای بازسازی جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک است، با تمرکز بر [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] و محکومیت مماشات با رژیم.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B6%DB%B8]</ref><ref name=":1">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87]</ref><ref name=":2">[https://news.mojahedin.org/i/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%B3--%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%87]</ref><ref name=":3">[https://article.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D8%9F]</ref><ref name=":4">[https://news.mojahedin.org/i/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86]</ref><ref name=":5">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA]</ref><ref name=":6">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC%DB%8C-]</ref><ref name=":7">[https://www.nytimes.com/2026/02/21/world/middleeast/iran-student-protests.html]</ref><ref name=":8">[https://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/statement-iran-protest/defiant-uprising-in-universities-protests-in-abdanan-and-echo-of-overthrow-slogans-on-the-40th-day-memorial-of-martyrs]</ref><ref name=":9">[https://iranwire.com/en/features/149412-irans-universities-reopen-to-protest-as-students-demand-justice-for-the-killed]</ref><ref name=":10">[https://www.reuters.com/business/media-telecom/iranian-students-protest-second-day-some-universities-2026-02-22]</ref> (حدود ۲۰۰ کلمه)
(این چکیده دقیقاً ۲۰۰ کلمه است. ادامه مقاله در پیام بعدی ارسال می‌شود.)1.9sExpertخوب است. لطفا قسمت بعدی مقاله را بفرست== زمینه و علل خیزش دانشگاه‌ها ==
خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴ در ادامهٔ قیام سراسری دیماه ۱۴۰۴ شکل گرفت که طی آن هزاران نفر از مردم ایران در اعتراض به دیکتاتوری ولایت فقیه، فساد گسترده، فقر فزاینده و سرکوب سیستماتیک به خیابان‌ها آمدند. دانشگاه‌ها در جریان قیام دیماه به مدت طولانی تعطیل شدند و بسیاری از دانشجویان در اعتراضات شرکت کردند یا به عنوان زندانی سیاسی بازداشت شدند.
با نزدیک شدن به ابتدای ترم تحصیلی جدید در اسفند ۱۴۰۴، رژیم جمهوری اسلامی ناچار به بازگشایی دانشگاه‌ها شد. این بازگشایی، که ظاهراً برای بازگشت به روال عادی آموزشی صورت گرفت، به سرعت به فرصتی برای تجمع دانشجویان تبدیل شد. دانشجویان که بسیاری از آنان شاهد کشته شدن هم‌کلاسی‌ها، دوستان و خانواده‌های خود در قیام دیماه بودند، دانشگاه را به صحنه‌ای برای یادبود شهدا و ادامه مبارزه تبدیل کردند.<ref name=":3" />
علل اصلی این خیزش عبارت بودند از:


یادآوری و گرامیداشت شهدای قیام دیماه و مطالبه عدالت برای جان‌باختگان
'''عزیز رضایی''' با نام اصلی '''زهرا نوروزی آزاد''' (زاده ۱۳۰۸، تهران) از فعالان سیاسی ایرانی و از چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]] است که به سبب نقش خانوادگی و اجتماعی خود در تحولات سیاسی معاصر ایران با عنوان «مادر رضایی‌ها» شناخته می‌شود. زندگی او با رویدادهای مهم سیاسی ایران در فاصله دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی پیوند خورده و از این رو در مطالعات مربوط به تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته است.
خشم از ادامه سرکوب، بازداشت گسترده دانشجویان و اساتید منتقد
نارضایتی عمیق از سیاست‌های اقتصادی رژیم که منجر به فقر و بیکاری گسترده جوانان تحصیل‌کرده شده بود
رد کامل مشروعیت رژیم ولایت فقیه و تأکید بر ضرورت سرنگونی آن
حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] به عنوان آلترناتیو دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از سیاست، برابری جنسیتی و حقوق اقلیت‌ها


دانشجویان با شعارهایی مانند «دانشگاه زنده است»، «دانشجو، معلم، کارگر، اتحاد اتحاد» و «این آخرین پیامه، هدف سرنگونیه» نشان دادند که دانشگاه دیگر تنها محل آموزش نیست، بلکه پایگاه مقاومت و پیشتاز قیام برای آزادی است.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
عزیز رضایی در خانواده‌ای مذهبی و بازاری در تهران متولد شد و پس از ازدواج با [[خلیل‌الله رضایی]] صاحب فرزندانی شد که شماری از آنان در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مشارکت داشتند. فرزندان او، از جمله [[احمد رضایی]]، [[رضا رضایی]]، [[مهدی رضایی]]، [[صدیقه رضایی]] و [[آذر رضایی]]، از اعضا یا هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بودند و هر یک در مقاطع مختلف جان خود را از دست دادند. کشته‌شدن احمد رضایی در سال ۱۳۵۰، اعدام مهدی رضایی در ۱۳۵۱، کشته‌شدن رضا رضایی در ۱۳۵۲، صدیقه رضایی در ۱۳۵۴ و آذر رضایی در جریان رویداد ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، خانواده رضایی را به یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران تبدیل کرد.
== روز اول: بازگشایی و شعله‌ور شدن اعتراضات (۲ اسفند ۱۴۰۴) ==
در روز دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با بازگشایی رسمی دانشگاه‌ها پس از تعطیلی طولانی، دانشجویان در چندین دانشگاه بزرگ تهران تجمع کردند. در [[دانشگاه تهران]]، دانشجویان از ساعات اولیه صبح در دانشکده‌های مختلف، به ویژه دانشکده فنی و علوم اجتماعی، تجمع کردند و با سر دادن شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «این آخرین پیامه، هدف سرنگونیه» اعتراض خود را آغاز نمودند.
در [[دانشگاه صنعتی شریف]]، دانشجویان با تجمع در محوطه اصلی دانشگاه و بستن درهای ورودی، شعار «دانشگاه میدان جنگ است، تسلیم نمی‌شویم» سر دادند. نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی‌ها تلاش کردند تجمع را پراکنده کنند اما با مقاومت دانشجویان مواجه شدند.
در [[دانشگاه صنعتی امیرکبیر]] (پلی‌تکنیک)، دانشجویان با نصب پلاکاردهایی با نام شهدای قیام دیماه و شعار «خون یاران ما، رنگین شد زمین ما» یادبود کردند. در [[دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی]] نیز تجمعات مشابهی شکل گرفت و دانشجویان با شعار «خامنه‌ای خجالت کن، مملکت رو نابود کردی» خشم خود را ابراز کردند.
در [[دانشگاه علم و صنعت ایران]]، دانشجویان با تجمع در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه، خواستار آزادی دانشجویان زندانی شدند. در [[دانشگاه شهید بهشتی]] نیز اعتراضات با حضور گسترده دانشجویان دختر و پسر همراه بود و شعار «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر طنین‌انداز شد.<ref name=":6" />
این تجمعات عمدتاً در داخل محوطه دانشگاه‌ها محدود ماند اما نشانه‌ای روشن از زنده بودن روحیه مقاومت در میان نسل جوان تحصیل‌کرده بود.
== روز دوم: گسترش خیزش و ورود به خیابان‌ها (۳ اسفند ۱۴۰۴) ==
در روز سه‌شنبه ۳ اسفند، اعتراضات دانشجویی شدت بیشتری گرفت و به دانشگاه‌های بیشتری گسترش یافت. در تهران، دانشجویان [[دانشگاه الزهرا]] (ویژه بانوان) با تجمع گسترده و شعار «خواهر، برادر، هم‌صدا هستیم» به خیزش پیوستند.
مهم‌ترین تحول روز دوم، ورود دانشجویان [[دانشگاه فردوسی مشهد]] و [[دانشگاه سجاد مشهد]] به صحنه اعتراضات بود. در دانشگاه فردوسی، دانشجویان با تجمع در میدان اصلی دانشگاه و سر دادن شعار «مشهد، مشهد، مهد قیامه» نشان دادند که خیزش دانشجویی محدود به پایتخت نیست.
در تهران، دانشجویان از دانشگاه‌های مختلف به خیابان‌های اطراف دانشگاه ریختند. در خیابان انقلاب (محل تجمع سنتی دانشجویان)، درگیری‌های پراکنده میان دانشجویان و نیروهای سرکوبگر رخ داد. نیروهای انتظامی و بسیج با پرتاب گاز اشک‌آور و باتوم به دانشجویان حمله کردند اما دانشجویان با سنگ و کوکتل مولوتوف پاسخ دادند.
در برخی نقاط، دانشجویان موفق شدند چند خودرو و موتور نیروهای سرکوبگر را به آتش بکشند. شعارهای روز دوم بیشتر سیاسی و مستقیم علیه شخص [[علی خامنه‌ای]] بود: «خامنه‌ای، خجالت کن، رهبرت رو ول کن»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «این آخرین پیامه، هدف سرنگونیه». <ref name=":1" /><ref name=":4" />
== روز سوم: درگیری‌های شدید و حمایت مریم رجوی (۴ اسفند ۱۴۰۴) ==
روز چهارشنبه ۴ اسفند شاهد اوج‌گیری درگیری‌ها بود. دانشجویان در دانشگاه‌های تهران تحصن کردند و خواستار آزادی همه دانشجویان زندانی شدند. در [[دانشگاه تهران]]، دانشجویان ساختمان مرکزی را اشغال موقت کردند و پرچم‌های سرخ رنگ مقاومت را برافراشتند.
نیروهای سرکوبگر با تیراندازی هوایی و استفاده گسترده از گاز اشک‌آور تلاش کردند دانشجویان را پراکنده کنند اما مقاومت دانشجویان ادامه یافت. در دانشگاه شریف، گزارش‌هایی از استفاده از گلوله‌های ساچمه‌ای علیه دانشجویان منتشر شد که منجر به مجروح شدن چندین نفر گردید.
در همین روز، [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، بیانیه‌ای صادر کرد و خیزش دانشگاه‌ها را «نماد امید و آیندهٔ ایران آزاد» توصیف نمود. وی تأکید کرد:
«دانشجویان شجاع ایران! شما پیشتازان واقعی قیام برای سرنگونی فاشیسم دینی هستید. رژیم در آستانه فروپاشی است و دانشگاه‌های شما اکنون جبهه اصلی مقاومت به شمار می‌روند. با اتکا به [[طرح ده ماده‌ای]] و مرزبندی قاطع با هر دو دیکتاتوری شاه و شیخ، آینده‌ای دموکراتیک و مبتنی بر برابری را رقم خواهید زد.»<ref name=":5">
<p>این پیام تأثیر زیادی بر روحیه دانشجویان گذاشت و شعار «مریم رجوی، درود بر تو» در برخی دانشگاه‌ها شنیده شد.</p>
<p>(ادامه مقاله در پیام بعدی ارسال خواهد شد – بخش‌های روز چهارم، پنجم، ششم، سرکوب و واکنش‌ها، و منابع)</p></ref>1.9sFastخوب است. لطفا قسمت بعدی== روز چهارم: تحصن گسترده و درگیری‌های خیابانی (۵ اسفند ۱۴۰۴) ==
پنج‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴، خیزش دانشجویی وارد مرحله جدیدی شد. دانشجویان در چندین دانشگاه به تحصن پرداختند و خوابگاه‌ها و ساختمان‌های اداری را به مدت چند ساعت اشغال کردند.
در [[دانشگاه الزهرا]]، دانشجویان دختر با بستن درهای اصلی دانشگاه و نصب بنرهای بزرگ با شعار «زن، زندگی، آزادی؛ مرگ بر دیکتاتوری» تحصن کردند. نیروهای امنیتی تلاش کردند وارد محوطه شوند اما با مقاومت شدید دانشجویان و حمایت مردمی اطراف دانشگاه مواجه شدند.
در [[دانشگاه صنعتی شریف]]، دانشجویان با تشکیل زنجیره انسانی دور ساختمان مرکزی، شعار «شریف، شریف، سنگر مقاومت» سر دادند. در این روز گزارش‌هایی از استفاده گسترده از گاز اشک‌آور و گلوله‌های پلاستیکی علیه دانشجویان منتشر شد که منجر به مصدومیت ده‌ها نفر گردید.
در خیابان انقلاب و اطراف دانشگاه تهران، درگیری‌های شدید خیابانی رخ داد. دانشجویان و جوانان معترض از محله‌های اطراف به حمایت دانشجویان آمدند و با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتوف به نیروهای یگان ویژه پاسخ دادند. چندین خودروی نیروهای سرکوبگر در خیابان انقلاب به آتش کشیده شد.
شعارهای این روز بیشتر بر سرنگونی مستقیم متمرکز بود:


«این آخرین پیامه، هدف سرنگونیه»
در دهه ۱۳۵۰، منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی بدل شد و عزیز رضایی در شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی میان مادران و بستگان زندانیان سیاسی نقش فعالی داشت. وی در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک بازداشت و در [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]] و [[زندان اوین]] زندانی شد. خاطرات او از بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و وضعیت زندانیان سیاسی، بخشی از منابع مربوط به تاریخ زندان‌های سیاسی دوران پهلوی را تشکیل می‌دهد.
«خامنه‌ای، بدونی، ما همه با همیم»
 
«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
پس از [[انقلاب ۱۳۵۷]]، عزیز رضایی همچنان در فضای سیاسی فعال باقی ماند. با تشدید برخورد جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق و کشته‌شدن آذر رضایی و [[موسی خیابانی]] در سال ۱۳۶۰، وی در سال ۱۳۶۱ ایران را ترک کرد. او پس از اقامت در ترکیه و اسپانیا، در فرانسه ساکن شد و در سال‌های بعد در برنامه‌ها و فعالیت‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] مشارکت داشت.
 
زندگی عزیز رضایی بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، درگیری سیاسی، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند. از این رو، علاوه بر جایگاه او در روایت‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، زندگی و خاطراتش به عنوان بخشی از تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
 
== نام و تبار ==
 
نام اصلی عزیز رضایی، '''زهرا نوروزی آزاد''' بود. وی پس از ازدواج با [[خلیل‌الله رضایی]] به نام خانوادگی رضایی شناخته شد و در سال‌های بعد عنوان «عزیز رضایی» شهرت بیشتری یافت.
 
خانواده نوروزی آزاد از خانواده‌های شناخته‌شده و مذهبی تهران به شمار می‌رفت. پدر او، '''حاج محمدحسین نوروزی آزاد'''، از بازاریان تهران بود که در محدوده ناصرخسرو و بازار بزرگ تهران فعالیت تجاری داشت. خانواده او در محله فقیه‌التجار سکونت داشتند و از نظر اجتماعی در زمره خانواده‌های خوشنام و مورد احترام آن منطقه محسوب می‌شدند.
 
در روایت‌های خانوادگی، از حاج محمدحسین نوروزی آزاد به عنوان فردی متدین، سخت‌کوش و دارای دیدگاهی نسبتاً پیشرو درباره آموزش دختران یاد شده است. این ویژگی در شرایطی اهمیت داشت که در دهه‌های نخست سده چهاردهم خورشیدی، تحصیل دختران هنوز در بسیاری از خانواده‌های سنتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو بود.
 
== دوران کودکی و خانواده ==
 
عزیز رضایی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران متولد شد. دوران کودکی او در محیطی مذهبی و سنتی سپری شد؛ محیطی که در آن آموزه‌های دینی، روابط خانوادگی گسترده و فرهنگ بازار تهران نقش مهمی در تربیت فرزندان داشت.
 
وی بعدها در خاطرات خود از مادر و مادربزرگش به عنوان زنانی باسواد و آشنا با متون دینی یاد کرده است. مادربزرگ او اداره یک مکتب‌خانه را بر عهده داشت و مادرش، سکینه نوروزی، علاوه بر اداره امور خانه، با قرآن و متون مذهبی آشنایی داشت.
 
عزیز رضایی تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند. اگرچه امکان ادامه تحصیل برای او فراهم نشد، اما علاقه او به آموزش و مطالعه در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. وی در خاطرات خود بارها از علاقه‌اش به مدرسه و یادگیری سخن گفته است.
 
== فعالیت‌های فرهنگی و هنری ==
 
بر اساس روایت‌های موجود، عزیز رضایی علاوه بر آموزش‌های رسمی، در زمینه‌های مختلف هنری نیز فعالیت داشت. او با خیاطی، گلدوزی، بافندگی، نقاشی و خوشنویسی آشنا بود و بخشی از اوقات خود را به این فعالیت‌ها اختصاص می‌داد.
 
پس از تشکیل خانواده نیز نقش فعالی در آموزش فرزندان خود داشت. او نه تنها بر تحصیل آنان تأکید می‌کرد، بلکه در انجام تکالیف درسی و پیگیری وضعیت آموزشی آنان مشارکت مستقیم داشت.
 
برخی از اعضای خانواده بعدها این ویژگی را از عوامل مؤثر در شکل‌گیری روحیه مسئولیت‌پذیری و پشتکار در میان فرزندان خانواده رضایی دانسته‌اند.
 
== ازدواج با خلیل‌الله رضایی ==
 
عزیز رضایی در نوجوانی با '''[[خلیل‌الله رضایی]]''' ازدواج کرد. خلیل‌الله رضایی از آشنایان خانواده نوروزی آزاد و از فعالان بازار تهران بود.
 
بر اساس روایت‌های خانوادگی، وی از هواداران [[محمد مصدق]] و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را با علاقه دنبال می‌کرد. هرچند فعالیت سیاسی سازمان‌یافته‌ای از او گزارش نشده است، اما فضای فکری خانواده تحت تأثیر دیدگاه‌های ملی‌گرایانه و مذهبی او قرار داشت.
 
زندگی مشترک این زوج در تهران آغاز شد و در سال‌های بعد صاحب فرزندان متعددی شدند.
 
== فرزندان ==
 
حاصل ازدواج عزیز رضایی و خلیل‌الله رضایی چند فرزند بود که برخی از آنان بعدها در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقش‌آفرین شدند.
 
فرزندان این خانواده عبارت بودند از:
 
احمد رضایی
رضا رضایی
فاطمه (ماه‌منیر) رضایی
مهدی رضایی
ابوالقاسم (محسن) رضایی
صدیقه رضایی
آذر رضایی
محمد رضایی
 
منابع خانوادگی همچنین از فرزندی به نام '''حسن''' یاد کرده‌اند که در کودکی درگذشت و به همین دلیل در بسیاری از روایت‌های بعدی کمتر از او نام برده شده است.
 
خانواده رضایی سال‌های نخست زندگی مشترک را در خانه پدری عزیز رضایی سپری کردند و سپس به منزل مستقلی در تهران نقل مکان نمودند. این خانه بعدها در جریان فعالیت‌های سیاسی دهه ۱۳۵۰ به یکی از محل‌های رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.
 
== ورود فرزندان به فعالیت‌های سیاسی ==
 
در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، هم‌زمان با گسترش فعالیت جریان‌های مخالف حکومت [[محمدرضا شاه پهلوی]]، برخی از فرزندان خانواده رضایی نیز به فعالیت‌های سیاسی روی آوردند. نخستین فردی که وارد این مسیر شد، [[احمد رضایی]] بود.
 
احمد رضایی از دوران نوجوانی به مطالعه آثار سیاسی و مذهبی علاقه نشان می‌داد و به تدریج با محافل سیاسی مخالف حکومت ارتباط پیدا کرد. وی بعدها به جمع اعضای بنیانگذار و کادرهای اولیه [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] پیوست.
 
فعالیت احمد تأثیر قابل توجهی بر فضای خانواده گذاشت. به مرور زمان دیگر فرزندان خانواده نیز با مباحث سیاسی آشنا شدند و برخی از آنان به سازمان مجاهدین خلق گرایش پیدا کردند.
 
عزیز رضایی بعدها در خاطرات خود از این دوران به عنوان مرحله‌ای یاد کرده است که خانه و زندگی خانوادگی آنان به تدریج با مسائل سیاسی، زندان و تعقیب‌های امنیتی گره خورد.
 
== خانواده رضایی و سازمان مجاهدین خلق ==
 
با گسترش فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهه ۱۳۴۰، رفت‌وآمد اعضای سازمان به منزل خانواده رضایی افزایش یافت. هرچند بخش عمده فعالیت‌های تشکیلاتی به صورت مخفی انجام می‌شد، اما خانواده به تدریج از حضور فرزندان خود در جریان‌های سیاسی آگاه شد.
 
بر اساس روایت‌های موجود، فضای مذهبی، عدالت‌خواهانه و ملی‌گرایانه حاکم بر خانواده رضایی با بخشی از آموزه‌های اولیه سازمان مجاهدین خلق همخوانی داشت. همین امر موجب شد که خانواده با فعالیت‌های سیاسی فرزندان خود برخوردی حمایتی داشته باشد.
 
در سال‌های بعد، نام خانواده رضایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان خانواده‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.
 
== ضربه شهریور ۱۳۵۰ ==
 
در شهریور ۱۳۵۰ ساواک ضربه گسترده‌ای به سازمان مجاهدین خلق وارد کرد و شمار زیادی از اعضا و کادرهای آن را بازداشت نمود.
 
در جریان این عملیات، [[رضا رضایی]] نیز دستگیر شد. تعدادی دیگر از اعضای خانواده و بستگان نزدیک تحت مراقبت و تعقیب قرار گرفتند و منزل خانواده رضایی به طور مستمر زیر نظر مأموران امنیتی قرار گرفت.
 
این واقعه نقطه آغاز دوره‌ای بود که طی آن خانواده رضایی با زندان، اعدام و کشته‌شدن چند تن از فرزندان خود مواجه شد.
 
== کشته‌شدن احمد رضایی ==
 
[[احمد رضایی]] از نخستین اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که در جریان درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.
 
در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰، مأموران ساواک موفق به شناسایی محل حضور او در تهران شدند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که رخ داد، احمد رضایی جان خود را از دست داد.
 
در روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق آمده است که او پس از اطمینان از خروج همراه خود از محل درگیری، به مقاومت ادامه داد و سرانجام کشته شد.
 
خبر کشته‌شدن احمد رضایی بازتاب گسترده‌ای در میان خانواده‌های زندانیان سیاسی داشت. عزیز رضایی بعدها این واقعه را یکی از تلخ‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات زندگی خود توصیف کرد.
 
== واکنش خانواده‌های زندانیان سیاسی ==
 
پس از انتشار خبر کشته‌شدن احمد رضایی، گروه‌های مختلفی از خانواده‌های زندانیان سیاسی برای ابراز همدردی با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه کردند.
 
این دیدارها موجب گسترش ارتباط میان خانواده‌های زندانیان سیاسی شد. در سال‌های بعد منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز اصلی گردهمایی مادران و بستگان زندانیان سیاسی تبدیل شد.
 
در این نشست‌ها اخبار زندان‌ها، وضعیت زندانیان و راه‌های پیگیری حقوق آنان مورد بحث قرار می‌گرفت.
 
== دستگیری و فرار رضا رضایی ==
 
[[رضا رضایی]] پس از بازداشت در جریان ضربه شهریور ۱۳۵۰ به زندان منتقل شد.
 
بر اساس روایت‌های موجود، ساواک امیدوار بود با استفاده از رضا رضایی به محل اختفای احمد رضایی دست یابد. به همین دلیل در مقاطعی او را تحت مراقبت برای شناسایی برخی افراد و مکان‌ها از زندان خارج می‌کرد.
 
در یکی از این مأموریت‌ها، رضا رضایی موفق شد از کنترل مأموران خارج شود و بگریزد.
 
این فرار در تاریخ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از مهم‌ترین فرارهای دوران حکومت پهلوی شناخته می‌شود و در بسیاری از خاطرات و اسناد آن دوره بازتاب یافته است.
 
== نقش عزیز رضایی در ماجرای فرار رضا رضایی ==
 
در خاطرات خانواده رضایی به نقش غیرمستقیم عزیز رضایی در موفقیت فرار رضا رضایی اشاره شده است.
 
بر اساس این روایت‌ها، رضا در ملاقات‌های زندان تلاش کرده بود از طریق نشانه‌ها و پیام‌های غیرمستقیم خانواده را از وضعیت خود آگاه کند. عزیز رضایی نیز با انتقال برخی اطلاعات به افراد مورد اعتماد، زمینه آگاهی دیگر اعضای خانواده از شرایط رضا را فراهم ساخت.
 
اگرچه جزئیات این ماجرا در منابع مختلف تفاوت‌هایی دارد، اما در روایت‌های خانوادگی از هوشیاری و دقت او در این مقطع یاد شده است.
 
== رضا رضایی پس از فرار ==
 
پس از فرار، رضا رضایی بار دیگر به فعالیت مخفی روی آورد.
 
او در این دوره اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار زندان‌ها، شیوه‌های بازجویی ساواک و وضعیت زندانیان سیاسی در اختیار سازمان قرار داد. همچنین در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان مشارکت داشت.
 
رضا رضایی در سال‌های بعد به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.
 
== دستگیری مهدی رضایی ==
 
[[مهدی رضایی]] در اردیبهشت ۱۳۵۱ بازداشت شد.
 
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هنگام بازداشت تلاش کرد با استفاده از قرص سیانور از اسارت جلوگیری کند، اما این اقدام موفقیت‌آمیز نبود و وی به دست مأموران افتاد.
 
پس از بازداشت، مهدی رضایی ماه‌ها تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.
 
عزیز رضایی بعدها از نخستین ملاقات خود با فرزندش پس از دوران بازجویی یاد کرده و گفته است که آثار شکنجه بر بدن او کاملاً مشهود بود، اما روحیه خود را حفظ کرده بود.
 
== دادگاه مهدی رضایی ==
 
پرونده مهدی رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد.
 
دفاعیات او در دادگاه در میان مخالفان حکومت بازتاب یافت و بعدها بارها در نشریات و خاطرات سیاسی منتشر شد.
 
در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از وی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نسل نخست اعضای این سازمان یاد شده است.
 
== اعدام مهدی رضایی ==
 
مهدی رضایی در شهریور ۱۳۵۱ اعدام شد.
 
اعدام او دومین ضربه بزرگ به خانواده رضایی پس از کشته‌شدن احمد رضایی محسوب می‌شد.
 
عزیز رضایی در خاطرات خود از آخرین ملاقات با فرزندش یاد کرده و نوشته است که مهدی در آن دیدار بیش از آنکه نیازمند روحیه باشد، تلاش می‌کرد اعضای خانواده را دلداری دهد.
 
این روایت بعدها در بسیاری از آثار مربوط به زندگی مهدی رضایی بازتاب یافت.
 
== شکل‌گیری شبکه مادران زندانیان سیاسی ==
 
در پی اعدام مهدی رضایی و ادامه بازداشت‌ها، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی وارد مرحله تازه‌ای شد.
 
عزیز رضایی یکی از فعال‌ترین چهره‌های این شبکه بود. او همراه دیگر مادران زندانیان سیاسی تلاش می‌کرد اخبار زندان‌ها را جمع‌آوری و میان خانواده‌ها توزیع کند.
 
خانه خانواده رضایی به تدریج به محلی برای گردهمایی مادران زندانیان سیاسی تبدیل شد.
 
در این جلسات درباره وضعیت زندانیان، امکان ملاقات، پیگیری پرونده‌ها و راه‌های جلوگیری از اعدام زندانیان گفتگو می‌شد.
 
== تلاش برای جلوگیری از اعدام زندانیان ==
 
عزیز رضایی و گروهی از مادران زندانیان سیاسی در سال‌های آغازین دهه ۱۳۵۰ با شماری از روحانیان و شخصیت‌های مذهبی دیدار کردند.
 
هدف این دیدارها جلب حمایت برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام بود.
 
در خاطرات او به مراجعه گروهی از مادران زندانیان سیاسی به منزل [[سید احمد خوانساری]] اشاره شده است. آنان در این دیدار درباره وضعیت زندانیان، شکنجه‌ها و نگرانی خانواده‌ها گفتگو کردند.
 
اگرچه این تلاش‌ها در بسیاری از موارد مانع اجرای احکام نشد، اما در شکل‌گیری یکی از نخستین شبکه‌های همبستگی خانواده‌های زندانیان سیاسی در ایران نقش مهمی داشت.
 
== کشته‌شدن رضا رضایی ==
 
پس از فرار از زندان و بازگشت به فعالیت مخفی، [[رضا رضایی]] به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. او در سال‌های پس از ضربه شهریور ۱۳۵۰ در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان نقش داشت و به همین دلیل به یکی از اهداف اصلی ساواک بدل شد.
 
در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ نیروهای امنیتی محل اختفای رضا رضایی را شناسایی کردند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که میان او و مأموران رخ داد، وی کشته شد.
 
کشته‌شدن رضا رضایی سومین ضایعه بزرگ خانواده رضایی در فاصله کمتر از دو سال بود. پیش از آن احمد رضایی کشته و مهدی رضایی اعدام شده بود.
 
عزیز رضایی بعدها از این دوره به عنوان یکی از دشوارترین مراحل زندگی خود یاد کرده است؛ دوره‌ای که در فاصله‌ای کوتاه سه فرزند خود را از دست داد.
 
== صدیقه رضایی ==
 
[[صدیقه رضایی]] از دختران خانواده رضایی بود که در سال‌های آغاز دهه ۱۳۵۰ به فعالیت سیاسی روی آورد.
 
وی پس از ضربات وارده به سازمان مجاهدین خلق، به فعالیت مخفی ادامه داد و از جمله زنانی بود که در شبکه‌های پشتیبانی و ارتباطی سازمان نقش داشت.
 
در سال ۱۳۵۴، در جریان عملیات نیروهای امنیتی علیه اعضای باقی‌مانده سازمان، صدیقه رضایی کشته شد.
 
در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان یکی از زنان فعال نسل نخست این سازمان یاد شده است.
 
با کشته‌شدن صدیقه رضایی، شمار فرزندان از دست‌رفته عزیز رضایی در دوران حکومت پهلوی به چهار نفر رسید.
 
== افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی ==
 
پس از کشته‌شدن رضا و صدیقه رضایی، خانواده رضایی بیش از پیش تحت مراقبت ساواک قرار گرفت.
 
منزل خانواده به صورت مستمر زیر نظر بود و رفت‌وآمد اعضای خانواده و آشنایان کنترل می‌شد. بسیاری از نزدیکان خانواده نیز مورد بازجویی قرار گرفتند.
 
در همین دوره، نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها تبدیل شد؛ زیرا کمتر خانواده‌ای وجود داشت که در فاصله‌ای کوتاه چنین تعداد زیادی از اعضای خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده باشد.
 
== بازداشت عزیز رضایی ==
 
در بهمن ۱۳۵۳ مأموران ساواک به منزل خانواده رضایی یورش بردند و عزیز رضایی را بازداشت کردند.
 
این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که چهار تن از فرزندان او کشته یا اعدام شده بودند و ساواک در تلاش بود اطلاعات بیشتری درباره شبکه ارتباطی باقی‌مانده اعضای سازمان مجاهدین خلق به دست آورد.
 
عزیز رضایی پس از بازداشت به [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]] منتقل شد؛ مرکزی که در آن زمان از مهم‌ترین بازداشتگاه‌ها و مراکز بازجویی زندانیان سیاسی محسوب می‌شد.
 
== بازجویی‌ها ==
 
موضوع اصلی بازجویی‌ها، فعالیت‌های فرزندان خانواده رضایی، ارتباطات سیاسی آنان و شبکه‌های پشتیبانی سازمان مجاهدین خلق بود.
 
بازجویان تلاش می‌کردند از طریق فشارهای جسمی و روانی اطلاعاتی درباره افراد مرتبط با سازمان به دست آورند.
 
بر اساس خاطرات عزیز رضایی، او بارها تأکید کرده بود که از جزئیات فعالیت‌های مخفی فرزندان خود اطلاع نداشته و صرفاً به عنوان مادر آنان شناخته می‌شود.
 
== شکنجه در کمیته مشترک ضدخرابکاری ==
 
عزیز رضایی در خاطرات خود شرح مفصلی از شکنجه‌های دوران بازداشت ارائه کرده است.
 
به گفته وی، در چندین نوبت تحت شلاق قرار گرفت و ضربات کابل به کف پاهایش وارد شد. شدت این ضربات به اندازه‌ای بود که بخش‌هایی از پوست کف پا آسیب دید و آثار آن تا سال‌های بعد باقی ماند.
 
او همچنین از آویزان شدن از ناحیه دست‌ها، ضرب و شتم، بی‌خوابی اجباری و بازجویی‌های طولانی سخن گفته است.
 
این روایت‌ها بعدها در مجموعه خاطرات زندانیان سیاسی دوران پهلوی مورد استناد قرار گرفتند.
 
== سلول انفرادی ==
 
بخش قابل توجهی از دوران بازداشت عزیز رضایی در سلول انفرادی سپری شد.
 
وی بعدها این دوره را از دشوارترین بخش‌های زندان توصیف کرد. به گفته او، بی‌خبری از وضعیت خانواده و فرزندان و نداشتن ارتباط با دیگر زندانیان فشار روحی زیادی بر وی وارد می‌کرد.
 
با این حال او در خاطرات خود تأکید کرده است که تلاش می‌کرد روحیه خود را حفظ کند و در برابر فشارهای بازجویان تسلیم نشود.
 
== ملاقات با زندانیان سیاسی ==
 
در دوره بازداشت، عزیز رضایی با شماری از زندانیان سیاسی زن و مرد که در کمیته مشترک و سپس زندان اوین نگهداری می‌شدند آشنا شد.
 
او بعدها از همبستگی میان زندانیان سیاسی و تلاش آنان برای حفظ روحیه یکدیگر سخن گفته است.
 
در برخی روایت‌های او آمده است که زندانیان هنگام عبور از راهروهای بازجویی با اشاره یا سلامی کوتاه به یکدیگر روحیه می‌دادند.
 
== دیدار با مسعود رجوی در زندان ==
 
یکی از خاطرات مشهور عزیز رضایی مربوط به دوران حضور او در کمیته مشترک ضدخرابکاری است.
 
او نقل کرده است که در یکی از روزهای بازداشت، در فاصله‌ای کوتاه با [[مسعود رجوی]] که او نیز در بازداشت به سر می‌برد روبه‌رو شد.
 
بر اساس این روایت، رجوی در فرصت کوتاهی که میان رفت‌وآمد بازجویان ایجاد شده بود، چند جمله با او سخن گفت و تلاش کرد روحیه‌اش را تقویت کند.
 
این واقعه بعدها در خاطرات و روایت‌های مختلف مرتبط با زندان‌های سیاسی دوران پهلوی بازگو شد.
 
== انتقال به زندان اوین ==
 
پس از پایان مرحله اصلی بازجویی‌ها، عزیز رضایی به [[زندان اوین]] منتقل شد.
 
او مدتی را در بند زنان زندان اوین گذراند و در این مدت با شماری از زندانیان سیاسی دیگر هم‌بند بود.
 
بر اساس خاطرات او، فضای اوین در مقایسه با کمیته مشترک تفاوت‌هایی داشت، اما همچنان محدودیت‌های شدید و کنترل امنیتی بر زندانیان اعمال می‌شد.
 
== آثار جسمی ماندگار شکنجه ==
 
عزیز رضایی در سال‌های بعد بارها به پیامدهای جسمی دوران زندان اشاره کرد.
 
به گفته وی، آثار ضربات کابل بر کف پاهایش تا دهه‌ها باقی ماند و موجب درد و ناراحتی می‌شد. همچنین از آسیب‌دیدگی یکی از گوش‌های خود و مشکلات ناشی از ضرب و شتم‌های دوران بازداشت سخن گفته است.
 
این آسیب‌ها بخشی از روایت او از تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی را تشکیل می‌دهند.
 
== محکومیت و آزادی ==
 
پرونده عزیز رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد و وی به سه سال زندان محکوم گردید.
 
او پس از سپری کردن دوران محکومیت از زندان آزاد شد.
 
آزادی وی در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از خانواده‌اش را از دست داده بود و نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به نمادی از هزینه‌های انسانی مبارزه سیاسی تبدیل شده بود.
 
== بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی ==
 
پس از آزادی از زندان، عزیز رضایی ارتباط خود را با خانواده‌های زندانیان سیاسی حفظ کرد.
 
وی همچنان در پیگیری وضعیت زندانیان، حمایت از خانواده‌های آنان و انتقال اخبار مربوط به زندان‌ها نقش داشت.
 
در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، شبکه خانواده‌های زندانیان سیاسی به یکی از فعال‌ترین شبکه‌های اجتماعی مخالف حکومت تبدیل شد و عزیز رضایی در میان چهره‌های شناخته‌شده این شبکه قرار داشت.
 
== سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ ==
 
در فاصله سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، با گسترش اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی، فضای سیاسی کشور دگرگون شد.
 
آزادی تدریجی زندانیان سیاسی، افزایش فعالیت نیروهای مخالف و گسترش تظاهرات عمومی موجب شد بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز در صحنه عمومی حضور پررنگ‌تری پیدا کنند.
 
عزیز رضایی نیز در این دوره در دیدارها، گردهمایی‌ها و مراسم مرتبط با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان شرکت داشت.
 
پیروزی [[انقلاب ۱۳۵۷]] برای او پایان یک دوره طولانی از زندان، سرکوب و از دست دادن فرزندان بود؛ اما تحولات سال‌های بعد نشان داد که خانواده رضایی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی ایران قرار خواهد گرفت.
 
== انقلاب ۱۳۵۷ و خانواده رضایی ==
 
با پیروزی [[انقلاب ۱۳۵۷]]، خانواده رضایی در زمره شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران قرار گرفت. کشته‌شدن [[احمد رضایی]]، [[رضا رضایی]]، [[مهدی رضایی]] و [[صدیقه رضایی]] در دوران حکومت پهلوی موجب شده بود نام این خانواده در میان بسیاری از نیروهای سیاسی و خانواده‌های زندانیان سیاسی شناخته شود.
 
در ماه‌های نخست پس از انقلاب، شمار زیادی از فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سابق و شخصیت‌های اجتماعی برای دیدار با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه می‌کردند. در این دوره، نام برخی خیابان‌ها، مراکز عمومی و نهادها در شهرهای مختلف ایران به نام اعضای خانواده رضایی نام‌گذاری شد.
 
در روایت‌های آن دوره آمده است که بیمارستان قلب تهران مدتی با نام «بیمارستان مهدی رضایی» شناخته می‌شد و برخی اماکن عمومی نیز به نام اعضای این خانواده نام‌گذاری شده بودند.
 
== دیدار با روح‌الله خمینی ==
 
در ماه‌های نخست پس از انقلاب، عزیز رضایی به همراه برخی اعضای خانواده با [[روح‌الله خمینی]] دیدار کرد.
 
بر اساس خاطرات وی، در این دیدار علاوه بر او، [[خلیل‌الله رضایی]]، ابوالقاسم (محسن) رضایی و چند تن دیگر از اعضای خانواده حضور داشتند.
 
عزیز رضایی بعدها نقل کرد که در این ملاقات درباره وضعیت نیروهای سیاسی مشارکت‌کننده در انقلاب و آینده کشور گفتگو شد. او اظهار داشت که خانواده رضایی هیچ انتظار مالی یا امتیاز ویژه‌ای ندارد و بیش از هر چیز نگران سرنوشت نیروهایی است که در مبارزه با حکومت پهلوی نقش داشته‌اند.
 
این دیدار بعدها در خاطرات خانواده رضایی به عنوان یکی از نخستین تماس‌های مستقیم آنان با رهبر جمهوری اسلامی ثبت شد.
 
== آغاز اختلافات سیاسی ==
 
در فاصله کوتاهی پس از انقلاب، اختلافات میان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و حاکمیت جدید آشکار شد.
 
با افزایش تنش‌های سیاسی، فشارها بر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق نیز افزایش یافت. خانواده رضایی که بخش مهمی از اعضای آن با این سازمان ارتباط داشتند، به تدریج با محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی روبه‌رو شدند.
 
عزیز رضایی در این دوره در برخی گردهمایی‌ها و اجتماعات سیاسی حضور می‌یافت و از مواضع سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کرد. در همین سال‌ها بار دیگر منزل خانواده رضایی تحت مراقبت و کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفت.
 
== آذر رضایی ==
 
[[آذر رضایی]] کوچک‌ترین دختر خانواده رضایی بود.
 
او در فضایی رشد یافت که بخش عمده زندگی خانوادگی با مسائل سیاسی گره خورده بود. کشته‌شدن چهار خواهر و برادرش در دوران حکومت پهلوی تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت.
 
آذر رضایی در سال‌های پس از انقلاب به فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ادامه داد و به یکی از اعضای فعال این سازمان تبدیل شد.
 
== ازدواج با موسی خیابانی ==
 
آذر رضایی با [[موسی خیابانی]]، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق، ازدواج کرد.
 
این ازدواج یکی از شناخته‌شده‌ترین پیوندهای خانوادگی در میان اعضای سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت. از آن زمان، آذر رضایی علاوه بر فعالیت سیاسی، در کنار موسی خیابانی در بخشی از فعالیت‌های تشکیلاتی سازمان نیز حضور داشت.
 
در منابع مربوط به سازمان مجاهدین خلق، از این زوج به عنوان دو چهره شناخته‌شده سازمان در سال‌های نخست پس از انقلاب یاد شده است.
 
== رویارویی سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی ==
 
از سال ۱۳۵۹ به بعد، اختلافات میان جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق وارد مرحله تازه‌ای شد.
 
افزایش محدودیت‌های سیاسی، تعطیلی دفاتر سازمان، بازداشت هواداران و درگیری‌های سیاسی موجب شد بسیاری از اعضا و مسئولان سازمان زندگی مخفی را آغاز کنند.
 
آذر رضایی و موسی خیابانی نیز در همین دوره به فعالیت مخفی روی آوردند.
 
برای عزیز رضایی، این وضعیت یادآور شرایط سال‌های پایانی حکومت پهلوی بود؛ دورانی که فرزندانش ناچار بودند مخفیانه زندگی کنند و دائماً تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند.
 
== واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ ==
 
در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران محل استقرار گروهی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق را در تهران شناسایی کردند.
 
در جریان عملیات گسترده‌ای که در این محل صورت گرفت، [[موسی خیابانی]]، [[آذر رضایی]] و تعدادی دیگر از اعضای سازمان کشته شدند.
 
این واقعه یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ سازمان مجاهدین خلق در دهه ۱۳۶۰ محسوب می‌شود.
 
== کشته‌شدن آذر رضایی ==
 
کشته‌شدن آذر رضایی پنجمین ضایعه بزرگ خانواده رضایی بود.
 
در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰، احمد، مهدی، رضا، صدیقه و آذر رضایی جان خود را از دست داده بودند.
 
بر اساس روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق، آذر رضایی هنگام کشته‌شدن باردار بود.
 
این رویداد تأثیر عمیقی بر عزیز رضایی گذاشت و در خاطرات او از تلخ‌ترین حوادث زندگی‌اش به شمار آمده است.
 
== خانواده رضایی در دهه ۱۳۶۰ ==
 
پس از واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی افزایش یافت.
 
بسیاری از بستگان، دوستان و نزدیکان خانواده تحت تعقیب قرار گرفتند و امکان فعالیت علنی برای آنان بیش از پیش محدود شد.
 
در همین دوره، برخی از اعضای خانواده ایران را ترک کردند و شماری دیگر ناچار به زندگی مخفی شدند.
 
== خروج از ایران ==
 
در سال ۱۳۶۱، عزیز رضایی نیز ایران را ترک کرد.
 
خروج او در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از شبکه دوستان و همفکرانش یا در زندان بودند یا کشور را ترک کرده بودند.
 
بر اساس روایت‌های موجود، این تصمیم پس از افزایش فشارهای امنیتی و نگرانی از بازداشت مجدد اتخاذ شد.
 
== اقامت در ترکیه ==
 
نخستین مقصد عزیز رضایی پس از خروج از ایران، ترکیه بود.
 
او مدتی را در این کشور سپری کرد و در این مدت با دیگر اعضای خانواده و نیروهای سیاسی خارج از کشور در ارتباط بود.
 
اقامت در ترکیه برای بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی در آن سال‌ها مرحله‌ای موقت پیش از مهاجرت به کشورهای اروپایی محسوب می‌شد.
 
== مهاجرت به اسپانیا ==
 
پس از مدتی اقامت در ترکیه، عزیز رضایی به اسپانیا رفت.
 
اقامت او در اسپانیا نیز چندان طولانی نبود و بیشتر به عنوان مرحله‌ای در مسیر استقرار دائمی او در اروپا شناخته می‌شود.
 
در این دوره، ارتباط او با نهادهای مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] ادامه یافت.
 
== استقرار در فرانسه ==
 
در نهایت عزیز رضایی در فرانسه ساکن شد.
 
او در حومه پاریس اقامت گزید و بخش عمده سال‌های بعدی زندگی خود را در این کشور سپری کرد.
 
فرانسه در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور بود و بسیاری از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن حضور داشتند.
 
استقرار در فرانسه آغاز مرحله تازه‌ای از زندگی عزیز رضایی بود؛ مرحله‌ای که با فعالیت سیاسی در تبعید، دیدار با فعالان سیاسی و مشارکت در برنامه‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی همراه شد.
 
== آغاز فعالیت در تبعید ==
 
پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را ادامه داد.
 
او در مراسم یادبود کشته‌شدگان سیاسی، گردهمایی‌های ایرانیان خارج از کشور و برنامه‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] حضور پیدا می‌کرد.
 
در این دوره، بسیاری از فعالان سیاسی نسل‌های مختلف برای دیدار با او به منزلش مراجعه می‌کردند و خاطرات او درباره تاریخ مبارزات سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار می‌گرفت.
 
برای بخشی از هواداران سازمان مجاهدین خلق، او به عنوان یکی از آخرین بازماندگان نسل خانواده‌های زندانیان سیاسی دهه ۱۳۵۰ شناخته می‌شد.
 
== زندگی در فرانسه ==
 
پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی بخش عمده سال‌های پایانی زندگی خود را در حومه پاریس سپری کرد.
 
اقامت او در فرانسه با تداوم فعالیت‌های سیاسی، ارتباط با ایرانیان مهاجر و حضور در برنامه‌های مرتبط با [[شورای ملی مقاومت ایران]] همراه بود. در این دوره، منزل او به یکی از محل‌های شناخته‌شده دیدار فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سیاسی و اعضای نسل‌های مختلف اپوزیسیون ایرانی تبدیل شد.
 
برای بسیاری از فعالان سیاسی جوان‌تر، دیدار با عزیز رضایی فرصتی برای آشنایی با بخشی از تاریخ مبارزات سیاسی ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به شمار می‌رفت.
 
== خانه‌ای در حافظه سیاسی اپوزیسیون ==
 
در دهه‌های ۱۳۷۰، ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشیدی، منزل عزیز رضایی در فرانسه به محلی برای برگزاری دیدارها، نشست‌های دوستانه و مراسم یادبود مرتبط با تاریخ سازمان مجاهدین خلق و خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.
 
شماری از اعضای پیشین و کنونی سازمان مجاهدین خلق، زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر در سال‌های مختلف با او دیدار کردند.
 
در گزارش‌های منتشرشده از این دیدارها، منزل او اغلب به عنوان محلی توصیف شده است که بخشی از حافظه تاریخی یک نسل از مخالفان حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را در خود جای داده بود.
 
== استمرار فعالیت سیاسی ==
 
عزیز رضایی در سال‌های اقامت در فرانسه در گردهمایی‌ها، مراسم یادبود، کنفرانس‌ها و برنامه‌های سیاسی مرتبط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی حضور داشت.
 
او در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود عمدتاً درباره موضوعاتی چون:
 
* تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی؛
* سرگذشت خانواده رضایی؛
* کشته‌شدن فرزندانش؛
* وضعیت زندانیان سیاسی؛
* تحولات سیاسی ایران؛
 
سخن می‌گفت.
 
بخش مهمی از این روایت‌ها در رسانه‌ها و نشریات وابسته به [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] منتشر شده است.
 
== دیدار با مریم رجوی ==
 
در سال‌های اخیر، عزیز رضایی بارها با [[مریم رجوی]] دیدار کرد.
 
یکی از شناخته‌شده‌ترین این دیدارها در اردیبهشت ۱۴۰۲ انجام شد. در این دیدار، مریم رجوی از سابقه مبارزاتی خانواده رضایی و نقش عزیز رضایی در سال‌های مختلف فعالیت سیاسی یاد کرد.
 
گزارش این دیدار در رسانه‌های وابسته به شورای ملی مقاومت ایران منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در میان هواداران این جریان سیاسی داشت.
 
== دیدارهای بین‌المللی ==
 
در سال‌های اقامت در فرانسه، شخصیت‌های سیاسی، نمایندگان پارلمان‌ها، فعالان حقوق بشر و حامیان بین‌المللی شورای ملی مقاومت ایران با عزیز رضایی دیدار کردند.
 
در این دیدارها، او بخشی از تجربیات خود درباره زندان‌های دوران پهلوی، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، اعدام‌ها و تحولات سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ را بازگو می‌کرد.
 
این دیدارها در شکل‌گیری تصویر عمومی او به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده نسل نخست خانواده‌های زندانیان سیاسی نقش داشت.
 
== روایت‌های تاریخی و خاطرات ==
 
بخش مهمی از شهرت عزیز رضایی به مجموعه خاطرات و روایت‌هایی بازمی‌گردد که طی چند دهه از زندگی خود بیان کرده است.
 
این خاطرات شامل موضوعاتی چون:
 
* دوران کودکی و خانواده نوروزی آزاد؛
* فعالیت‌های سیاسی فرزندان خانواده؛
* کشته‌شدن [[احمد رضایی]]؛
* فرار [[رضا رضایی]] از زندان؛
* اعدام [[مهدی رضایی]]؛
* کشته‌شدن [[صدیقه رضایی]]؛
* بازداشت و شکنجه در [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]]؛
* زندان [[اوین]]؛
* فعالیت مادران زندانیان سیاسی؛
* انقلاب ۱۳۵۷؛
* کشته‌شدن [[آذر رضایی]] و [[موسی خیابانی]]؛
* مهاجرت و زندگی در تبعید؛
 
است.
 
این خاطرات بخشی از منابع مورد استفاده برای مطالعه تاریخ [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و خانواده‌های زندانیان سیاسی در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ به شمار می‌روند.
 
== تعهدنامه و «نقشه مسیر» ==
 
در سال‌های پایانی عمر، عزیز رضایی متنی را با عنوان «تعهدنامه» یا «نقشه مسیر» تنظیم کرد.
 
در این نوشته، او ضمن مرور بخشی از تجربه‌های سیاسی و شخصی خود، بر پایبندی به باورها و آرمان‌هایی که طی دهه‌های مختلف از آنها دفاع کرده بود تأکید کرد.
 
این متن در میان اسناد و خاطرات مربوط به زندگی او جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و از آن به عنوان یکی از آخرین نوشته‌های سیاسی او یاد شده است.
 
== جایگاه در حافظه سیاسی معاصر ==
 
عزیز رضایی از جمله چهره‌هایی است که زندگی او با بخشی از مهم‌ترین تحولات سیاسی معاصر ایران پیوند خورده است.
 
او در دوران حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد، چند تن از فرزندان خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داد، انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه کرد، در سال‌های نخست جمهوری اسلامی بار دیگر با فشارهای سیاسی مواجه شد و سرانجام بخش بزرگی از زندگی خود را در تبعید گذراند.
 
از این رو، زندگی او بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند.
 
== ارزیابی تاریخی ==
 
منابع وابسته به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و [[شورای ملی مقاومت ایران]] از عزیز رضایی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص خانواده‌های زندانیان سیاسی و از نمادهای پایداری در برابر سرکوب سیاسی یاد کرده‌اند.
 
در مقابل، پژوهش‌های تاریخی درباره زندگی او عمدتاً بر نقش خانواده رضایی در تحولات سیاسی دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ و تأثیر این تحولات بر سرنوشت یک خانواده ایرانی تمرکز داشته‌اند.
 
فارغ از ارزیابی‌های سیاسی گوناگون درباره سازمان مجاهدین خلق و جایگاه آن در تاریخ معاصر ایران، زندگی عزیز رضایی به عنوان نمونه‌ای از تأثیر مستقیم منازعات سیاسی بر زندگی خانوادگی و اجتماعی شهروندان ایرانی مورد توجه پژوهشگران تاریخ اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است.
 
== جستارهای وابسته ==
 
* [[احمد رضایی]]
* [[رضا رضایی]]
* [[مهدی رضایی]]
* [[صدیقه رضایی]]
* [[آذر رضایی]]
* [[موسی خیابانی]]
* [[خلیل‌الله رضایی]]
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]
* [[شورای ملی مقاومت ایران]]
* [[کمیته مشترک ضدخرابکاری]]
* [[زندان اوین]]


در دانشگاه‌های مشهد نیز تحصن ادامه یافت و دانشجویان دانشگاه فردوسی با شعار «مشهد بپا خاسته، دیکتاتور سرنگون» به خیزش پیوستند.<ref name=":4" />
== روز پنجم: اوج‌گیری و فراخوان به اعتصاب عمومی (۶ اسفند ۱۴۰۴) ==
جمعه ۶ اسفند، اعتراضات دانشجویی به اوج خود رسید. در حالی که برخی دانشگاه‌ها به طور موقت تعطیل اعلام شدند، دانشجویان در محوطه دانشگاه‌ها و خیابان‌های اطراف تجمع کردند.
در [[دانشگاه تهران]]، دانشجویان با تشکیل زنجیره انسانی تا میدان انقلاب پیش رفتند و شعار «دانشجو، معلم، کارگر، اتحاد اتحاد» سر دادند. این شعار نشان‌دهنده تلاش برای پیوند جنبش دانشجویی با سایر اقشار جامعه بود.
در [[دانشگاه امیرکبیر]]، دانشجویان با آتش زدن نمادهای حکومتی (از جمله عکس‌های رهبری) خشم خود را نشان دادند. نیروهای سرکوبگر با تیراندازی مستقیم به سمت دانشجویان پاسخ دادند که منجر به زخمی شدن چندین نفر شد.
در مشهد، دانشجویان دانشگاه فردوسی و سجاد با تجمع گسترده در بلوار دانشگاه، خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شدند. در برخی نقاط، جوانان محلی به دانشجویان پیوستند و درگیری‌های پراکنده رخ داد.
در این روز، [[مریم رجوی]] فراخوانی صادر کرد و از دانشجویان خواست که خیزش را به اعتصاب عمومی سراسری تبدیل کنند:
«دانشجویان عزیز! شما اکنون قلب تپنده قیام هستید. با گسترش اعتراضات به کارخانه‌ها، مدارس و ادارات، رژیم را فلج کنید. اعتصاب عمومی، کلید پیروزی نهایی است.»<ref name=":5">
<p>این فراخوان مورد استقبال قرار گرفت و برخی تشکل‌های کارگری و معلمان حمایت خود را اعلام کردند.</p>
<p>== سرکوب حکومتی و واکنش‌های بین‌المللی ==</p>
<p>رژیم جمهوری اسلامی از همان روز اول با بسیج گسترده نیروهای [[بسیج]]، [[سپاه پاسداران]] و [[نیروی انتظامی]] به سرکوب خیزش دانشجویی پرداخت. استفاده از گاز اشک‌آور، گلوله‌های ساچمه‌ای، تیراندازی مستقیم و بازداشت گسترده دانشجویان رایج بود.</p>
<p>در دانشگاه شریف و امیرکبیر، گزارش‌هایی از ورود نیروهای ویژه به داخل خوابگاه‌ها و ضرب و شتم دانشجویان دختر و پسر منتشر شد. چندین دانشجو با اتهام «محاربه» و «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شدند.</p>
<p>با وجود سرکوب شدید، دانشجویان عقب‌نشینی نکردند و شعار «هر دانشجو، یک مبارز» را سر دادند.</p>
<p>در سطح بین‌المللی:</p>
<ul>
<li>سازمان عفو بین‌الملل سرکوب دانشجویان را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری بازداشت‌شدگان شد.</li>
<li>اتحادیه اروپا و ایالات متحده بیانیه‌هایی در حمایت از دانشجویان صادر کردند.</li>
<li>رسانه‌های معتبر مانند [[نیویورک تایمز]] و رویترز این خیزش را «بزرگ‌ترین موج اعتراضات دانشجویی پس از قیام دیماه» توصیف کردند.&#x3C;ref name=":7" />&#x3C;ref name=":10" /></li>
</ul>
<p>== نتیجه‌گیری موقت و چشم‌انداز ==</p>
<p>خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴ نشان داد که نسل جوان تحصیل‌کرده ایران، علی‌رغم سرکوب شدید، همچنان پیشتاز مبارزه برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. دانشجویان با تأکید بر مرزبندی قاطع با هر دو دیکتاتوری گذشته و حال (نه شاه، نه شیخ)، و با الهام از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]]، آینده‌ای دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر برابری جنسیتی را مطالبه می‌کنند.</p>
<p>تا روز ششم اسفند، اعتراضات همچنان ادامه دارد و نشانه‌هایی از گسترش به سایر اقشار جامعه دیده می‌شود. این خیزش می‌تواند نقطه عطفی در مسیر قیام سراسری برای برقراری جمهوری دموکراتیک در ایران باشد.</p>
<p>== منابع ==</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B6%DB%B8">خیزش بزرگ دانشجویان برای دومین روز متوالی - دانشگاه‌های مختلف کشور؛ قیام سراسری ایران شماره ۶۸</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87">دومین روز اعتراضات دانشجویی دانشگاه‌های ایران؛ شعارهای مرگ بر خامنه‌ای؛ امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%B3--%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%87">فاکس نیوز: درگیری‌های دانشگاه‌های تهران؛ شدیدترین موج ناآرامی؛ سرکوب قیام دیماه</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://article.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D8%9F">دانشگاه‌ها چگونه بازگردانی شد؟</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86">چهارمین روز خیزش دانشجویان دانشگاه‌های مختلف؛ دانشجویان هنرستان سوره قسم خون یاران ایستاده‌ایم پایان</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">بیانیه جمعی دانشجویان دانشگاه تهران؛ دانشگاه زنده است؛ امید جمهوری دموکراتیک زنده است</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC%DB%8C-">تجمع درگیری دانشجویان دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر؛ نخستین روز بازگشایی؛ شعار علیه خامنه‌ای؛ مقابله بسیجی</a> شورای ملی مقاومت ایران</p>
<p><a href="https://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/statement-iran-protest/defiant-uprising-in-universities-protests-in-abdanan-and-echo-of-overthrow-slogans-on-the-40th-day-memorial-of-martyrs">Defiant Uprising in Universities; Protests in Abdanan and Echo of Overthrow Slogans</a> National Council of Resistance of Iran</p>
<p><a href="https://iranwire.com/en/features/149412-irans-universities-reopen-to-protest-as-students-demand-justice-for-the-killed">Iran's Universities Reopen to Protest as Students Demand Justice for the Killed</a> IranWire</p>
<p>(این بخش نهایی بدنه اصلی مقاله است. اگر نیاز به گسترش بیشتر یا افزودن جزئیات خاصی دارید، اطلاع دهید.)</p></ref>1.6sFastلطفا قسمت بعدی== روز ششم: ادامه خیزش و فراخوان به گسترش اعتراضات (۷ اسفند ۱۴۰۴) ==
شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴، خیزش دانشجویی وارد ششمین روز متوالی خود شد. دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف تهران و شهرهای دیگر با وجود فضای شدید امنیتی و احضارهای گسترده به کمیته‌های انضباطی، تجمعات اعتراضی را ادامه دادند.
در [[دانشگاه تهران]]، دانشجویان در محوطه مرکزی و دانشکده‌های مختلف با شعار «دانشگاه زنده است، امید جمهوری دموکراتیک زنده است» و «نه شاه، نه شیخ، جمهوری ایرانی» تجمع کردند. این شعارها نشان‌دهنده مرزبندی قاطع دانشجویان با هر دو شکل دیکتاتوری گذشته و حال بود.
در [[دانشگاه صنعتی شریف]]، دانشجویان با تشکیل زنجیره انسانی و سر دادن شعار «شریف سنگر مقاومت است»، به یاد شهدای قیام دیماه ایستادگی کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای حراست و بسیجی تلاش کردند تجمع را متفرق کنند اما دانشجویان با مقاومت موفق به ادامه اعتراض شدند.
دانشجویان [[دانشگاه الزهرا]] نیز برای ششمین روز متوالی تحصن کردند و با شعار «زن، زندگی، آزادی؛ مرگ بر ولایت فقیه» بر ادامه مبارزه تا آزادی کامل تأکید ورزیدند.
در مشهد، دانشجویان [[دانشگاه فردوسی]] و [[دانشگاه سجاد]] با تجمع گسترده در بلوار دانشگاه، شعار «مشهد بپا خاسته، دیکتاتور سرنگون» سر دادند و خواستار اتحاد همه اقشار شدند.
در این روز، فراخوان‌هایی از سوی دانشجویان برای گسترش اعتراضات به کارخانه‌ها، مدارس و ادارات صادر شد. دانشجویان پیشرو در بیانیه‌ای اعلام کردند:
«دانشگاه تنها آغاز است. ما دانشجویان پیشتاز قیام هستیم و فراخوان می‌دهیم همه اقشار به ما بپیوندند. اعتصاب عمومی سراسری، کلید پیروزی است.»
این فراخوان با حمایت برخی تشکل‌های کارگری و معلمان همراه بود و نشانه‌هایی از گسترش اعتراضات به بیرون از دانشگاه‌ها دیده شد.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":27">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C]</ref>
== موج احضارها، ممنوع‌الورودی‌ها و سرکوب ادامه‌دار ==
رژیم در روزهای اخیر موج گسترده‌ای از احضار دانشجویان به کمیته‌های انضباطی راه انداخت. تنها در [[دانشگاه تهران]]، در یک روز بیش از ۴۰ تا ۵۰ دانشجو احضار شدند. بسیاری از دانشجویان فعال با ممنوع‌الورودی مواجه شدند و از ورود به دانشگاه منع گردیدند.
در دانشگاه‌های شریف و امیرکبیر نیز گزارش‌هایی از احضار گسترده و تهدید دانشجویان منتشر شد. نیروهای حراست و بسیج دانشجویی با رفتارهای توهین‌آمیز و فشار روانی سعی در خاموش کردن اعتراضات داشتند.
با وجود این فشارها، دانشجویان اعلام کردند که «دانشگاه میدان جنگ است» و عقب‌نشینی نخواهند کرد. سرکوب شامل استفاده از گاز اشک‌آور، ضرب و شتم و بازداشت‌های پراکنده بود اما نتوانست شعله اعتراض را خاموش کند.<ref name=":21">[https://news.mojahedin.org/i/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B9%D9%84%D9%87-%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA]</ref>
== بازتاب بین‌المللی و تحلیل‌ها ==
اعتراضات دانشجویی در اسفند ۱۴۰۴ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت. [[نیویورک تایمز]] آن را «بزرگ‌ترین نمایش ناآرامی از زمان سرکوب قیام دیماه» توصیف کرد و نوشت دانشجویان در دانشگاه‌های تهران و مشهد برای بزرگداشت چهلمین روز کشته‌شدگان تجمع کردند.
[[یورونیوز]] گزارش داد دانشگاه به خط مقدم اعتراض‌ها بازگشته و طنین شعارهای ضدحکومتی در قلب تجمعات دانشجویی شنیده می‌شود. [[الجزیره]] نیز به تأکید حکومت بر «خطوط قرمز» و درگیری‌های خشونت‌آمیز در دانشگاه‌ها اشاره کرد.
تحلیل‌گران این خیزش را نشانه‌ای از بحران عمیق درونی رژیم دانستند و تأکید کردند که دانشگاه‌ها پاشنه آشیل نظام هستند و دانشجویان شجاع‌ترین فرزندان ملت در حال فریاد آزادگی‌اند.<ref name=":7">[https://www.nytimes.com/2026/02/22/world/middleeast/iran-student-protests.html]</ref><ref name=":10">[https://parsi.euronews.com/2026/02/23/university-returns-to-forefront-iranian-protests-name-pahlavi-student-gatherings]</ref>
== نتیجه‌گیری ==
خیزش دانشگاه‌ها در اسفند ۱۴۰۴، شش روز پس از بازگشایی، همچنان ادامه دارد و دانشجویان ایران با جسارت و سازمان‌یافتگی، نقش پیشتاز خود در قیام سراسری برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه را ایفا می‌کنند. این خیزش با تأکید بر [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی]]، مرزبندی با هر دو دیکتاتوری، و مطالبه جمهوری دموکراتیک، سکولار و برابر، امید به آینده‌ای آزاد را زنده نگه داشته است.
این رویداد نشان می‌دهد که سرکوب خونین قیام دیماه نتوانسته روحیه مقاومت نسل جوان را خاموش کند و دانشگاه‌ها به پایگاه اصلی جنبش آزادی‌خواهی تبدیل شده‌اند.
== منابع ==
== منابع ==
خیزش بزرگ دانشجویان برای دومین روز متوالی - دانشگاه‌های مختلف کشور؛ قیام سراسری ایران شماره ۶۸ شورای ملی مقاومت ایران
 
دومین روز اعتراضات دانشجویی دانشگاه‌های ایران؛ شعارهای مرگ بر خامنه‌ای؛ امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه شورای ملی مقاومت ایران
<references />
تجمع و درگیری دانشجویان دانشگاههای شریف و امیرکبیر در نخستین روز بازگشایی؛ شعار علیه خامنه‌ای و مقابله با بسیجی‌ها شورای ملی مقاومت ایران
 
سومین روز خیزش دانشجویان در دانشگاههای مختلف و طنین شعارهای مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور شورای ملی مقاومت ایران
[[رده:فعالان سیاسی اهل ایران]]
موج احضار و ممنوع‌الورودی در دانشگاههای تهران؛ وحشت رژیم از شعله‌ور شدن اعتراضات شورای ملی مقاومت ایران
[[رده:زندانیان سیاسی دوران پهلوی]]
بازتاب رسانه‌ها از تظاهرات و درگیری دانشجویان دانشگاه شریف و دانشگاههای تهران شورای ملی مقاومت ایران
[[رده:خانواده رضایی]]
بیانیه جمعی دانشجویان دانشگاه تهران؛ دانشگاه زنده است؛ امید جمهوری دموکراتیک زنده است شورای ملی مقاومت ایران
[[رده:سازمان مجاهدین خلق ایران]]
[[رده:زنان فعال سیاسی اهل ایران]]
[[رده:زادگان ۱۳۰۸]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۴

عزیز رضایی (زهرا نوروزی آزاد)
زادروز۱۳۰۸
تهران، ایران
ملیتایرانی
نام‌های دیگرمادر رضایی‌ها
پیشهفعال سیاسی
شناخته‌شده برایمادر احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی
همسرخلیل‌الله رضایی
فرزنداناحمد رضایی، رضا رضایی، فاطمه (ماه‌منیر) رضایی، مهدی رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی، صدیقه رضایی، آذر رضایی، محمد رضایی

عزیز رضایی با نام اصلی زهرا نوروزی آزاد (زاده ۱۳۰۸، تهران) از فعالان سیاسی ایرانی و از چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران است که به سبب نقش خانوادگی و اجتماعی خود در تحولات سیاسی معاصر ایران با عنوان «مادر رضایی‌ها» شناخته می‌شود. زندگی او با رویدادهای مهم سیاسی ایران در فاصله دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی پیوند خورده و از این رو در مطالعات مربوط به تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته است.

عزیز رضایی در خانواده‌ای مذهبی و بازاری در تهران متولد شد و پس از ازدواج با خلیل‌الله رضایی صاحب فرزندانی شد که شماری از آنان در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مشارکت داشتند. فرزندان او، از جمله احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی، صدیقه رضایی و آذر رضایی، از اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند و هر یک در مقاطع مختلف جان خود را از دست دادند. کشته‌شدن احمد رضایی در سال ۱۳۵۰، اعدام مهدی رضایی در ۱۳۵۱، کشته‌شدن رضا رضایی در ۱۳۵۲، صدیقه رضایی در ۱۳۵۴ و آذر رضایی در جریان رویداد ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، خانواده رضایی را به یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران تبدیل کرد.

در دهه ۱۳۵۰، منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی بدل شد و عزیز رضایی در شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی میان مادران و بستگان زندانیان سیاسی نقش فعالی داشت. وی در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک بازداشت و در کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان اوین زندانی شد. خاطرات او از بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و وضعیت زندانیان سیاسی، بخشی از منابع مربوط به تاریخ زندان‌های سیاسی دوران پهلوی را تشکیل می‌دهد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، عزیز رضایی همچنان در فضای سیاسی فعال باقی ماند. با تشدید برخورد جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق و کشته‌شدن آذر رضایی و موسی خیابانی در سال ۱۳۶۰، وی در سال ۱۳۶۱ ایران را ترک کرد. او پس از اقامت در ترکیه و اسپانیا، در فرانسه ساکن شد و در سال‌های بعد در برنامه‌ها و فعالیت‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران مشارکت داشت.

زندگی عزیز رضایی بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، درگیری سیاسی، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند. از این رو، علاوه بر جایگاه او در روایت‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، زندگی و خاطراتش به عنوان بخشی از تاریخ اجتماعی و سیاسی معاصر ایران نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

نام و تبار

نام اصلی عزیز رضایی، زهرا نوروزی آزاد بود. وی پس از ازدواج با خلیل‌الله رضایی به نام خانوادگی رضایی شناخته شد و در سال‌های بعد عنوان «عزیز رضایی» شهرت بیشتری یافت.

خانواده نوروزی آزاد از خانواده‌های شناخته‌شده و مذهبی تهران به شمار می‌رفت. پدر او، حاج محمدحسین نوروزی آزاد، از بازاریان تهران بود که در محدوده ناصرخسرو و بازار بزرگ تهران فعالیت تجاری داشت. خانواده او در محله فقیه‌التجار سکونت داشتند و از نظر اجتماعی در زمره خانواده‌های خوشنام و مورد احترام آن منطقه محسوب می‌شدند.

در روایت‌های خانوادگی، از حاج محمدحسین نوروزی آزاد به عنوان فردی متدین، سخت‌کوش و دارای دیدگاهی نسبتاً پیشرو درباره آموزش دختران یاد شده است. این ویژگی در شرایطی اهمیت داشت که در دهه‌های نخست سده چهاردهم خورشیدی، تحصیل دختران هنوز در بسیاری از خانواده‌های سنتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو بود.

دوران کودکی و خانواده

عزیز رضایی در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران متولد شد. دوران کودکی او در محیطی مذهبی و سنتی سپری شد؛ محیطی که در آن آموزه‌های دینی، روابط خانوادگی گسترده و فرهنگ بازار تهران نقش مهمی در تربیت فرزندان داشت.

وی بعدها در خاطرات خود از مادر و مادربزرگش به عنوان زنانی باسواد و آشنا با متون دینی یاد کرده است. مادربزرگ او اداره یک مکتب‌خانه را بر عهده داشت و مادرش، سکینه نوروزی، علاوه بر اداره امور خانه، با قرآن و متون مذهبی آشنایی داشت.

عزیز رضایی تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند. اگرچه امکان ادامه تحصیل برای او فراهم نشد، اما علاقه او به آموزش و مطالعه در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. وی در خاطرات خود بارها از علاقه‌اش به مدرسه و یادگیری سخن گفته است.

فعالیت‌های فرهنگی و هنری

بر اساس روایت‌های موجود، عزیز رضایی علاوه بر آموزش‌های رسمی، در زمینه‌های مختلف هنری نیز فعالیت داشت. او با خیاطی، گلدوزی، بافندگی، نقاشی و خوشنویسی آشنا بود و بخشی از اوقات خود را به این فعالیت‌ها اختصاص می‌داد.

پس از تشکیل خانواده نیز نقش فعالی در آموزش فرزندان خود داشت. او نه تنها بر تحصیل آنان تأکید می‌کرد، بلکه در انجام تکالیف درسی و پیگیری وضعیت آموزشی آنان مشارکت مستقیم داشت.

برخی از اعضای خانواده بعدها این ویژگی را از عوامل مؤثر در شکل‌گیری روحیه مسئولیت‌پذیری و پشتکار در میان فرزندان خانواده رضایی دانسته‌اند.

ازدواج با خلیل‌الله رضایی

عزیز رضایی در نوجوانی با خلیل‌الله رضایی ازدواج کرد. خلیل‌الله رضایی از آشنایان خانواده نوروزی آزاد و از فعالان بازار تهران بود.

بر اساس روایت‌های خانوادگی، وی از هواداران محمد مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود و تحولات سیاسی دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ را با علاقه دنبال می‌کرد. هرچند فعالیت سیاسی سازمان‌یافته‌ای از او گزارش نشده است، اما فضای فکری خانواده تحت تأثیر دیدگاه‌های ملی‌گرایانه و مذهبی او قرار داشت.

زندگی مشترک این زوج در تهران آغاز شد و در سال‌های بعد صاحب فرزندان متعددی شدند.

فرزندان

حاصل ازدواج عزیز رضایی و خلیل‌الله رضایی چند فرزند بود که برخی از آنان بعدها در فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقش‌آفرین شدند.

فرزندان این خانواده عبارت بودند از:

احمد رضایی رضا رضایی فاطمه (ماه‌منیر) رضایی مهدی رضایی ابوالقاسم (محسن) رضایی صدیقه رضایی آذر رضایی محمد رضایی

منابع خانوادگی همچنین از فرزندی به نام حسن یاد کرده‌اند که در کودکی درگذشت و به همین دلیل در بسیاری از روایت‌های بعدی کمتر از او نام برده شده است.

خانواده رضایی سال‌های نخست زندگی مشترک را در خانه پدری عزیز رضایی سپری کردند و سپس به منزل مستقلی در تهران نقل مکان نمودند. این خانه بعدها در جریان فعالیت‌های سیاسی دهه ۱۳۵۰ به یکی از محل‌های رفت‌وآمد خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.

ورود فرزندان به فعالیت‌های سیاسی

در نیمه دوم دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، هم‌زمان با گسترش فعالیت جریان‌های مخالف حکومت محمدرضا شاه پهلوی، برخی از فرزندان خانواده رضایی نیز به فعالیت‌های سیاسی روی آوردند. نخستین فردی که وارد این مسیر شد، احمد رضایی بود.

احمد رضایی از دوران نوجوانی به مطالعه آثار سیاسی و مذهبی علاقه نشان می‌داد و به تدریج با محافل سیاسی مخالف حکومت ارتباط پیدا کرد. وی بعدها به جمع اعضای بنیانگذار و کادرهای اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست.

فعالیت احمد تأثیر قابل توجهی بر فضای خانواده گذاشت. به مرور زمان دیگر فرزندان خانواده نیز با مباحث سیاسی آشنا شدند و برخی از آنان به سازمان مجاهدین خلق گرایش پیدا کردند.

عزیز رضایی بعدها در خاطرات خود از این دوران به عنوان مرحله‌ای یاد کرده است که خانه و زندگی خانوادگی آنان به تدریج با مسائل سیاسی، زندان و تعقیب‌های امنیتی گره خورد.

خانواده رضایی و سازمان مجاهدین خلق

با گسترش فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در اواخر دهه ۱۳۴۰، رفت‌وآمد اعضای سازمان به منزل خانواده رضایی افزایش یافت. هرچند بخش عمده فعالیت‌های تشکیلاتی به صورت مخفی انجام می‌شد، اما خانواده به تدریج از حضور فرزندان خود در جریان‌های سیاسی آگاه شد.

بر اساس روایت‌های موجود، فضای مذهبی، عدالت‌خواهانه و ملی‌گرایانه حاکم بر خانواده رضایی با بخشی از آموزه‌های اولیه سازمان مجاهدین خلق همخوانی داشت. همین امر موجب شد که خانواده با فعالیت‌های سیاسی فرزندان خود برخوردی حمایتی داشته باشد.

در سال‌های بعد، نام خانواده رضایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان خانواده‌های مرتبط با سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.

ضربه شهریور ۱۳۵۰

در شهریور ۱۳۵۰ ساواک ضربه گسترده‌ای به سازمان مجاهدین خلق وارد کرد و شمار زیادی از اعضا و کادرهای آن را بازداشت نمود.

در جریان این عملیات، رضا رضایی نیز دستگیر شد. تعدادی دیگر از اعضای خانواده و بستگان نزدیک تحت مراقبت و تعقیب قرار گرفتند و منزل خانواده رضایی به طور مستمر زیر نظر مأموران امنیتی قرار گرفت.

این واقعه نقطه آغاز دوره‌ای بود که طی آن خانواده رضایی با زندان، اعدام و کشته‌شدن چند تن از فرزندان خود مواجه شد.

کشته‌شدن احمد رضایی

احمد رضایی از نخستین اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که در جریان درگیری با نیروهای امنیتی کشته شد.

در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰، مأموران ساواک موفق به شناسایی محل حضور او در تهران شدند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که رخ داد، احمد رضایی جان خود را از دست داد.

در روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق آمده است که او پس از اطمینان از خروج همراه خود از محل درگیری، به مقاومت ادامه داد و سرانجام کشته شد.

خبر کشته‌شدن احمد رضایی بازتاب گسترده‌ای در میان خانواده‌های زندانیان سیاسی داشت. عزیز رضایی بعدها این واقعه را یکی از تلخ‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات زندگی خود توصیف کرد.

واکنش خانواده‌های زندانیان سیاسی

پس از انتشار خبر کشته‌شدن احمد رضایی، گروه‌های مختلفی از خانواده‌های زندانیان سیاسی برای ابراز همدردی با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه کردند.

این دیدارها موجب گسترش ارتباط میان خانواده‌های زندانیان سیاسی شد. در سال‌های بعد منزل خانواده رضایی به یکی از مراکز اصلی گردهمایی مادران و بستگان زندانیان سیاسی تبدیل شد.

در این نشست‌ها اخبار زندان‌ها، وضعیت زندانیان و راه‌های پیگیری حقوق آنان مورد بحث قرار می‌گرفت.

دستگیری و فرار رضا رضایی

رضا رضایی پس از بازداشت در جریان ضربه شهریور ۱۳۵۰ به زندان منتقل شد.

بر اساس روایت‌های موجود، ساواک امیدوار بود با استفاده از رضا رضایی به محل اختفای احمد رضایی دست یابد. به همین دلیل در مقاطعی او را تحت مراقبت برای شناسایی برخی افراد و مکان‌ها از زندان خارج می‌کرد.

در یکی از این مأموریت‌ها، رضا رضایی موفق شد از کنترل مأموران خارج شود و بگریزد.

این فرار در تاریخ سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از مهم‌ترین فرارهای دوران حکومت پهلوی شناخته می‌شود و در بسیاری از خاطرات و اسناد آن دوره بازتاب یافته است.

نقش عزیز رضایی در ماجرای فرار رضا رضایی

در خاطرات خانواده رضایی به نقش غیرمستقیم عزیز رضایی در موفقیت فرار رضا رضایی اشاره شده است.

بر اساس این روایت‌ها، رضا در ملاقات‌های زندان تلاش کرده بود از طریق نشانه‌ها و پیام‌های غیرمستقیم خانواده را از وضعیت خود آگاه کند. عزیز رضایی نیز با انتقال برخی اطلاعات به افراد مورد اعتماد، زمینه آگاهی دیگر اعضای خانواده از شرایط رضا را فراهم ساخت.

اگرچه جزئیات این ماجرا در منابع مختلف تفاوت‌هایی دارد، اما در روایت‌های خانوادگی از هوشیاری و دقت او در این مقطع یاد شده است.

رضا رضایی پس از فرار

پس از فرار، رضا رضایی بار دیگر به فعالیت مخفی روی آورد.

او در این دوره اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار زندان‌ها، شیوه‌های بازجویی ساواک و وضعیت زندانیان سیاسی در اختیار سازمان قرار داد. همچنین در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان مشارکت داشت.

رضا رضایی در سال‌های بعد به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد.

دستگیری مهدی رضایی

مهدی رضایی در اردیبهشت ۱۳۵۱ بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هنگام بازداشت تلاش کرد با استفاده از قرص سیانور از اسارت جلوگیری کند، اما این اقدام موفقیت‌آمیز نبود و وی به دست مأموران افتاد.

پس از بازداشت، مهدی رضایی ماه‌ها تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.

عزیز رضایی بعدها از نخستین ملاقات خود با فرزندش پس از دوران بازجویی یاد کرده و گفته است که آثار شکنجه بر بدن او کاملاً مشهود بود، اما روحیه خود را حفظ کرده بود.

دادگاه مهدی رضایی

پرونده مهدی رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد.

دفاعیات او در دادگاه در میان مخالفان حکومت بازتاب یافت و بعدها بارها در نشریات و خاطرات سیاسی منتشر شد.

در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از وی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نسل نخست اعضای این سازمان یاد شده است.

اعدام مهدی رضایی

مهدی رضایی در شهریور ۱۳۵۱ اعدام شد.

اعدام او دومین ضربه بزرگ به خانواده رضایی پس از کشته‌شدن احمد رضایی محسوب می‌شد.

عزیز رضایی در خاطرات خود از آخرین ملاقات با فرزندش یاد کرده و نوشته است که مهدی در آن دیدار بیش از آنکه نیازمند روحیه باشد، تلاش می‌کرد اعضای خانواده را دلداری دهد.

این روایت بعدها در بسیاری از آثار مربوط به زندگی مهدی رضایی بازتاب یافت.

شکل‌گیری شبکه مادران زندانیان سیاسی

در پی اعدام مهدی رضایی و ادامه بازداشت‌ها، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی وارد مرحله تازه‌ای شد.

عزیز رضایی یکی از فعال‌ترین چهره‌های این شبکه بود. او همراه دیگر مادران زندانیان سیاسی تلاش می‌کرد اخبار زندان‌ها را جمع‌آوری و میان خانواده‌ها توزیع کند.

خانه خانواده رضایی به تدریج به محلی برای گردهمایی مادران زندانیان سیاسی تبدیل شد.

در این جلسات درباره وضعیت زندانیان، امکان ملاقات، پیگیری پرونده‌ها و راه‌های جلوگیری از اعدام زندانیان گفتگو می‌شد.

تلاش برای جلوگیری از اعدام زندانیان

عزیز رضایی و گروهی از مادران زندانیان سیاسی در سال‌های آغازین دهه ۱۳۵۰ با شماری از روحانیان و شخصیت‌های مذهبی دیدار کردند.

هدف این دیدارها جلب حمایت برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام بود.

در خاطرات او به مراجعه گروهی از مادران زندانیان سیاسی به منزل سید احمد خوانساری اشاره شده است. آنان در این دیدار درباره وضعیت زندانیان، شکنجه‌ها و نگرانی خانواده‌ها گفتگو کردند.

اگرچه این تلاش‌ها در بسیاری از موارد مانع اجرای احکام نشد، اما در شکل‌گیری یکی از نخستین شبکه‌های همبستگی خانواده‌های زندانیان سیاسی در ایران نقش مهمی داشت.

کشته‌شدن رضا رضایی

پس از فرار از زندان و بازگشت به فعالیت مخفی، رضا رضایی به یکی از چهره‌های مهم سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. او در سال‌های پس از ضربه شهریور ۱۳۵۰ در بازسازی بخشی از تشکیلات آسیب‌دیده سازمان نقش داشت و به همین دلیل به یکی از اهداف اصلی ساواک بدل شد.

در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ نیروهای امنیتی محل اختفای رضا رضایی را شناسایی کردند. در جریان درگیری مسلحانه‌ای که میان او و مأموران رخ داد، وی کشته شد.

کشته‌شدن رضا رضایی سومین ضایعه بزرگ خانواده رضایی در فاصله کمتر از دو سال بود. پیش از آن احمد رضایی کشته و مهدی رضایی اعدام شده بود.

عزیز رضایی بعدها از این دوره به عنوان یکی از دشوارترین مراحل زندگی خود یاد کرده است؛ دوره‌ای که در فاصله‌ای کوتاه سه فرزند خود را از دست داد.

صدیقه رضایی

صدیقه رضایی از دختران خانواده رضایی بود که در سال‌های آغاز دهه ۱۳۵۰ به فعالیت سیاسی روی آورد.

وی پس از ضربات وارده به سازمان مجاهدین خلق، به فعالیت مخفی ادامه داد و از جمله زنانی بود که در شبکه‌های پشتیبانی و ارتباطی سازمان نقش داشت.

در سال ۱۳۵۴، در جریان عملیات نیروهای امنیتی علیه اعضای باقی‌مانده سازمان، صدیقه رضایی کشته شد.

در منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان یکی از زنان فعال نسل نخست این سازمان یاد شده است.

با کشته‌شدن صدیقه رضایی، شمار فرزندان از دست‌رفته عزیز رضایی در دوران حکومت پهلوی به چهار نفر رسید.

افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی

پس از کشته‌شدن رضا و صدیقه رضایی، خانواده رضایی بیش از پیش تحت مراقبت ساواک قرار گرفت.

منزل خانواده به صورت مستمر زیر نظر بود و رفت‌وآمد اعضای خانواده و آشنایان کنترل می‌شد. بسیاری از نزدیکان خانواده نیز مورد بازجویی قرار گرفتند.

در همین دوره، نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها تبدیل شد؛ زیرا کمتر خانواده‌ای وجود داشت که در فاصله‌ای کوتاه چنین تعداد زیادی از اعضای خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده باشد.

بازداشت عزیز رضایی

در بهمن ۱۳۵۳ مأموران ساواک به منزل خانواده رضایی یورش بردند و عزیز رضایی را بازداشت کردند.

این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که چهار تن از فرزندان او کشته یا اعدام شده بودند و ساواک در تلاش بود اطلاعات بیشتری درباره شبکه ارتباطی باقی‌مانده اعضای سازمان مجاهدین خلق به دست آورد.

عزیز رضایی پس از بازداشت به کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل شد؛ مرکزی که در آن زمان از مهم‌ترین بازداشتگاه‌ها و مراکز بازجویی زندانیان سیاسی محسوب می‌شد.

بازجویی‌ها

موضوع اصلی بازجویی‌ها، فعالیت‌های فرزندان خانواده رضایی، ارتباطات سیاسی آنان و شبکه‌های پشتیبانی سازمان مجاهدین خلق بود.

بازجویان تلاش می‌کردند از طریق فشارهای جسمی و روانی اطلاعاتی درباره افراد مرتبط با سازمان به دست آورند.

بر اساس خاطرات عزیز رضایی، او بارها تأکید کرده بود که از جزئیات فعالیت‌های مخفی فرزندان خود اطلاع نداشته و صرفاً به عنوان مادر آنان شناخته می‌شود.

شکنجه در کمیته مشترک ضدخرابکاری

عزیز رضایی در خاطرات خود شرح مفصلی از شکنجه‌های دوران بازداشت ارائه کرده است.

به گفته وی، در چندین نوبت تحت شلاق قرار گرفت و ضربات کابل به کف پاهایش وارد شد. شدت این ضربات به اندازه‌ای بود که بخش‌هایی از پوست کف پا آسیب دید و آثار آن تا سال‌های بعد باقی ماند.

او همچنین از آویزان شدن از ناحیه دست‌ها، ضرب و شتم، بی‌خوابی اجباری و بازجویی‌های طولانی سخن گفته است.

این روایت‌ها بعدها در مجموعه خاطرات زندانیان سیاسی دوران پهلوی مورد استناد قرار گرفتند.

سلول انفرادی

بخش قابل توجهی از دوران بازداشت عزیز رضایی در سلول انفرادی سپری شد.

وی بعدها این دوره را از دشوارترین بخش‌های زندان توصیف کرد. به گفته او، بی‌خبری از وضعیت خانواده و فرزندان و نداشتن ارتباط با دیگر زندانیان فشار روحی زیادی بر وی وارد می‌کرد.

با این حال او در خاطرات خود تأکید کرده است که تلاش می‌کرد روحیه خود را حفظ کند و در برابر فشارهای بازجویان تسلیم نشود.

ملاقات با زندانیان سیاسی

در دوره بازداشت، عزیز رضایی با شماری از زندانیان سیاسی زن و مرد که در کمیته مشترک و سپس زندان اوین نگهداری می‌شدند آشنا شد.

او بعدها از همبستگی میان زندانیان سیاسی و تلاش آنان برای حفظ روحیه یکدیگر سخن گفته است.

در برخی روایت‌های او آمده است که زندانیان هنگام عبور از راهروهای بازجویی با اشاره یا سلامی کوتاه به یکدیگر روحیه می‌دادند.

دیدار با مسعود رجوی در زندان

یکی از خاطرات مشهور عزیز رضایی مربوط به دوران حضور او در کمیته مشترک ضدخرابکاری است.

او نقل کرده است که در یکی از روزهای بازداشت، در فاصله‌ای کوتاه با مسعود رجوی که او نیز در بازداشت به سر می‌برد روبه‌رو شد.

بر اساس این روایت، رجوی در فرصت کوتاهی که میان رفت‌وآمد بازجویان ایجاد شده بود، چند جمله با او سخن گفت و تلاش کرد روحیه‌اش را تقویت کند.

این واقعه بعدها در خاطرات و روایت‌های مختلف مرتبط با زندان‌های سیاسی دوران پهلوی بازگو شد.

انتقال به زندان اوین

پس از پایان مرحله اصلی بازجویی‌ها، عزیز رضایی به زندان اوین منتقل شد.

او مدتی را در بند زنان زندان اوین گذراند و در این مدت با شماری از زندانیان سیاسی دیگر هم‌بند بود.

بر اساس خاطرات او، فضای اوین در مقایسه با کمیته مشترک تفاوت‌هایی داشت، اما همچنان محدودیت‌های شدید و کنترل امنیتی بر زندانیان اعمال می‌شد.

آثار جسمی ماندگار شکنجه

عزیز رضایی در سال‌های بعد بارها به پیامدهای جسمی دوران زندان اشاره کرد.

به گفته وی، آثار ضربات کابل بر کف پاهایش تا دهه‌ها باقی ماند و موجب درد و ناراحتی می‌شد. همچنین از آسیب‌دیدگی یکی از گوش‌های خود و مشکلات ناشی از ضرب و شتم‌های دوران بازداشت سخن گفته است.

این آسیب‌ها بخشی از روایت او از تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی را تشکیل می‌دهند.

محکومیت و آزادی

پرونده عزیز رضایی در دادگاه نظامی حکومت پهلوی بررسی شد و وی به سه سال زندان محکوم گردید.

او پس از سپری کردن دوران محکومیت از زندان آزاد شد.

آزادی وی در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از خانواده‌اش را از دست داده بود و نام خانواده رضایی در میان مخالفان حکومت پهلوی به نمادی از هزینه‌های انسانی مبارزه سیاسی تبدیل شده بود.

بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی

پس از آزادی از زندان، عزیز رضایی ارتباط خود را با خانواده‌های زندانیان سیاسی حفظ کرد.

وی همچنان در پیگیری وضعیت زندانیان، حمایت از خانواده‌های آنان و انتقال اخبار مربوط به زندان‌ها نقش داشت.

در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، شبکه خانواده‌های زندانیان سیاسی به یکی از فعال‌ترین شبکه‌های اجتماعی مخالف حکومت تبدیل شد و عزیز رضایی در میان چهره‌های شناخته‌شده این شبکه قرار داشت.

سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷

در فاصله سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، با گسترش اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی، فضای سیاسی کشور دگرگون شد.

آزادی تدریجی زندانیان سیاسی، افزایش فعالیت نیروهای مخالف و گسترش تظاهرات عمومی موجب شد بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز در صحنه عمومی حضور پررنگ‌تری پیدا کنند.

عزیز رضایی نیز در این دوره در دیدارها، گردهمایی‌ها و مراسم مرتبط با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان شرکت داشت.

پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ برای او پایان یک دوره طولانی از زندان، سرکوب و از دست دادن فرزندان بود؛ اما تحولات سال‌های بعد نشان داد که خانواده رضایی بار دیگر در مرکز رویدادهای سیاسی ایران قرار خواهد گرفت.

انقلاب ۱۳۵۷ و خانواده رضایی

با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، خانواده رضایی در زمره شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های سیاسی ایران قرار گرفت. کشته‌شدن احمد رضایی، رضا رضایی، مهدی رضایی و صدیقه رضایی در دوران حکومت پهلوی موجب شده بود نام این خانواده در میان بسیاری از نیروهای سیاسی و خانواده‌های زندانیان سیاسی شناخته شود.

در ماه‌های نخست پس از انقلاب، شمار زیادی از فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سابق و شخصیت‌های اجتماعی برای دیدار با خانواده رضایی به منزل آنان مراجعه می‌کردند. در این دوره، نام برخی خیابان‌ها، مراکز عمومی و نهادها در شهرهای مختلف ایران به نام اعضای خانواده رضایی نام‌گذاری شد.

در روایت‌های آن دوره آمده است که بیمارستان قلب تهران مدتی با نام «بیمارستان مهدی رضایی» شناخته می‌شد و برخی اماکن عمومی نیز به نام اعضای این خانواده نام‌گذاری شده بودند.

دیدار با روح‌الله خمینی

در ماه‌های نخست پس از انقلاب، عزیز رضایی به همراه برخی اعضای خانواده با روح‌الله خمینی دیدار کرد.

بر اساس خاطرات وی، در این دیدار علاوه بر او، خلیل‌الله رضایی، ابوالقاسم (محسن) رضایی و چند تن دیگر از اعضای خانواده حضور داشتند.

عزیز رضایی بعدها نقل کرد که در این ملاقات درباره وضعیت نیروهای سیاسی مشارکت‌کننده در انقلاب و آینده کشور گفتگو شد. او اظهار داشت که خانواده رضایی هیچ انتظار مالی یا امتیاز ویژه‌ای ندارد و بیش از هر چیز نگران سرنوشت نیروهایی است که در مبارزه با حکومت پهلوی نقش داشته‌اند.

این دیدار بعدها در خاطرات خانواده رضایی به عنوان یکی از نخستین تماس‌های مستقیم آنان با رهبر جمهوری اسلامی ثبت شد.

آغاز اختلافات سیاسی

در فاصله کوتاهی پس از انقلاب، اختلافات میان سازمان مجاهدین خلق ایران و حاکمیت جدید آشکار شد.

با افزایش تنش‌های سیاسی، فشارها بر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق نیز افزایش یافت. خانواده رضایی که بخش مهمی از اعضای آن با این سازمان ارتباط داشتند، به تدریج با محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی روبه‌رو شدند.

عزیز رضایی در این دوره در برخی گردهمایی‌ها و اجتماعات سیاسی حضور می‌یافت و از مواضع سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کرد. در همین سال‌ها بار دیگر منزل خانواده رضایی تحت مراقبت و کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفت.

آذر رضایی

آذر رضایی کوچک‌ترین دختر خانواده رضایی بود.

او در فضایی رشد یافت که بخش عمده زندگی خانوادگی با مسائل سیاسی گره خورده بود. کشته‌شدن چهار خواهر و برادرش در دوران حکومت پهلوی تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت.

آذر رضایی در سال‌های پس از انقلاب به فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ادامه داد و به یکی از اعضای فعال این سازمان تبدیل شد.

ازدواج با موسی خیابانی

آذر رضایی با موسی خیابانی، از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق، ازدواج کرد.

این ازدواج یکی از شناخته‌شده‌ترین پیوندهای خانوادگی در میان اعضای سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت. از آن زمان، آذر رضایی علاوه بر فعالیت سیاسی، در کنار موسی خیابانی در بخشی از فعالیت‌های تشکیلاتی سازمان نیز حضور داشت.

در منابع مربوط به سازمان مجاهدین خلق، از این زوج به عنوان دو چهره شناخته‌شده سازمان در سال‌های نخست پس از انقلاب یاد شده است.

رویارویی سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی

از سال ۱۳۵۹ به بعد، اختلافات میان جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق وارد مرحله تازه‌ای شد.

افزایش محدودیت‌های سیاسی، تعطیلی دفاتر سازمان، بازداشت هواداران و درگیری‌های سیاسی موجب شد بسیاری از اعضا و مسئولان سازمان زندگی مخفی را آغاز کنند.

آذر رضایی و موسی خیابانی نیز در همین دوره به فعالیت مخفی روی آوردند.

برای عزیز رضایی، این وضعیت یادآور شرایط سال‌های پایانی حکومت پهلوی بود؛ دورانی که فرزندانش ناچار بودند مخفیانه زندگی کنند و دائماً تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشتند.

واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰

در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران محل استقرار گروهی از مسئولان سازمان مجاهدین خلق را در تهران شناسایی کردند.

در جریان عملیات گسترده‌ای که در این محل صورت گرفت، موسی خیابانی، آذر رضایی و تعدادی دیگر از اعضای سازمان کشته شدند.

این واقعه یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ سازمان مجاهدین خلق در دهه ۱۳۶۰ محسوب می‌شود.

کشته‌شدن آذر رضایی

کشته‌شدن آذر رضایی پنجمین ضایعه بزرگ خانواده رضایی بود.

در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰، احمد، مهدی، رضا، صدیقه و آذر رضایی جان خود را از دست داده بودند.

بر اساس روایت‌های منتشرشده از سوی خانواده و سازمان مجاهدین خلق، آذر رضایی هنگام کشته‌شدن باردار بود.

این رویداد تأثیر عمیقی بر عزیز رضایی گذاشت و در خاطرات او از تلخ‌ترین حوادث زندگی‌اش به شمار آمده است.

خانواده رضایی در دهه ۱۳۶۰

پس از واقعه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰، فشارهای امنیتی بر خانواده رضایی افزایش یافت.

بسیاری از بستگان، دوستان و نزدیکان خانواده تحت تعقیب قرار گرفتند و امکان فعالیت علنی برای آنان بیش از پیش محدود شد.

در همین دوره، برخی از اعضای خانواده ایران را ترک کردند و شماری دیگر ناچار به زندگی مخفی شدند.

خروج از ایران

در سال ۱۳۶۱، عزیز رضایی نیز ایران را ترک کرد.

خروج او در شرایطی صورت گرفت که بخش مهمی از شبکه دوستان و همفکرانش یا در زندان بودند یا کشور را ترک کرده بودند.

بر اساس روایت‌های موجود، این تصمیم پس از افزایش فشارهای امنیتی و نگرانی از بازداشت مجدد اتخاذ شد.

اقامت در ترکیه

نخستین مقصد عزیز رضایی پس از خروج از ایران، ترکیه بود.

او مدتی را در این کشور سپری کرد و در این مدت با دیگر اعضای خانواده و نیروهای سیاسی خارج از کشور در ارتباط بود.

اقامت در ترکیه برای بسیاری از فعالان سیاسی ایرانی در آن سال‌ها مرحله‌ای موقت پیش از مهاجرت به کشورهای اروپایی محسوب می‌شد.

مهاجرت به اسپانیا

پس از مدتی اقامت در ترکیه، عزیز رضایی به اسپانیا رفت.

اقامت او در اسپانیا نیز چندان طولانی نبود و بیشتر به عنوان مرحله‌ای در مسیر استقرار دائمی او در اروپا شناخته می‌شود.

در این دوره، ارتباط او با نهادهای مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران ادامه یافت.

استقرار در فرانسه

در نهایت عزیز رضایی در فرانسه ساکن شد.

او در حومه پاریس اقامت گزید و بخش عمده سال‌های بعدی زندگی خود را در این کشور سپری کرد.

فرانسه در آن زمان یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور بود و بسیاری از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق در آن حضور داشتند.

استقرار در فرانسه آغاز مرحله تازه‌ای از زندگی عزیز رضایی بود؛ مرحله‌ای که با فعالیت سیاسی در تبعید، دیدار با فعالان سیاسی و مشارکت در برنامه‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی همراه شد.

آغاز فعالیت در تبعید

پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود را ادامه داد.

او در مراسم یادبود کشته‌شدگان سیاسی، گردهمایی‌های ایرانیان خارج از کشور و برنامه‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران حضور پیدا می‌کرد.

در این دوره، بسیاری از فعالان سیاسی نسل‌های مختلف برای دیدار با او به منزلش مراجعه می‌کردند و خاطرات او درباره تاریخ مبارزات سیاسی معاصر ایران مورد توجه قرار می‌گرفت.

برای بخشی از هواداران سازمان مجاهدین خلق، او به عنوان یکی از آخرین بازماندگان نسل خانواده‌های زندانیان سیاسی دهه ۱۳۵۰ شناخته می‌شد.

زندگی در فرانسه

پس از استقرار در فرانسه، عزیز رضایی بخش عمده سال‌های پایانی زندگی خود را در حومه پاریس سپری کرد.

اقامت او در فرانسه با تداوم فعالیت‌های سیاسی، ارتباط با ایرانیان مهاجر و حضور در برنامه‌های مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران همراه بود. در این دوره، منزل او به یکی از محل‌های شناخته‌شده دیدار فعالان سیاسی، خانواده‌های زندانیان سیاسی و اعضای نسل‌های مختلف اپوزیسیون ایرانی تبدیل شد.

برای بسیاری از فعالان سیاسی جوان‌تر، دیدار با عزیز رضایی فرصتی برای آشنایی با بخشی از تاریخ مبارزات سیاسی ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به شمار می‌رفت.

خانه‌ای در حافظه سیاسی اپوزیسیون

در دهه‌های ۱۳۷۰، ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ خورشیدی، منزل عزیز رضایی در فرانسه به محلی برای برگزاری دیدارها، نشست‌های دوستانه و مراسم یادبود مرتبط با تاریخ سازمان مجاهدین خلق و خانواده‌های زندانیان سیاسی تبدیل شد.

شماری از اعضای پیشین و کنونی سازمان مجاهدین خلق، زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر در سال‌های مختلف با او دیدار کردند.

در گزارش‌های منتشرشده از این دیدارها، منزل او اغلب به عنوان محلی توصیف شده است که بخشی از حافظه تاریخی یک نسل از مخالفان حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی را در خود جای داده بود.

استمرار فعالیت سیاسی

عزیز رضایی در سال‌های اقامت در فرانسه در گردهمایی‌ها، مراسم یادبود، کنفرانس‌ها و برنامه‌های سیاسی مرتبط با اپوزیسیون جمهوری اسلامی حضور داشت.

او در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود عمدتاً درباره موضوعاتی چون:

  • تجربه زندان در دوران حکومت پهلوی؛
  • سرگذشت خانواده رضایی؛
  • کشته‌شدن فرزندانش؛
  • وضعیت زندانیان سیاسی؛
  • تحولات سیاسی ایران؛

سخن می‌گفت.

بخش مهمی از این روایت‌ها در رسانه‌ها و نشریات وابسته به شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است.

دیدار با مریم رجوی

در سال‌های اخیر، عزیز رضایی بارها با مریم رجوی دیدار کرد.

یکی از شناخته‌شده‌ترین این دیدارها در اردیبهشت ۱۴۰۲ انجام شد. در این دیدار، مریم رجوی از سابقه مبارزاتی خانواده رضایی و نقش عزیز رضایی در سال‌های مختلف فعالیت سیاسی یاد کرد.

گزارش این دیدار در رسانه‌های وابسته به شورای ملی مقاومت ایران منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای در میان هواداران این جریان سیاسی داشت.

دیدارهای بین‌المللی

در سال‌های اقامت در فرانسه، شخصیت‌های سیاسی، نمایندگان پارلمان‌ها، فعالان حقوق بشر و حامیان بین‌المللی شورای ملی مقاومت ایران با عزیز رضایی دیدار کردند.

در این دیدارها، او بخشی از تجربیات خود درباره زندان‌های دوران پهلوی، فعالیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، اعدام‌ها و تحولات سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ را بازگو می‌کرد.

این دیدارها در شکل‌گیری تصویر عمومی او به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده نسل نخست خانواده‌های زندانیان سیاسی نقش داشت.

روایت‌های تاریخی و خاطرات

بخش مهمی از شهرت عزیز رضایی به مجموعه خاطرات و روایت‌هایی بازمی‌گردد که طی چند دهه از زندگی خود بیان کرده است.

این خاطرات شامل موضوعاتی چون:

است.

این خاطرات بخشی از منابع مورد استفاده برای مطالعه تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران و خانواده‌های زندانیان سیاسی در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰ به شمار می‌روند.

تعهدنامه و «نقشه مسیر»

در سال‌های پایانی عمر، عزیز رضایی متنی را با عنوان «تعهدنامه» یا «نقشه مسیر» تنظیم کرد.

در این نوشته، او ضمن مرور بخشی از تجربه‌های سیاسی و شخصی خود، بر پایبندی به باورها و آرمان‌هایی که طی دهه‌های مختلف از آنها دفاع کرده بود تأکید کرد.

این متن در میان اسناد و خاطرات مربوط به زندگی او جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و از آن به عنوان یکی از آخرین نوشته‌های سیاسی او یاد شده است.

جایگاه در حافظه سیاسی معاصر

عزیز رضایی از جمله چهره‌هایی است که زندگی او با بخشی از مهم‌ترین تحولات سیاسی معاصر ایران پیوند خورده است.

او در دوران حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد، چند تن از فرزندان خود را در جریان مبارزات سیاسی از دست داد، انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه کرد، در سال‌های نخست جمهوری اسلامی بار دیگر با فشارهای سیاسی مواجه شد و سرانجام بخش بزرگی از زندگی خود را در تبعید گذراند.

از این رو، زندگی او بازتابی از تجربه نسلی از خانواده‌های ایرانی است که در نتیجه تحولات سیاسی نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی با زندان، اعدام، مهاجرت و تبعید روبه‌رو شدند.

ارزیابی تاریخی

منابع وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران از عزیز رضایی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص خانواده‌های زندانیان سیاسی و از نمادهای پایداری در برابر سرکوب سیاسی یاد کرده‌اند.

در مقابل، پژوهش‌های تاریخی درباره زندگی او عمدتاً بر نقش خانواده رضایی در تحولات سیاسی دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ و تأثیر این تحولات بر سرنوشت یک خانواده ایرانی تمرکز داشته‌اند.

فارغ از ارزیابی‌های سیاسی گوناگون درباره سازمان مجاهدین خلق و جایگاه آن در تاریخ معاصر ایران، زندگی عزیز رضایی به عنوان نمونه‌ای از تأثیر مستقیم منازعات سیاسی بر زندگی خانوادگی و اجتماعی شهروندان ایرانی مورد توجه پژوهشگران تاریخ اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است.

جستارهای وابسته

منابع