کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

صفحه تمرین انگلس
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
'''علی امینی''' (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با [[محمدرضا شاه]] بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در [[رژیم پهلوی]] به شمار می‌رود.<ref>Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.</ref>
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| عنوان =  
|نام = علی امینی
| عنوان ۲ = فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی و همکار [[کارل مارکس]]
|تصویر = [[پرونده:علی امینی.jpg|بندانگشتی|وسط]]
| نام = فریدریش انگلس
|توضیحات = علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
| تصویر = فریدریش انگلس.jpg
|سری =
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|اولین_حضور =
| عنوان تصویر = فریدریش انگلس، حدود دهه ۱۸۶۰
|آخرین_حضور =
| زادروز = ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰
|هدف = اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
| زادگاه = بارمن، پروس، پادشاهی پروس (آلمان کنونی)
|ساخته_شده_توسط=
| تاریخ مرگ = ۵ اوت ۱۸۹۵ (۷۴ سال)
|ایفای_نقش_توسط= -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
| مکان مرگ = لندن، بریتانیا
|قسمت‌ها =
| علت مرگ = سرطان حنجره
|لقب =
| آرامگاه = سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد (دریای شرقی، نزدیک ایستبورن)
|نام_مستعار =
| محل زندگی = بارمن • برمن • برلین • منچستر • لندن
|نوع =
| ملیت = آلمانی (پروس)
|جنسیت = مرد
| نژاد = آلمانی
|سن = ۸۷ سال (در زمان مرگ)
| تابعیت = پروسی (تا ۱۸۹۵)
|تاریخ_تولد = ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
| تحصیلات = gymnasium (ناتمام)، خودآموخته در فلسفه و اقتصاد سیاسی
|تاریخ_مرگ = ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
| دانشگاه = دانشگاه برلین (غیررسمی، ۱۸۴۱–۱۸۴۲)
|ویژگی = تحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
| پیشه = فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی، روزنامه‌نگار، تاجر، انقلابی
|شغل = سیاستمدار، اقتصاددان
| سال‌های فعالیت = ۱۸۳۸–۱۸۹۵
|عنوان = دکتر علی امینی
| نهاد = حزب کمونیست‌ها • انترناسیونال اول • حزب سوسیال دموکرات آلمان
|callsign =
| شناخته‌شده برای = همکار [[کارل مارکس]] در نگارش [[مانیفست کمونیست]]، وضعیت طبقه کارگر در انگلستان، ضد دورینگ، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
|خانواده = از خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار مارکسیسم علمی، ویرایشگر آثار [[کارل مارکس]] پس از مرگ، رهبر انترناسیونال اول
|همسر = بتول وثوقی
| اتهام =
|significantother=
| مجازات =
|فرزند = ایرج امینی
| پانویس =
|خویشاوند =
}}
|آدرس =
'''فریدریش انگلس''' (۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ – ۵ اوت ۱۸۹۵)، فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی، روزنامه‌نگار و تاجر آلمانی، نزدیک‌ترین همکار و دوست مادام‌العمر [[کارل مارکس]] بود که با او مارکسیسم را بنیان گذاشت. انگلس با کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (۱۸۴۵)، نخستین توصیف سیستماتیک از شرایط کارگران صنعتی را ارائه داد و با آثار مانند ضد دورینگ (۱۸۷۸)، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (۱۸۸۴) و ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه [[کارل مارکس]]، به تبیین و گسترش مارکسیسم پرداخت.
|مذهب = مسلمان شیعه
|ملیت = ایرانی
|lbl21 = تحصیلات
|data21 = دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
|lbl22 = سمت‌های کلیدی
|data22 = وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی
|lbl23 =
|data23 =
|lbl24 =
|data24 =
|lbl25 =
|data25 =
|extra-hdr =
|lbl31 =
|data31 =
|lbl32 =
|data32 =
|lbl33 =
|data33 =
|lbl34 =
|data34 =
|lbl35 =
|data35 = }}
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.</ref>


انگلس از خانواده‌ای ثروتمند تاجر پارچه متولد شد، اما با مشاهده فقر کارگری در منچستر، به سوسیالیسم روی آورد. او با [[کارل مارکس]] در ۱۸۴۴ آشنا شد و دوستی‌شان - که یکی از عمیق‌ترین روابط فکری تاریخ است - به نگارش مانیفست حزب کمونیست (۱۸۴۸) منجر گردید. انگلس حمایت مالی از [[کارل مارکس]] کرد تا او بر تحقیق تمرکز کند، و پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، آثار ناتمام او را منتشر و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.
امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.</ref>
== ورود به سیاست و سمت‌های اولیه ==
علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه [[محمد مصدق]] (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.<ref>James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.</ref>


انگلس دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و نقد سرمایه‌داری را توسعه داد و بر جنبش‌های کارگری اروپا تأثیر گذاشت. او در انترناسیونال اول نقش داشت، با سوسیال دموکرات‌های آلمان همکاری کرد و دیدگاه‌هایش بر انقلاب‌های قرن بیستم (از روسیه تا چین) اثر گذاشت. انگلس با ترکیب فلسفه هگلی، اقتصاد سیاسی انگلیسی و سوسیالیسم فرانسوی، مارکسیسم را به نظریه علمی تبدیل کرد و پایه‌های نقد سرمایه‌داری مدرن را گذاشت.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.</ref>
== نخست‌وزیری علی امینی ==
علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و [[محمدرضا شاه]] تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.</ref>
امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.</ref>
دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم [[محمدرضا شاه]] را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.
== اصلاحات ارضی و اقتصادی ==
یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.<ref>James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.</ref>


زندگی انگلس پر از تضاد بود: تاجر موفق که از سود کارخانه خانوادگی در منچستر زندگی می‌کرد، اما سرمایه‌داری را محکوم می‌نمود؛ شکارچی روباه با اشراف انگلیسی که انقلاب پرولتاری را ترویج می‌کرد؛ فیلسوفی که با مری برنز (کارگر ایرلندی) زندگی مشترک داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد. انگلس نه تنها "دومین ویولن" [[کارل مارکس]] بود، بلکه نظریه‌پرداز مستقل با سهم عمده در ماتریالیسم دیالکتیکی، تحلیل طبقه و نقد خانواده بورژوایی به شمار می‌رود. آثار او مانند وضعیت طبقه کارگر در انگلستان نخستین گزارش میدانی از بهره‌کشی صنعتی است و منشأ خانواده پایه مطالعات فمینیستی مارکسیستی شد.
امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.</ref>


میراث انگلس دوگانه است: الهام‌بخش انقلاب‌های سوسیالیستی و جنبش‌های کارگری، اما انتقادشده برای ساده‌سازی دیالکتیک (انگلس‌پوزیتیویسم) و تأثیر بر مارکسیسم-لنینیسم استالینی. با این حال، انگلس با پیش‌بینی بحران‌های سرمایه‌داری، رشد طبقه کارگر و نیاز به انقلاب پرولتاری، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم باقی ماند. دوستی ۴۰ ساله‌اش با [[کارل مارکس]] - پر از بحث‌های شبانه، حمایت مالی و همکاری فکری - پایه مارکسیسم شد و جهان را تغییر داد. انگلس نه تنها همکار، بلکه حامی، ویرایشگر و مبلغ [[کارل مارکس]] بود که بدون او، مارکسیسم شاید به شکل کنونی وجود نداشت. زندگی او از کارخانه‌های منچستر تا تبعید لندن، بازتاب تحول از سرمایه‌داری صنعتی به نقد علمی آن است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels|عنوان=Friedrich Engels|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">Service, Robert. ''Friedrich Engels: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.</ref><ref name="carver">Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.</ref><ref name="hunt">Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.</ref><ref name="green">Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.</ref>
اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.
== قسمت اول: زندگی اولیه، خانواده و تحصیلات (۱۸۲۰–۱۸۴۲) ==
== استعفا و دلایل آن ==
فریدریش انگلس در ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در بارمن (بخشی از ووپرتال کنونیپروس، در خانواده‌ای ثروتمند پروتستان پیتیست متولد شد. پدرش فریدریش انگلس پدر، صاحب کارخانه پارچه بود و مادرش الیزابت ون هار از خانواده‌ای فرهنگی. انگلس بزرگ‌ترین از ۹ فرزند بود و در محیطی سخت‌گیر مذهبی بزرگ شد، اما زود از پیتیسم فاصله گرفت. کودکی در بارمن صنعتی گذشت و انگلس با فقر کارگری آشنا شد. او در gymnasium البرفلد تحصیل کرد و استعداد در زبان‌ها، تاریخ و ادبیات نشان داد، اما در ۱۸۳۷ مدرسه را ترک کرد تا در تجارت خانوادگی کار کند. در برمن (۱۸۳۸–۱۸۴۱) به عنوان کارمند تجاری، با جوانان هگلی و رادیکال آشنا شد و مقالات انتقادی نوشت (با نام مستعار فریدریش اسوالد). در ۱۸۴۱–۱۸۴۲ خدمت سربازی در برلین گذراند و غیررسمی در دانشگاه برلین فلسفه هگل را شنید. با جوانان هگلی (برونو باوئر، ماکس اشتیرنر) آشنا شد و به چپ هگلی روی آورد. تأثیر فویرباخ او را به ماتریالیسم سوق داد و از دین فاصله گرفت.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.</ref>
== دوران منچستر و مشاهده سرمایه‌داری صنعتی (۱۸۴۲–۱۸۴۴) ==
در ۱۸۴۲، پدر انگلس او را به منچستر فرستاد تا در کارخانه پارچه خانوادگی (ارمن و انگلس) کار کند – بزرگ‌ترین شهر صنعتی بریتانیا. منچستر "کارخانه جهان" بود: دودکش‌ها، کارخانه‌های غول‌پیکر و فقر شدید کارگری.
انگلس ۲۱ ماه در منچستر ماند و با زندگی کارگران آشنا شد: ساعات کار ۱۴–۱۶ ساعته، کودک‌کاری، مسکن‌های کثیف، بیماری و مرگ زودرس. او با چارتیست‌ها (جنبش کارگری) و اوونیست‌ها (سوسیالیست‌های آرمان‌شهری) ارتباط گرفت و با مری برنز (کارگر ایرلندی) رابطه عاطفی برقرار کرد – رابطه‌ای که تا مرگ مری (۱۸۶۳) ادامه یافت و انگلس را با زندگی واقعی طبقه کارگر آشنا کرد. انگلس محله‌های فقیرنشین را بازدید کرد، آمار جمع‌آوری نمود و با کارگران مصاحبه کرد. نتیجه کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (Die Lage der arbeitenden Klasse in England, ۱۸۴۵) بود – نخستین توصیف سیستماتیک از بهره‌کشی صنعتی. انگلس سرمایه‌داری را "جنگ طبقاتی پنهان" نامید و پیش‌بینی کرد طبقه کارگر انقلاب خواهد کرد. کتاب تأثیر عمیقی بر [[کارل مارکس]] گذاشت و پایه ماتریالیسم تاریخی شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== آشنایی و دوستی مادام‌العمر با [[کارل مارکس]] (۱۸۴۴–۱۸۴۸) ==
در اوت ۱۸۴۴، انگلس در پاریس با [[کارل مارکس]] دیدار کرد – دیدار ۱۰ روزه که دوستی مادام‌العمرشان را آغاز کرد. انگلس [[کارل مارکس]] را با مشاهدات منچستر و کتاب وضعیت طبقه کارگر آشنا کرد و [[کارل مارکس]] او را با فلسفه هگلی و اقتصاد سیاسی.
آن‌ها خانواده مقدس (Die heilige Familie, ۱۸۴۵) را با هم نوشتند – نقد جوانان هگلی. سپس ایدئولوژی آلمانی (Die deutsche Ideologie, نوشته ۱۸۴۵–۱۸۴۶، منتشر ۱۹۳۲) را نگاشتند که ماتریالیسم تاریخی را تبیین کرد: "زندگی مادی تعیین‌کننده آگاهی است". در ۱۸۴۸، با انقلاب‌های اروپا، انگلس و [[کارل مارکس]] مانیفست حزب کمونیست (Manifest der Kommunistischen Partei) را نوشتند؛ سندی که با جمله "شبحی در اروپا می‌گردد – شبح کمونیسم" آغاز می‌شود. مانیفست تاریخ را مبارزه طبقاتی دانست و پرولتاریا را به انقلاب فراخواند. انگلس نقش کلیدی در نگارش داشت و بخش‌های اقتصادی را نوشت. انگلس در انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹ آلمان شرکت کرد و در قیام البرفلد و بادن جنگید – تجربه‌ای که او را به تئوری جنگ چریکی سوق داد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="britannica"/>
== تبعید به بریتانیا و بازگشت به تجارت (۱۸۴۹–۱۸۷۰) ==
پس از شکست انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹، انگلس به بریتانیا تبعید شد و در نوامبر ۱۸۴۹ به لندن رسید و تا پایان عمر در آن‌جا ماند. او ابتدا با [[کارل مارکس]] (که از ۱۸۴۹ در لندن بود) همکاری کرد و در روزنامه نوین راین (Neue Rheinische Zeitung) نوشت، اما برای تأمین مالی خانواده [[کارل مارکس]] (که در فقر شدید بود)، در ۱۸۵۰ به منچستر بازگشت و در کارخانه خانوادگی ارمن و انگلس کار کرد. انگلس ۲۰ سال (۱۸۵۰–۱۸۷۰) به عنوان تاجر موفق کار کرد؛ زندگی دوگانه‌ای که از آن متنفر بود اما برای حمایت از [[کارل مارکس]] تحمل کرد. او حقوق ماهانه به [[کارل مارکس]] می‌فرستاد تا او بر تحقیق سرمایه تمرکز کند. انگلس شکار روباه با اشراف انگلیسی می‌کرد، اما شب‌ها مقاله می‌نوشت و با [[کارل مارکس]] بحث می‌کرد. در این دوره، انگلس در جنبش کارگری بریتانیا فعال بود: با چارتیست‌ها و اتحادیه‌ها همکاری کرد و کتاب انقلاب و ضد انقلاب در آلمان (۱۸۵۲) را نوشت. او مطالعات نظامی انجام داد و در جنگ کریمه و جنگ داخلی آمریکا مقاله نوشت؛ تخصصی که بعدها در آثارش دیده شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== همکاری نزدیک با [[کارل مارکس]] و انترناسیونال اول (۱۸۶۴–۱۸۷۲) ==
انگلس و [[کارل مارکس]] در لندن خانه‌های نزدیک داشتند و روزانه دیدار می‌کردند و به بحث‌های طولانی در مورد فلسفه، اقتصاد و سیاست می‌پرداختند. انگلس در تأسیس انترناسیونال اول کارگران (۱۸۶۴) نقش داشت و در شورای عمومی فعال بود. او با میخائیل باکونین (آنارشیست) اختلاف داشت و در کنگره لاهه (۱۸۷۲) به اخراج باکونین کمک کرد؛ اختلافی که انترناسیونال را تقسیم کرد. انگلس کتاب مسکن مسئله (۱۸۷۲) را نوشت و از کمون پاریس (۱۸۷۱) دفاع کرد؛ تجربه‌ای که او و [[کارل مارکس]] را به دیکتاتوری پرولتاریا سوق داد. پس از مرگ مری برنز (۱۸۶۳)، انگلس با خواهرش لیزی زندگی کرد و در ۱۸۷۸ با او ازدواج کرد (کوتاه پیش از مرگ لیزی). انگلس زندگی خصوصی آزاد داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد.<ref name="hunt"/><ref name="green"/>
== آثار عمده و توسعه مارکسیسم (۱۸۷۰–۱۸۸۳) ==
در ۱۸۷۰، انگلس تجارت را ترک کرد و به لندن بازگشت تا تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. کتاب آنتی دورینگ (Herr Eugen Dühring's Revolution in Science, ۱۸۷۸) شاهکار او بود – نقد جامع دورینگ که دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و سوسیالیسم علمی را تبیین کرد. بخش‌هایی از آن به سوسیالیسم آرمان‌شهری و سوسیالیسم علمی تبدیل شد؛ متن کلاسیک مارکسیسم.


انگلس در دیالکتیک طبیعت (نوشته ۱۸۷۳–۱۸۸۳، منتشر ۱۹۲۵) دیالکتیک هگلی را به طبیعت اعمال کرد و ماتریالیسم دیالکتیکی را توسعه داد. او با دانشمندان (مانند داروین) مکاتبه داشت و از تکامل دفاع کرد. پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه را بر عهده گرفت؛ کاری که سال‌ها طول کشید و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.<ref name="carver" /><ref name="britannica" />
استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در [[رژیم پهلوی]] بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.</ref>
== دوران پس از مرگ [[کارل مارکس]] و رهبری جنبش سوسیالیستی (۱۸۸۳–۱۸۹۵) ==
== زندگی پس از نخست‌وزیری ==
[[پرونده:کارل مارکس و فریدریش انگلس .jpg|جایگزین=کارل مارکس و فریدریش انگلس|بندانگشتی|کارل مارکس و فریدریش انگلس]]
پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در [[رژیم پهلوی]] نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست [[محمدرضا شاه]] شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.</ref>
پس از مرگ [[کارل مارکس]] در مارس ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین حفظ و گسترش مارکسیسم را بر عهده گرفت. او جلد دوم (۱۸۸۵) و سوم (۱۸۹۴) سرمایه را از دست‌نوشته‌های پیچیده [[کارل مارکس]] ویرایش و منتشر کرد؛ این امر بدون انگلس شاید ممکن نبود. انگلس مقدمه‌های تحلیلی نوشت و نظریه ارزش اضافی را روشن کرد. انگلس رهبر معنوی سوسیال دموکرات‌های آلمان (SPD) و انترناسیونال دوم (تأسیس ۱۸۸۹) شد. او با ادوارد برنشتاین، آگوست ببل و کارل کائوتسکی مکاتبه داشت و از رشد حزب دفاع کرد. انگلس در نامه‌هایش (مانند نامه به بلوخ، ۱۸۹۰) ماتریالیسم تاریخی را توضیح داد: "پایه اقتصادی تعیین‌کننده است، اما روبنا نیز تأثیر دارد." در آخرین سال‌ها، انگلس با الیزابت برنز (خواهر لیزی) زندگی کرد و خانه‌اش در لندن مرکز روشنفکران سوسیالیست بود. او با جنبش‌های کارگری بریتانیا، فرانسه و آمریکا ارتباط داشت و از فابیان‌ها انتقاد کرد.<ref name="hunt" /><ref name="carver" /><ref name="britannica" />
 
== آثار نهایی و سهم در فمینیسم و خانواده ==
در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.</ref>
در دهه آخر، انگلس منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (Der Ursprung der Familie, des Privateigentums und des Staats, ۱۸۸۴) را نوشت. بر اساس یادداشت‌های [[کارل مارکس]] از مورگان. او استدلال کرد که خانواده تک‌همسری بورژوایی از مالکیت خصوصی ناشی می‌شود و سرکوب زنان را تداوم می‌بخشد. انگلس پیش‌بینی کرد سوسیالیسم خانواده را آزاد خواهد کرد و برابری جنسیتی برقرار می‌شود. انگلس مقدمه جدیدی برای مانیفست کمونیست (۱۸۹۰) نوشت و رشد سرمایه‌داری انحصاری را تحلیل کرد. او مقالات نظامی و تاریخی متعدد نوشت و با داروینیسم اجتماعی به مقابله برخاست.<ref name="green"/><ref name="carver"/>
 
== مرگ و مراسم تشییع (۱۸۹۵) ==
== انقلاب ضدسلطنتی و تبعید ==
انگلس در اوت ۱۸۹۵ بر اثر سرطان حنجره درگذشت. در مراسمی ساده با  حضور سوسیالیست‌‌های جهان -طبق وصیتش- جسد سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد.  الیانور مارکس (دختر [[کارل مارکس]]) و دیگران سخنرانی کردند.
با پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]] در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.<ref>Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.</ref>
مرگ انگلس پایان عصر بنیان‌گذاران مارکسیسم بود، اما آثارش زنده ماند.<ref name="hunt"/><ref name="britannica"/>
 
== میراث فریدریش انگلس و ارزیابی تاریخی ==
در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.<ref>The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.</ref>
میراث انگلس عظیم است: او مارکسیسم را از ایده‌های [[کارل مارکس]] به نظریه سیستماتیک تبدیل کرد و با ویرایش سرمایه، آن را به نسل بعدی رساند. کتاب‌هایش مانند ضد دورینگ و منشأ خانواده پایه مارکسیسم-لنینیسم شدند و بر انقلاب‌های روسیه، چین و کوبا تأثیر گذاشتند. انگلس رشد طبقه کارگر، بحران‌های سرمایه‌داری و نیاز به انقلاب را پیش‌بینی کرد؛ پیش‌بینی‌هایی که تا حدی درست بودند. او در فمینیسم، مطالعات خانواده و نقد ایدئولوژی سهم داشت. انتقادها شامل ساده‌سازی دیالکتیک (پوزیتیویسم انگلس) و تأثیر بر استالینیسم است. برخی او را "دومین" [[کارل مارکس]] می‌دانند، اما پژوهش‌های جدید (مانند هانت) او را نظریه‌پرداز مستقل با سهم برابر نشان می‌دهند. انگلس با زندگی دوگانه (تاجر و انقلابی)، دوستی عمیق با [[کارل مارکس]] و حمایت بی‌قیدوشرط، نماد تعهد به آرمان سوسیالیستی است. <ref name="carver"/><ref name="green"/><ref name="britannica"/>
 
== منابع ==
== مرگ و میراث ==
=== بیوگرافی‌ها ===
علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه [[انقلاب سفید]] شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.</ref>
 
== سوابق و سمت‌های علی امینی ==
 
معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)
 
وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)
 
سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)
 
نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)
 
رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)<ref>Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.</ref>
== لینک‌های بیرونی ==
 
خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد
بیوگرافی در Encyclopædia Britannica
 
مقاله در Los Angeles Times
 
مرکز بررسی اسناد تاریخی
 
historydocuments.ir


Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.
نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی
Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.
Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.


=== دانشنامه‌ها ===
irdc.ir
Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ...
eaworldview.com


"Friedrich Engels." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels
== منابع ==
<references />


== پانویس ==
Milani, Abbas. ''The Shah''. Palgrave Macmillan, 2011.
{{پانویس}}
Abrahamian, Ervand. ''Iran Between Two Revolutions''. Princeton University Press, 1982.
Milani, Abbas. ''Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran''. Syracuse University Press, 2008.
"Obituary: Ali Amini." ''The Independent'', December 16, 1992.
"Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." ''Los Angeles Times'', December 17, 1992.
Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.