رژیم آخوندها در ایران کانون بنیادگرایی و تروریسم
| رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم | |
|---|---|
روی جلد کتاب «رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم» | |
| نویسنده | مریم رجوی |
| تاریخ نشر | اردیبهشت ۱۳۹۴ مه ۲۰۱۵ |
| موضوع | بنیادگرایی اسلامی، تروریسم، جمهوری اسلامی ایران، سیاست خاورمیانه، برنامهٔ هستهای ایران |
| سبک | غیرداستانی، سیاسی ـ تحلیلی، مجموعه سخنرانی و بیانیه |
| زبان | فارسی |
| نوع رسانه | چاپی و الکترونیکی |
رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم، کتابی از مریم رجوی و مجموعهٔ سه سخنرانی و بیانیهٔ او دربارهٔ منشأ، ماهیت و راههای مقابله با بنیادگرایی اسلامی و تروریسم در خاورمیانه است. این اثر در اردیبهشت ۱۳۹۴، برابر با مه ۲۰۱۵، در ۶۲ صفحه منتشر شد و متن سخنرانیهای رجوی در شورای اروپا، جلسهٔ استماع کمیتهٔ امور خارجی مجلس نمایندگان ایالات متحده و مجلس سنای فرانسه را دربر میگیرد.[۱]
دیدگاه محوری کتاب این است که استقرار نظام ولایت فقیه در ایران، بنیادگرایی مذهبی را برای نخستینبار در دوران معاصر به یک قدرت دولتی تبدیل کرد و امکانات سیاسی، نظامی، مالی و تبلیغاتی یک حکومت را در اختیار گسترش آن قرار داد. مریم رجوی بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران را «کانون» یا مرکز اصلی صدور بنیادگرایی و تروریسم معرفی میکند.[۲]
نویسنده در این کتاب میان بنیادگرایی منسوب به شیعه و سنی تمایز ماهوی قائل نیست و هر دو را اشکالی از یک ایدئولوژی مبتنی بر اجبار دینی، زنستیزی، تبعیض مذهبی، مجازاتهای خشونتآمیز و حکومت مطلقه میداند.
او سیاست استفاده از جمهوری اسلامی و شبهنظامیان وابسته به آن برای مقابله با داعش را رد کرده و آن را جایگزینکردن یک گونهٔ بنیادگرایی با گونهای دیگر توصیف میکند.[۳]
کتاب در کنار تحلیل بنیادگرایی، راهبردی سیاسی برای مقابله با آن پیشنهاد میکند که شامل پایاندادن به نفوذ جمهوری اسلامی در عراق و سوریه، حمایت از نیروهای دموکراتیک منطقه، جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به جنگافزار هستهای، تقویت یک برداشت دموکراتیک و بردبار از اسلام و بهرسمیتشناختن مبارزهٔ مردم ایران برای تغییر حکومت است.[۴]
مطالب کتاب بیانگر دیدگاهها و تحلیل سیاسی مریم رجوی و شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۹۴ است.
انتشار و مشخصات اثر
کتاب «رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم» در اردیبهشت ۱۳۹۴ منتشر شد. زیرعنوان آن چنین است:
«سخنرانیهای مریم رجوی در شورای اروپا، مجلس نمایندگان آمریکا و سنای فرانسه.»[۱]
نسخهٔ الکترونیکی اثر ۶۲ صفحه دارد. پس از صفحهٔ عنوان و فهرست، مقدمهای کوتاه زمان، مکان و زمینهٔ سیاسی سه متن را توضیح میدهد. مطالب کتاب به ترتیب زمانی تنظیم شدهاند و فاصلهٔ ۶ بهمن ۱۳۹۳ تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ را دربر میگیرند.[۵]
هر سه متن در فضای گسترش داعش در عراق و سوریه، حملهٔ ژانویهٔ ۲۰۱۵ به دفتر مجلهٔ شارلی ابدو در پاریس، پیشروی حوثیها در یمن، ادامهٔ جنگ سوریه و مذاکرات هستهای میان جمهوری اسلامی و قدرتهای جهانی ارائه شدهاند.
ساختار کتاب
کتاب از سه متن اصلی تشکیل شده است:
| عنوان | نوع متن | تاریخ و مکان | صفحهٔ آغاز |
|---|---|---|---|
| «استراتژی شکست و پیروزی در برابر بنیادگرایی اسلامی» | سخنرانی در کنفرانس «بحران تروریسم و افراطیگری» | ۶ بهمن ۱۳۹۳، شورای اروپا، استراسبورگ | ۷ |
| بیانیهٔ مریم رجوی به کمیتهٔ امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا | شهادت از طریق ویدئوکنفرانس در جلسهٔ استماع زیرکمیتهٔ تروریسم، منع تکثیر و تجارت | ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، کنگرهٔ آمریکا | ۲۳ |
| «مواضع مقاومت ایران دربارهٔ ستیزهجوییهای رژیم ایران در منطقهٔ خاورمیانه و پروژهٔ تسلیحات اتمی» | سخنرانی در کنفرانس «بنیادگرایی اسلامی از خاورمیانه تا اروپا؛ چالشها و راهحلها» | ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، سنای فرانسه، پاریس | ۵۵ |
زمینهٔ تاریخی
نخستین سخنرانی کتاب حدود سه هفته پس از حملهٔ ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۵ به دفتر مجلهٔ شارلی ابدو در پاریس ایراد شد. مریم رجوی این حمله را جنایتی علیه بشریت و مغایر با روح اسلام معرفی میکند و آن را در بستری گستردهتر از رشد جریانهای بنیادگرا بررسی میکند.[۶]
در آن زمان داعش بخشهایی از عراق و سوریه را در اختیار داشت، جنگ داخلی سوریه ادامه یافته بود و شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق، سوریه و لبنان نقش فزایندهای پیدا کرده بودند. پیشروی حوثیها در یمن نیز نگرانیها دربارهٔ گسترش نفوذ منطقهای حکومت ایران را افزایش داده بود.
همزمان، مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی با گروه ۱+۵ در جریان بود. کتاب، سیاست هستهای حکومت ایران و مداخلات منطقهای آن را دو جزء مرتبط از راهبرد حفظ نظام ولایت فقیه میداند و دربارهٔ توافقی که بدون مهار سیاست منطقهای و نقض حقوق بشر منعقد شود، هشدار میدهد.
رجوی در کتاب یادآوری میکند که مقاومت ایران در سال ۱۳۷۲ با انتشار کتاب بنیادگرایی اسلامی؛ تهدید نوین جهانی دربارهٔ گسترش این پدیده هشدار داده بود. او همچنین به سخنرانی خود در سال ۱۳۷۴ در شهرداری اسلو اشاره میکند که در آن خواهان تشکیل جبههای بینالمللی علیه بنیادگرایی شده بود.[۷]
استراتژی شکست و پیروزی در برابر بنیادگرایی اسلامی
چهار گزارهٔ اصلی
نخستین سخنرانی کتاب با عنوان «استراتژی شکست و پیروزی در برابر بنیادگرایی اسلامی» در ۶ بهمن ۱۳۹۳ در شورای اروپا در استراسبورگ ایراد شد. مریم رجوی در آغاز، چهار گزاره را مبنای تحلیل خود قرار میدهد:
- بنیادگرایی اسلامی در عمل، جنگی گسترشیابنده علیه جامعهٔ بشری است؛
- پیدایش و رشد گروههای بنیادگرا پدیدهای کاملاً خودبهخودی نیست و از وجود یک مرکز دولتی بهره میبرد؛
- بنیادگرایی منسوب به شیعه و سنی از یک ساختار ایدئولوژیک مشترک برخوردار است؛
- پایاندادن به نفوذ جمهوری اسلامی در عراق و سوریه، حلقهٔ اصلی راهبرد مقابله با بنیادگرایی است.[۸]
نویسنده بنیادگرایی را نیرویی ناسازگار با روابط و ارزشهای جهان معاصر توصیف میکند که بقای خود را در گسترش خشونت و درگیری میجوید. او رویدادهایی چون سرکوب در ایران، جنایتهای داعش، اقدامات شبهنظامیان در عراق، جنگ سوریه و حملات تروریستی اروپا را جلوههای متفاوت گسترش افراطیگری مذهبی میداند.[۸]
بنیادگرایی بهعنوان قدرت دولتی
یکی از استدلالهای محوری کتاب این است که جریانهای مذهبی واپسگرا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نیز وجود داشتند، اما استقرار جمهوری اسلامی به آنها مرکز سیاسی، منابع مالی، نیروی نظامی، شبکههای اطلاعاتی و امکان فعالیت بینالمللی بخشید.[۹]
رجوی با اشاره به برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی و وصیتنامهٔ روحالله خمینی، سیاست صدور انقلاب را جزئی از ساختار رسمی نظام معرفی میکند. از دید او، مفاهیمی چون «حمایت از مستضعفان جهان» و «وحدت جهان اسلام» در سیاست عملی حکومت برای توجیه مداخله در کشورهای دیگر به کار رفتهاند.[۹]
کتاب نیروی قدس سپاه پاسداران را ابزار نظامی و عملیاتی این سیاست میداند و فعالیت آن را در عراق، سوریه، لبنان، یمن و برخی مناطق آفریقا بررسی میکند. حزبالله لبنان، گروههای بدر، عصائب اهل حق، کتائب حزبالله و حوثیها از جمله نیروهایی هستند که در متن کتاب وابسته یا نزدیک به جمهوری اسلامی معرفی میشوند.[۱۰]
رابطهٔ جمهوری اسلامی و رشد داعش
کتاب داعش را سازمانی تحت فرمان مستقیم جمهوری اسلامی معرفی نمیکند؛ بلکه استدلال میکند که سیاستهای حکومت ایران و متحدانش شرایط سیاسی و اجتماعی رشد داعش را فراهم کردند.[۱۱]
بر اساس تحلیل رجوی، سرکوب اهل سنت توسط دولت نوری مالکی و شبهنظامیان وابسته به تهران در عراق، موجب افزایش نارضایتی و ازمیانرفتن امکان بسیج عمومی علیه داعش شد. در سوریه نیز حمایت سپاه پاسداران از حکومت بشار اسد و کشتار مخالفان میانهرو، فضای لازم برای گسترش نیروهای افراطی را ایجاد کرد.[۱۱]
نویسنده همچنین مدعی است که جمهوری اسلامی از فعالیت گروههای افراطی سنی سود سیاسی میبرد؛ زیرا ظهور این گروهها به حکومت ایران امکان میدهد خود را نیرویی ضروری برای مقابله با تروریسم معرفی کند و مداخلات منطقهای خود را مشروع جلوه دهد.
یگانگی بنیادگرایی شیعه و سنی
مریم رجوی تقسیم بنیادگرایی به دو نوع ماهیتاً متفاوت شیعه و سنی را رد میکند. از دید او، اختلافهای مذهبی این دو جریان در مقایسه با ویژگیهای مشترک سیاسی و اجتماعی آنها جنبهای فرعی دارد.[۳]
ویژگیهای مشترک مورد اشاره در کتاب عبارتاند از:
- تحمیل دین و عقیده با استفاده از قدرت حکومتی یا نیروی مسلح؛
- نفی حاکمیت و انتخاب آزاد مردم؛
- تبعیض علیه زنان و محدودکردن حضور آنان در جامعه؛
- سرکوب پیروان ادیان و مذاهب دیگر؛
- استفاده از مجازاتهای خشن با عنوان اجرای شریعت؛
- ایجاد حکومت مطلقه به نام خلیفه یا ولی فقیه؛
- استفاده از خشونت و تروریسم برای گسترش نفوذ سیاسی.[۳]
کتاب این ویژگیها را مغایر «اسلام دموکراتیک و بردبار» میداند. نویسنده تأکید میکند که بنیادگرایی را نباید نمایندهٔ حقیقت تشیع یا تسنن تلقی کرد.
نقد استفاده از بنیادگرایی شیعه علیه داعش
در زمان انتشار کتاب، شماری از دولتها و تحلیلگران غربی مشارکت جمهوری اسلامی و شبهنظامیان وابسته به آن را در جنگ با داعش مفید میدانستند. رجوی این سیاست را «از چاله به چاه افتادن» مینامد.[۱۲]
او استدلال میکند که میداندادن به سپاه قدس و شبهنظامیان عراقی وابسته به تهران، تبعیض مذهبی و پاکسازی قومی را افزایش میدهد و در نتیجه زمینهٔ اجتماعی بازتولید داعش یا گروههایی مشابه آن را فراهم میکند.
کتاب هرگونه مشارکت جمهوری اسلامی در ائتلاف بینالمللی علیه داعش را بخشی از «استراتژی شکست» میداند. از نظر نویسنده، چنین سیاستی به تقویت یکی از سرچشمههای بنیادگرایی برای مقابله با یکی دیگر از نمودهای همان پدیده میانجامد.
صدور بحران بهعنوان نیاز داخلی حکومت
در تحلیل کتاب، مداخلات خارجی جمهوری اسلامی نتیجهٔ قدرت و ثبات آن نیست، بلکه از ضعف داخلی و فقدان مشروعیت سیاسی ناشی میشود. رجوی میگوید حکومت برای جلوگیری از تمرکز جامعه بر بحرانهای داخلی، جنگ، تروریسم و بحران را به خارج از مرزها صادر میکند.[۱۳]
او سخنی از علی شمخانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، نقل میکند که مداخله در عراق را راهی برای جلوگیری از انتقال درگیری به شهرهای ایران دانسته بود. کتاب این سخن را تأییدی بر پیوند سیاست منطقهای با حفظ حکومت در تهران تلقی میکند.[۱۳]
سیاست هستهای
مریم رجوی نرمش دولتهای غربی در برابر برنامهٔ هستهای جمهوری اسلامی را عامل دیگری در شکست راهبرد مقابله با بنیادگرایی میداند. او هشدار میدهد که دستیابی یک حکومت مذهبی و مداخلهگر به جنگافزار هستهای، بیثباتی منطقه را افزایش خواهد داد.[۱۴]
کتاب با سیاست مبادلهٔ امتیاز در عراق یا سوریه در برابر عقبنشینی هستهای مخالفت میکند. از دید نویسنده، تقویت نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه نهتنها موجب صرفنظرکردن آن از برنامهٔ هستهای نمیشود، بلکه موقعیت حکومت را برای ادامهٔ این برنامه تقویت میکند.
راهبرد پیشنهادی
در پایان نخستین سخنرانی، چهار محور برای مقابله با بنیادگرایی پیشنهاد میشود:
- پایاندادن به مداخلهٔ جمهوری اسلامی در سوریه و حمایت از مردم این کشور برای کنارزدن حکومت بشار اسد؛
- اخراج سپاه قدس و شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی از عراق؛
- تقویت یک برداشت دموکراتیک و بردبار از اسلام در برابر قرائتهای بنیادگرایانه؛
- بهرسمیتشناختن مبارزهٔ مردم ایران و شورای ملی مقاومت ایران برای تغییر حکومت.[۱۵]
رجوی تأکید میکند که مبارزهٔ نظامی و اطلاعاتی با گروههای تروریستی، بدون مقابله با ریشههای سیاسی و ایدئولوژیک آنها، به قطع شاخهها بدون ازمیانبردن ریشه میماند.
بیانیه به مجلس نمایندگان آمریکا
جلسهٔ استماع
دومین بخش کتاب متن بیانیهٔ مریم رجوی برای جلسهٔ رسمی استماع زیرکمیتهٔ تروریسم، منع تکثیر و تجارت وابسته به کمیتهٔ امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا است. این بیانیه در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴، برابر با ۲۹ آوریل ۲۰۱۵، از طریق ویدئوکنفرانس ارائه شد.[۱۶]
عنوان رسمی جداگانهای برای این بخش در فهرست نیامده و از آن با عبارت «بیانیهٔ مریم رجوی به کمیتهٔ خارجی مجلس نمایندگان آمریکا» یاد شده است. این متن مفصلترین بخش کتاب است و تحلیل نخستین سخنرانی را با جزئیات بیشتری دربارهٔ تاریخ جمهوری اسلامی، زنان، سیاست هستهای، وضعیت اقتصادی ایران و برنامهٔ مقاومت گسترش میدهد.
خاستگاه بنیادگرایی معاصر
رجوی در این بیانیه، استقرار نظام ولایت فقیه پس از انقلاب ۱۳۵۷ را نقطهٔ عطفی در تاریخ بنیادگرایی معاصر میداند. در روایت کتاب، خمینی با بهرهگیری از سرکوب جنبشهای دموکراتیک در دورهٔ پهلوی و خلأ نیروهای سازمانیافته، رهبری انقلاب را تصاحب کرد و نظامی پدید آورد که قدرت سیاسی و مذهبی را در یک ساختار متمرکز ادغام میکرد.[۱۷]
کتاب هدف حکومت بنیادگرا را اجرای اجباری شریعت و ایجاد یک قدرت مطلقه معرفی میکند. ولایت مطلقهٔ فقیه در این تحلیل صورت شیعی همان الگویی است که برخی جریانهای بنیادگرای سنی آن را خلافت مینامند.
رجوی سرکوب احزاب و مطبوعات، تعطیلی دانشگاهها در جریان انقلاب فرهنگی، اعدام مخالفان، اعمال حجاب اجباری و تبعیض علیه اقلیتهای قومی و دینی را از نخستین پیامدهای استقرار این نظام برمیشمارد.[۱۷]
زنستیزی
بخش قابلتوجهی از بیانیه به جایگاه زنستیزی در ایدئولوژی بنیادگرایی اختصاص دارد. مریم رجوی کنترل زنان، تحمیل حجاب و حذف آنان از رهبری سیاسی و اجتماعی را از ارکان حکومت دینی میداند.[۱۸]
از نظر نویسنده، بنیادگرایی تنها مجموعهای از عقاید مذهبی نیست، بلکه نظامی سیاسی و اجتماعی برای تثبیت سلطه است. محدودکردن زنان نیز وسیلهای برای کنترل تمام جامعه و بازتولید روابط استبدادی قلمداد میشود.
کتاب در برابر این رویکرد، حضور زنان در رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت را نمادی از مبارزه با بنیادگرایی معرفی میکند. این بخش بازتابدهندهٔ روایت رسمی مقاومت ایران از نقش زنان در ساختار آن است.
سرکوب داخلی و مداخلهٔ خارجی
بیانیه میان سرکوب داخلی و صدور تروریسم رابطهای متقابل برقرار میکند. به گفتهٔ رجوی، حکومتی که در داخل به اعدام، شکنجه، تبعیض مذهبی و سرکوب زنان متکی است، در خارج نیز از شبهنظامیان، ترور و بحرانسازی برای حفظ قدرت استفاده میکند.[۱۹]
فعالیتهای سپاه پاسداران و نیروی قدس در لبنان، عراق، سوریه و یمن در این چارچوب بررسی میشوند. کتاب همچنین به شماری از عملیاتها و پروندههای تروریستی منتسب به جمهوری اسلامی در خارج از ایران اشاره میکند.
عراق
مریم رجوی نفوذ حکومت ایران در عراق پس از حملهٔ آمریکا در سال ۲۰۰۳ را یکی از عوامل اصلی فروپاشی تعادل سیاسی و رشد درگیری مذهبی میداند. او دولت نوری مالکی را وابسته به تهران معرفی کرده و سیاستهای آن علیه اهل سنت را زمینهساز قدرتگیری داعش میخواند.[۲۰]
راهحل پیشنهادی کتاب برای عراق شامل اخراج نیروی قدس و شبهنظامیان وابسته، مشارکت واقعی اهل سنت در قدرت سیاسی و واگذاری امنیت محلی به نیروهای بومی و عشایر است.
کتاب همچنین وضعیت اعضای سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی را بخشی از پیامدهای نفوذ جمهوری اسلامی در عراق میداند و آمریکا و سازمان ملل را به کوتاهی در حفاظت از آنان متهم میکند.
سوریه
در موضوع سوریه، کتاب حکومت بشار اسد و جمهوری اسلامی را دو عامل اصلی ادامهٔ جنگ معرفی میکند. رجوی میگوید سرکوب مخالفان میانهرو و حمله به مردم معترض، فضای لازم برای رشد داعش را فراهم کرد.[۲۱]
وی سیاستی را که مبارزه با داعش را بدون پایاندادن به حکومت اسد دنبال میکند، ناکارآمد میداند. از دید نویسنده، حمایت از اپوزیسیون دموکراتیک سوریه و پایاندادن به حضور سپاه پاسداران، لازمهٔ شکست بنیادگرایی در این کشور است.
یمن و لبنان
کتاب حزبالله لبنان و حوثیهای یمن را از ابزارهای منطقهای جمهوری اسلامی معرفی میکند. رجوی بر این باور است که منابع مالی، تسلیحاتی و سیاسی این گروهها بخشی از شبکهای است که از تهران هدایت میشود.[۲۲]
پیشروی حوثیها در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ در کتاب نه صرفاً بحرانی داخلی، بلکه بخشی از سیاست گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه توصیف شده است.
برنامهٔ هستهای و مذاکرات
بخش دیگری از بیانیه به برنامهٔ هستهای جمهوری اسلامی و مذاکرات وقت اختصاص دارد. رجوی این برنامه را نتیجهٔ یک تصمیم راهبردی حکومتی و مرتبط با تلاش برای حفظ قدرت و کسب برتری منطقهای معرفی میکند.[۲۳]
او هشدار میدهد که توافقی مبتنی بر امتیازدهی، بدون برچیدن زیرساختهای حساس و بازرسی مؤثر، مانع دستیابی حکومت به جنگافزار هستهای نخواهد شد. کتاب خواهان اجرای کامل قطعنامههای شورای امنیت، بازرسی از مراکز مشکوک و پایاندادن به غنیسازی و پروژههای مرتبط با جنگافزار هستهای است.
دیدگاههای این بخش به مرحلهای از مذاکرات مربوط است که چند ماه بعد به امضای برنامه جامع اقدام مشترک انجامید؛ از این رو، مطالب کتاب سندی از موضع مقاومت ایران پیش از انعقاد برجام نیز به شمار میرود.
بحرانهای اقتصادی و اجتماعی
در بیانیه، سیاستهای منطقهای و هستهای حکومت در پیوند با وضعیت اقتصادی ایران بررسی میشوند. رجوی استدلال میکند که منابع کشور بهجای بهبود زندگی مردم، صرف نهادهای نظامی، امنیتی و مداخلات خارجی شدهاند.[۲۴]
کتاب از فقر، بیکاری، کاهش قدرت خرید، فساد ساختاری و اعتراضهای کارگران و معلمان سخن میگوید و افزایش بودجهٔ سپاه پاسداران را در برابر مشکلات معیشتی جامعه قرار میدهد.
نویسنده مدعی است که نارضایتیهای اجتماعی و اعتراضهای صنفی نشان میدهند نمایش قدرت منطقهای جمهوری اسلامی با ضعف و بیثباتی آن در داخل همراه است.
رد اصلاحطلبی درون حکومت
مریم رجوی در این کتاب، تقسیم ساختار جمهوری اسلامی به «میانهرو» و «تندرو» را گمراهکننده میداند. او حسن روحانی و دیگر مدعیان اعتدال را در حفظ ولایت فقیه، سرکوب داخلی و سیاست منطقهای شریک جناحهای دیگر معرفی میکند.[۲۵]
از نظر نویسنده، اختلافهای درونی حکومت بر سر روشها و سهم قدرت است و به تغییر اصولی چون حاکمیت ولی فقیه، بقای نظام و نقش سپاه پاسداران منجر نمیشود.
معرفی شورای ملی مقاومت
در صفحات پایانی بیانیه، مریم رجوی شورای ملی مقاومت ایران را جایگزین دموکراتیک جمهوری اسلامی معرفی میکند. کتاب این شورا را ائتلافی متشکل از نیروهای گوناگون سیاسی میداند که بیش از نیمی از اعضای آن را زنان تشکیل میدهند و هدف آن استقرار جمهوری کثرتگرا بر پایهٔ جدایی دین و دولت است.[۲۶]
بر اساس متن، پس از تغییر حکومت، یک دولت موقت ششماهه وظیفه خواهد داشت انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان را زیر نظارت بینالمللی برگزار کند. مجلس مؤسسان نیز باید قانون اساسی جمهوری جدید را تدوین و تا تصویب آن کشور را اداره کند.[۲۶]
طرح دهمادهای
در پایان بیانیه، طرح دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران آمده است. محورهای آن عبارتاند از:
- جمهوری مبتنی بر رأی عمومی؛
- نظام کثرتگرا، آزادی احزاب، اجتماعات، رسانهها و اینترنت؛
- لغو مجازات اعدام؛
- جدایی دین و دولت و منع تبعیض مذهبی؛
- برابری کامل زنان و مردان؛
- نظام قضایی مستقل و مبتنی بر دادرسی عادلانه؛
- رعایت اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و حقوق ملیتهای ایران؛
- بهرسمیتشناختن مالکیت خصوصی، بازار آزاد و حفاظت از محیط زیست؛
- همزیستی مسالمتآمیز و احترام به منشور ملل متحد؛
- ایران غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی.[۲۷]
ذکر طرح دهمادهای در این کتاب برای نشاندادن بدیل پیشنهادی نویسنده در برابر نظام بنیادگرای دینی صورت گرفته است.
سخنرانی در سنای فرانسه
سومین بخش کتاب، سخنرانی مریم رجوی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ در مجلس سنای فرانسه است. این سخنرانی در کنفرانسی با عنوان «بنیادگرایی اسلامی از خاورمیانه تا اروپا؛ چالشها و راهحلها» ایراد شد.[۲۸]
موضوع آن «مواضع مقاومت ایران دربارهٔ ستیزهجوییهای رژیم ایران در منطقهٔ خاورمیانه و پروژهٔ تسلیحات اتمی» است. این بخش، استدلالهای دو متن قبلی را بهطور فشرده جمعبندی میکند و بر رابطهٔ سیاست منطقهای، بنیادگرایی و برنامهٔ هستهای جمهوری اسلامی تمرکز دارد.
رجوی در این سخنرانی، توافق هستهای بدون توجه به نقش منطقهای و وضعیت حقوق بشر در ایران را ناکافی میداند. او تأکید میکند که حکومت ایران نباید بهعنوان شریک مبارزه با داعش پذیرفته شود؛ زیرا از دید او، خود یکی از عوامل گسترش بنیادگرایی و درگیری مذهبی در منطقه است.[۲۸]
سخنرانی همچنین از دولت فرانسه و کشورهای اروپایی میخواهد سیاستی قاطع در برابر برنامهٔ هستهای، حمایت از بشار اسد، فعالیت شبهنظامیان و سرکوب مردم ایران اتخاذ کنند.
مفهوم بنیادگرایی در کتاب
کتاب بنیادگرایی را صرفاً پایبندی شدید به باورهای مذهبی یا سنتی تعریف نمیکند. این اصطلاح در اثر به ایدئولوژی و جنبشی سیاسی اشاره دارد که دین را وسیلهای برای تصرف قدرت، حذف حاکمیت مردم و تحمیل مجموعهای از قوانین اجباری میکند.
ویژگیهای بنیادگرایی در تحلیل کتاب عبارتاند از:
| حوزه | ویژگی |
|---|---|
| حکومت | تمرکز قدرت در دست یک رهبر مذهبی با عنوان ولی فقیه یا خلیفه |
| جامعه | نفی کثرتگرایی، آزادی احزاب و مشارکت آزاد مردم |
| زنان | زنستیزی، تبعیض حقوقی و محدودکردن مشارکت اجتماعی |
| دین | تحمیل عقیده و شریعت با استفاده از زور |
| اقلیتها | تبعیض و سرکوب پیروان مذاهب، ادیان و ملیتهای دیگر |
| مجازات | استفاده از اعدام، سنگسار، قطع عضو و مجازاتهای بدنی |
| سیاست خارجی | صدور بحران، حمایت از شبهنظامیان و استفاده از تروریسم |
| تبلیغات | بهرهبرداری از احساسات دینی برای کسب مشروعیت سیاسی |
در مقابل این الگو، نویسنده از «اسلام دموکراتیک و بردبار» سخن میگوید که آزادی انتخاب، حاکمیت مردم، برابری زنان و مردان، جدایی دین از دولت و همزیستی مذاهب را به رسمیت میشناسد.
اسلام دموکراتیک بهعنوان بدیل
کتاب مبارزه با بنیادگرایی را تنها یک مسئلهٔ نظامی و امنیتی نمیداند. رجوی معتقد است تا زمانی که یک بدیل فکری و فرهنگی در برابر تفسیر افراطی از اسلام عرضه نشود، شکست نظامی گروههایی مانند داعش به ازمیانرفتن بنیادگرایی منجر نخواهد شد.[۲۹]
او سازمان مجاهدین خلق را نمایندهٔ یک برداشت دموکراتیک از اسلام معرفی میکند و مقاومت این سازمان در برابر حکومت ولایت فقیه را نمونهٔ عملی رویارویی اسلام دموکراتیک با بنیادگرایی میداند. این توصیف بیانگر موضع نویسنده و روایت رسمی سازمان مجاهدین از هویت ایدئولوژیک خود است.
بر اساس کتاب، جدایی دین از دولت به معنای مخالفت با دین نیست، بلکه تضمینی برای آزادی دین و جلوگیری از استفادهٔ حکومت از قدرت مذهبی است. در این برداشت، مسلمانان میتوانند در سیاست مشارکت داشته باشند، اما هیچ فرد یا نهادی نمیتواند به نام خدا حاکمیت مردم را سلب کند.
نقد سیاست مماشات
«مماشات» یکی از واژگان کلیدی کتاب است. رجوی این اصطلاح را برای توصیف سیاست دولتهایی به کار میبرد که برای رسیدن به توافق هستهای، حفظ روابط اقتصادی یا مدیریت بحرانهای منطقهای، از رویارویی با جمهوری اسلامی خودداری میکنند.
به اعتقاد نویسنده، پیامدهای این سیاست عبارتاند از:
- گسترش نفوذ نیروی قدس و شبهنظامیان وابسته به آن؛
- تضعیف نیروهای دموکراتیک و میانهرو در منطقه؛
- تشدید نزاعهای مذهبی؛
- فراهمشدن زمینهٔ رشد داعش؛
- ادامهٔ برنامهٔ هستهای حکومت ایران؛
- نادیدهگرفتن نقض حقوق بشر در داخل ایران؛
- افزایش فشار بر سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت.[۳۰]
کتاب سیاست مناسب را ترکیبی از فشار سیاسی و اقتصادی، جلوگیری از دخالت منطقهای، حمایت از نیروهای دموکراتیک و بهرسمیتشناختن حق مردم ایران برای تغییر حکومت میداند.
راهحلهای پیشنهادی
در بیانیهٔ مجلس نمایندگان آمریکا، پنج اقدام عملی برای مقابله با بنیادگرایی پیشنهاد شده است:
- اخراج کامل نیروی قدس و پایاندادن به نفوذ جمهوری اسلامی در عراق، همراه با مشارکت واقعی اهل سنت در قدرت؛
- کمک به اپوزیسیون میانهرو و مردم سوریه برای پایاندادن به حکومت بشار اسد و استقرار دموکراسی؛
- بهرسمیتشناختن ارادهٔ مردم ایران برای تغییر حکومت و مقابله با نقض حقوق بشر؛
- تقویت اسلام دموکراتیک و بردبار در برابر تفسیرهای بنیادگرایانه؛
- مسدودکردن همهٔ مسیرهای دستیابی جمهوری اسلامی به جنگافزار هستهای.[۳۱]
این راهحلها نشان میدهند که کتاب مسئلهٔ بنیادگرایی را ترکیبی از عوامل ایدئولوژیک، سیاسی، نظامی و بینالمللی میداند.
زبان و شیوهٔ استدلال
اثر در قالب سخنرانی و بیانیهٔ سیاسی نوشته شده و زبان آن خطابی، اقناعی و در مواردی جدلی است. کاربرد اصطلاحهایی چون «فاشیسم دینی»، «رژیم آخوندها»، «کانون بنیادگرایی» و «مماشات» بازتابدهندهٔ موضع اپوزیسیونی نویسنده است.
شیوهٔ استدلال کتاب بر ترکیب تجربهٔ سیاسی مقاومت ایران، رویدادهای خاورمیانه، اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی و گزارشهای رسانهای استوار است. در بخش بیانیهٔ مجلس نمایندگان آمریکا، برای شماری از آمارها و نقلقولها پاورقی و مأخذ ارائه شده است.
هدف اصلی اثر، اثبات یک تز سیاسی مشخص و ارائهٔ راهبرد مقاومت ایران برای مقابله با این پدیده است.
اهمیت اثر
اهمیت این کتاب در مجموعهٔ آثار مریم رجوی، در صورتبندی منسجم دیدگاه او دربارهٔ پیوند میان سه موضوع است:
- ساختار ولایت فقیه در داخل ایران؛
- گسترش بنیادگرایی و شبهنظامیان در خاورمیانه؛
- برنامهٔ هستهای جمهوری اسلامی.
کتاب همچنین تمایز میان اسلام و بنیادگرایی را یکی از ارکان راهبرد مقابله با افراطیگری میداند. در این چارچوب، مقاومت ایران خود را نه جنبشی ضداسلامی، بلکه نمایندهٔ قرائتی دموکراتیک از اسلام و آنتیتز سیاسی و فرهنگی ولایت فقیه معرفی میکند.
ارائهٔ بیانیه در جلسهٔ استماع مجلس نمایندگان آمریکا و سخنرانیها در شورای اروپا و سنای فرانسه، به اثر جنبهای سندی دربارهٔ فعالیتهای بینالمللی شورای ملی مقاومت در سال ۱۳۹۴ میدهد.
جایگاه در آثار مریم رجوی
«رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم» در امتداد سخنرانیها و نوشتههای مریم رجوی دربارهٔ اسلام دموکراتیک، جدایی دین از دولت، حقوق زنان و سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار دارد.
موضوعات آن با کتابهای آزادی گوهر حقیقی اسلام، ایران بدون اعدام، زنان در رهبری سیاسی و آثاری که طرح دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران را تشریح میکنند، ارتباط دارد.
در حالی که «آزادی گوهر حقیقی اسلام» بیشتر بر مبانی دینی آزادی و رواداری تمرکز دارد، اثر حاضر بنیادگرایی را در سطح حکومت، روابط بینالمللی، جنگهای منطقهای و سیاست هستهای بررسی میکند.
گزیدهای از دیدگاههای کتاب
«بنیادگرایی اسلامی یک ایدئولوژی زهرآگین واحد است و انواع شیعه و سنی ندارد.»[۸]
«رژیم ملاها بخشی از راهحل بنیادگرایی نیست، بلکه قلب مشکل است.»[۳۱]
«تأکید بر یک برداشت دموکراتیک و بردبار از اسلام در مقابل برداشتهای بنیادگرایانه، اعم از شیعه یا سنی» یکی از اجزای راهبرد پیشنهادی کتاب است.[۱۵]
جستارهای وابسته
- مریم رجوی
- شورای ملی مقاومت ایران
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- بنیادگرایی اسلامی
- تروریسم
- ولایت فقیه
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
- نیروی قدس سپاه پاسداران
- دخالت جمهوری اسلامی ایران در سوریه
- دخالت جمهوری اسلامی ایران در عراق
- برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران
- برنامه جامع اقدام مشترک
- داعش
- حزبالله لبنان
- حوثیها
- بشار اسد
- اسلام دموکراتیک
- جدایی دین از دولت
- طرح دهمادهای مریم رجوی برای آینده ایران
- آزادی گوهر حقیقی اسلام
- ایران بدون اعدام
- کمپ لیبرتی
- قرارگاه اشرف
پیوند به بیرون
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مریم رجوی، رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم، اردیبهشت ۱۳۹۴، صفحهٔ عنوان و صص. ۳–۵.
- ↑ همان، صص. ۷–۱۲.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ همان، صص. ۱۳–۱۵.
- ↑ همان، صص. ۱۷–۲۰ و ۲۵–۲۶.
- ↑ همان، صص. ۳–۵.
- ↑ همان، صص. ۷–۹.
- ↑ همان، ص. ۸.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ همان، صص. ۸–۹.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ همان، صص. ۱۰–۱۳.
- ↑ همان، صص. ۱۰–۱۲.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ همان، صص. ۱۲–۱۳.
- ↑ همان، صص. ۱۳–۱۶.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ همان، صص. ۱۴–۱۵.
- ↑ همان، صص. ۱۵–۱۷.
- ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ همان، صص. ۱۷–۲۰.
- ↑ همان، صص. ۲۳–۲۶.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ همان، صص. ۲۷–۳۰.
- ↑ همان، صص. ۲۸–۳۲.
- ↑ همان، صص. ۳۲–۳۸.
- ↑ همان، صص. ۳۵–۴۰.
- ↑ همان، صص. ۴۰–۴۳.
- ↑ همان، صص. ۳۷–۴۴.
- ↑ همان، صص. ۴۲–۴۷.
- ↑ همان، صص. ۴۷–۵۰.
- ↑ همان، صص. ۴۹–۵۰.
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ همان، صص. ۵۰–۵۲.
- ↑ همان، صص. ۵۰–۵۲.
- ↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ همان، صص. ۵۵–۶۲.
- ↑ همان، صص. ۱۷–۱۸ و ۲۵–۲۶.
- ↑ همان، صص. ۱۵–۲۰ و ۴۲–۴۷.
- ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ همان، صص. ۲۵–۲۶.
- کتابهای مریم رجوی
- کتابهای فارسی
- کتابهای ۱۳۹۴
- کتابهای ۲۰۱۵ میلادی
- کتابهای سیاسی
- کتابها درباره بنیادگرایی
- کتابها درباره تروریسم
- کتابها درباره جمهوری اسلامی ایران
- آثار مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران
- بنیادگرایی اسلامی
- تروریسم در جمهوری اسلامی ایران
- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
- برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران