انقلاب صنعتی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی |نام رویداد= انقلاب صنعتی |تصویر=انقلاب صنعتی.JPG |عرض تصویر=350پیکسل |زیرنویس=گسترش کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و تولید صنعتی از مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب صنعتی بود |عناوین دیگر= انقلاب صنعتی اول، نخستین انقلاب صنعتی |...» ایجاد کرد
 
 
خط ۶۶۳: خط ۶۶۳:
* [[جامعه‌شناسی تاریخی]]
* [[جامعه‌شناسی تاریخی]]


== منابع == <references />
== منابع ==  
<references />


== کتاب‌شناسی ==
== کتاب‌شناسی ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۹

انقلاب صنعتی
گسترش کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و تولید صنعتی از مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب صنعتی بود
انقلاب صنعتی اول، نخستین انقلاب صنعتی
عاملان مخترعان، صنعتگران، کارآفرینان، سرمایه‌گذاران، کارگران و تحولات علمی، فنی و اقتصادی اروپا
مکان آغاز در بریتانیا و سپس گسترش به اروپای غربی، ایالات متحده و دیگر مناطق جهان
زمان از حدود نیمهٔ دوم سدهٔ هجدهم تا میانهٔ سدهٔ نوزدهم؛ با تداوم صنعتی‌شدن در دوره‌های بعد
نتیجه گذار از اقتصاد عمدتاً کشاورزی و تولید دستی به تولید ماشینی و کارخانه‌ای؛ گسترش شهرنشینی، سرمایه‌داری صنعتی و طبقهٔ کارگر؛ افزایش چشمگیر ظرفیت تولید و دگرگونی ساختار اقتصادی و اجتماعی

انقلاب صنعتی (به انگلیسی: Industrial Revolution) نام مجموعه‌ای از تحولات اقتصادی، فنی و اجتماعی است که از نیمهٔ دوم سدهٔ هجدهم ابتدا در بریتانیا آغاز شد و سپس به بخش‌های دیگر اروپا، آمریکای شمالی و سرانجام نقاط گوناگون جهان گسترش یافت. این تحولات شیوهٔ تولید، حمل‌ونقل، مصرف، کار، ساختار طبقاتی، شهرنشینی و روابط اقتصادی جوامع را دگرگون کرد و یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در شکل‌گیری جهان مدرن به‌شمار می‌رود.

پیش از انقلاب صنعتی، بخش بزرگی از جمعیت اروپا در روستاها زندگی می‌کرد و کشاورزی مهم‌ترین فعالیت اقتصادی بود. بسیاری از کالاها در خانه‌ها یا کارگاه‌های کوچک و با ابزارهای دستی تولید می‌شدند. انقلاب صنعتی این الگو را به‌تدریج تغییر داد. ماشین‌آلات، نیروی بخار، کارخانه، تولید انبوه و تقسیم پیچیده‌تر کار جایگاه فزاینده‌ای در اقتصاد یافتند و تولید کالاها به میزانی افزایش یافت که در دوره‌های پیشین امکان‌پذیر نبود. پژوهش‌های تاریخی دربارهٔ رشد اقتصادی، انقلاب صنعتی را یکی از نقاط اصلی گذار به افزایش پایدار ظرفیت تولید در جهان می‌دانند.[۱]

انقلاب صنعتی در عین افزایش عظیم ظرفیت تولید، در مراحل اولیه با پیامدهای اجتماعی سنگینی نیز همراه بود. ساعات طولانی کار، استفاده گسترده از نیروی کار کودکان، شرایط نامناسب کارخانه‌ها و معادن، رشد سریع محله‌های فقیرنشین شهری و ضعف حمایت‌های قانونی از کارگران از ویژگی‌های بخش‌هایی از نخستین دورهٔ صنعتی‌شدن بود. اسناد پارلمان بریتانیا نشان می‌دهند که در نخستین کارخانه‌های نساجی، کودکان زیر ده سال نیز به کار گرفته می‌شدند و شرایط کار و ساعات طولانی کار سرانجام به تصویب مجموعه‌ای از قوانین کارخانه در سدهٔ نوزدهم انجامید.[۲]

مفهوم انقلاب صنعتی

اصطلاح «انقلاب صنعتی» به یک انقلاب سیاسی یا رویدادی که در تاریخ مشخصی آغاز و پایان یافته باشد اشاره ندارد. این اصطلاح برای توصیف فرایندی طولانی از تغییرات فنی، اقتصادی و اجتماعی به کار می‌رود.

ویژگی اصلی این فرایند، افزایش استفاده از ماشین در تولید، تمرکز نیروی کار در کارخانه‌ها، بهره‌گیری گسترده از منابع انرژی جدید، توسعهٔ شبکه‌های حمل‌ونقل و افزایش مستمر بهره‌وری بود.

این تحولات در نهایت به شکل‌گیری جامعهٔ صنعتی انجامید؛ جامعه‌ای که در آن صنعت و خدمات به‌تدریج سهم بیشتری از اقتصاد را نسبت به کشاورزی به دست آوردند.

زمینه‌های تاریخی

انقلاب صنعتی نتیجهٔ یک اختراع یا عامل منفرد نبود. مجموعه‌ای از تحولات اقتصادی، علمی، جمعیتی، کشاورزی و نهادی زمینهٔ پیدایش آن را فراهم کردند.

در سده‌های پیش از انقلاب صنعتی، تجارت اروپا گسترش یافته بود. شبکه‌های بازرگانی بین‌المللی توسعه پیدا کرده و سرمایهٔ تجاری افزایش یافته بود.

انقلاب علمی نیز شناخت انسان از طبیعت را تغییر داده بود و کاربرد عملی دانش علمی و فنی به‌تدریج اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد.

هم‌زمان، تحولات کشاورزی در بریتانیا موجب افزایش بهره‌وری شد و تغییرات جمعیتی و اقتصادی نیروی کار بیشتری را در اختیار صنایع درحال‌گسترش قرار داد.

چرا انقلاب صنعتی از بریتانیا آغاز شد؟

یکی از پرسش‌های مهم تاریخ اقتصادی این است که چرا نخستین انقلاب صنعتی در بریتانیا آغاز شد.

پژوهشگران عوامل متعددی را مطرح کرده‌اند و دربارهٔ وزن نسبی آنها اختلاف نظر وجود دارد.

بریتانیا دارای ذخایر قابل توجه زغال‌سنگ بود؛ تجارت دریایی گسترده‌ای داشت؛ بازارهای داخلی و خارجی آن در حال توسعه بودند؛ سرمایهٔ تجاری قابل توجهی در اختیار بازرگانان قرار داشت و نظام مالی و حقوق مالکیت آن نیز شرایط مناسبی برای سرمایه‌گذاری ایجاد کرده بود.

همچنین شبکهٔ رودخانه‌ها، کانال‌ها و بنادر انتقال مواد اولیه و محصولات را تسهیل می‌کرد.

اما هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی توضیح‌دهندهٔ انقلاب صنعتی نیستند. ترکیب فناوری، انرژی، سرمایه، نیروی کار، بازار، نهادها و شرایط تاریخی بریتانیا در این تحول نقش داشت.

انقلاب کشاورزی

پیش از صنعتی‌شدن گسترده، کشاورزی بریتانیا دستخوش تغییراتی شده بود.

استفاده از روش‌های جدید کشت، اصلاح ابزارها، بهبود پرورش دام و تغییر شیوهٔ مدیریت زمین موجب افزایش بهره‌وری کشاورزی شد.

افزایش تولید مواد غذایی به رشد جمعیت کمک کرد و در عین حال بخشی از نیروی کار را از کشاورزی آزاد ساخت.

مهاجرت این جمعیت به شهرها یکی از منابع نیروی انسانی کارخانه‌های جدید شد.

به این ترتیب، تحولات کشاورزی و صنعتی به یکدیگر پیوند خوردند.

صنعت نساجی

صنعت نساجی از نخستین بخش‌هایی بود که به‌طور گسترده مکانیزه شد.

پیش از آن، نخ‌ریسی و بافندگی عمدتاً در خانه‌ها و کارگاه‌های کوچک انجام می‌شد.

افزایش تقاضا برای پارچه باعث شد مخترعان برای افزایش سرعت تولید ابزارهای جدیدی طراحی کنند.

اختراع‌هایی مانند ماکوی پرنده، ماشین نخ‌ریسی جنی، واترفریم و ماشین نخ‌ریسی میول ظرفیت تولید نخ و پارچه را به میزان چشمگیری افزایش دادند.

با بزرگ‌ترشدن و گران‌ترشدن ماشین‌آلات، انتقال تولید از خانه‌ها به ساختمان‌های بزرگ صنعتی اقتصادی‌تر شد.

این تحول یکی از زمینه‌های شکل‌گیری نظام کارخانه‌ای بود.

ماشین نخ‌ریسی جنی

جیمز هارگریوز در دههٔ ۱۷۶۰ ماشین نخ‌ریسی جنی (Spinning Jenny) را توسعه داد.

این دستگاه به یک کارگر اجازه می‌داد چندین دوک را هم‌زمان به کار اندازد.

در نتیجه، مقدار نخی که یک کارگر می‌توانست تولید کند افزایش یافت.

اختراع هارگریوز نمونه‌ای از فرایندی بود که در آن ماشین‌آلات به‌تدریج بخشی از مهارت‌ها و فعالیت‌های دستی را مکانیزه کردند.

واترفریم

ریچارد آرکرایت ماشین نخ‌ریسی مبتنی بر نیروی آب موسوم به Water Frame را توسعه داد.

استفاده از نیروی آب باعث شد ماشین‌های بزرگ‌تر بتوانند با نیرویی بیش از توان انسانی کار کنند.

کارخانه‌های اولیه به همین دلیل اغلب در نزدیکی رودخانه‌ها ساخته می‌شدند.

اما وابستگی کارخانه‌ها به محل جریان آب با توسعهٔ موتور بخار کاهش یافت.

نیروی بخار

یکی از مهم‌ترین فناوری‌های انقلاب صنعتی موتور بخار بود.

موتورهای بخار اولیه برای بیرون‌کشیدن آب از معادن به کار می‌رفتند.

توماس نیوکامن در اوایل سدهٔ هجدهم نوعی موتور بخار عملی برای پمپاژ آب از معادن ساخت.

بعدها جیمز وات تغییرات مهمی در طراحی موتور بخار ایجاد کرد که کارایی آن را افزایش داد.

موتور بخار به‌تدریج از معدن به کارخانه، حمل‌ونقل و صنایع دیگر راه یافت.

اهمیت این فناوری در آن بود که تولید صنعتی را تا حدی از وابستگی مستقیم به نیروی انسان، حیوان، باد و جریان آب آزاد کرد.

جیمز وات

جیمز وات مهندس و مخترع اسکاتلندی از چهره‌های برجستهٔ انقلاب صنعتی بود.

او موتور بخار را اختراع نکرد، اما با اصلاح طراحی موتور نیوکامن، مصرف سوخت را کاهش داد و کاربرد آن را گسترده‌تر کرد.

همکاری وات با صنعتگر بریتانیایی متیو بولتون به تولید و استفادهٔ تجاری گسترده‌تر موتورهای بخار کمک کرد.

به همین دلیل نام وات با انقلاب صنعتی پیوندی نزدیک دارد.

زغال‌سنگ

زغال‌سنگ یکی از منابع اصلی انرژی انقلاب صنعتی بود.

پیش از آن، چوب و زغال چوب نقش مهمی در تأمین انرژی داشتند.

افزایش استفاده از زغال‌سنگ امکان دسترسی به منبع انرژی متراکم‌تری را فراهم کرد.

زغال‌سنگ برای موتورهای بخار، صنایع فلزی و بسیاری از کارخانه‌ها اهمیت یافت.

رشد تقاضا برای زغال‌سنگ نیز به توسعهٔ معدن‌کاری منجر شد.

اما معادن از خطرناک‌ترین محیط‌های کار دوران صنعتی بودند.

اسناد پارلمان بریتانیا نشان می‌دهند که در نیمهٔ نخست سدهٔ نوزدهم زنان و کودکان، گاه کودکان هشت‌ساله و حتی کوچک‌تر، در معادن کار می‌کردند. گزارش‌های رسمی دربارهٔ این وضعیت سرانجام به قانون معادن و معادن زغال‌سنگ ۱۸۴۲ انجامید که کار زیرزمینی زنان و دختران و پسران زیر ده سال را ممنوع کرد.[۳]

آهن و فولاد

صنعت آهن نیز در جریان انقلاب صنعتی تحول یافت.

آهن برای ساخت ماشین‌آلات، ابزار، پل، ریل و تجهیزات صنعتی ضروری بود.

استفاده از کُک به جای زغال چوب در ذوب آهن به افزایش تولید کمک کرد.

با توسعهٔ راه‌آهن، تقاضا برای آهن افزایش بیشتری یافت.

در مراحل بعدی صنعتی‌شدن، تولید ارزان‌تر و گسترده‌تر فولاد یکی از پایه‌های انقلاب صنعتی دوم شد.

نظام کارخانه‌ای

یکی از بنیادی‌ترین تغییرات انقلاب صنعتی ظهور نظام کارخانه‌ای بود.

پیش از آن، بسیاری از تولیدکنندگان در خانه یا کارگاه‌های کوچک کار می‌کردند.

کارخانه تعداد زیادی کارگر و ماشین را در یک مکان گرد می‌آورد.

این تمرکز امکان تقسیم دقیق‌تر کار، استفادهٔ مؤثرتر از ماشین‌آلات و کنترل بیشتر روند تولید را فراهم کرد.

اما کارخانه نظم جدیدی نیز بر زندگی کارگران تحمیل کرد.

ساعت کار دیگر بر اساس ریتم خانه یا کشاورزی تعیین نمی‌شد، بلکه کارگران باید در زمان مشخص وارد کارخانه می‌شدند و بر اساس برنامهٔ تولید و حرکت ماشین‌ها کار می‌کردند.

تقسیم کار

تقسیم کار یکی از عناصر مهم تولید صنعتی بود.

فرایند تولید یک کالا به فعالیت‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شد و هر کارگر وظیفهٔ مشخصی را بارها انجام می‌داد.

این روش می‌توانست سرعت تولید را افزایش دهد و آموزش نیروی کار را ساده‌تر کند.

آدام اسمیت پیش از گسترش کامل انقلاب صنعتی، در کتاب ثروت ملل با مثال مشهور کارخانهٔ سنجاق‌سازی، افزایش بهره‌وری ناشی از تقسیم کار را توضیح داده بود.

در کارخانه‌های صنعتی این اصل در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر اجرا شد.

انقلاب در حمل‌ونقل

افزایش تولید بدون تحول در حمل‌ونقل نمی‌توانست ادامه پیدا کند.

مواد اولیه باید به کارخانه‌ها منتقل می‌شد و کالاهای تولیدشده باید به بازارها می‌رسیدند.

در بریتانیا ابتدا شبکهٔ کانال‌ها گسترش یافت.

کانال‌ها حمل زغال‌سنگ، آهن و مواد سنگین را ارزان‌تر کردند.

سپس موتور بخار حمل‌ونقل را نیز متحول کرد.

راه‌آهن

توسعهٔ راه‌آهن یکی از مهم‌ترین پیامدهای انقلاب صنعتی بود.

لوکوموتیوهای بخار امکان حمل حجم بزرگی از کالا و مسافر را با سرعتی بسیار بیشتر از وسایل زمینی سنتی فراهم کردند.

جورج استیونسن از چهره‌های مهم توسعهٔ لوکوموتیو بخار بود.

در سال ۱۸۲۵ راه‌آهن استاکتون و دارلینگتون افتتاح شد و در سال ۱۸۳۰ خط لیورپول ـ منچستر فعالیت خود را آغاز کرد.

شبکهٔ راه‌آهن در دهه‌های بعد به‌سرعت گسترش یافت.

راه‌آهن نه‌تنها حمل‌ونقل را تغییر داد، بلکه تقاضا برای زغال‌سنگ، آهن، ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری را افزایش داد.

کشتی بخار

موتور بخار در حمل‌ونقل دریایی نیز مورد استفاده قرار گرفت.

کشتی‌های بخار به‌تدریج امکان حرکت منظم‌تر و سریع‌تر را فراهم کردند و وابستگی به باد را کاهش دادند.

ترکیب کشتی بخار و راه‌آهن شبکه‌های تجارت منطقه‌ای و بین‌المللی را گسترش داد.

فاصلهٔ اقتصادی میان مناطق کاهش یافت و بازارها بیش از گذشته به یکدیگر متصل شدند.

شهرنشینی

انقلاب صنعتی موجب گسترش سریع شهرنشینی شد.

کارخانه‌ها نیروی کار زیادی نیاز داشتند و بسیاری از روستاییان برای یافتن شغل به شهرها مهاجرت کردند.

شهرهای صنعتی مانند منچستر، بیرمنگام و لیورپول به‌سرعت رشد کردند.

زیرساخت شهری در بسیاری از موارد توان همراهی با این رشد را نداشت.

کمبود مسکن، تراکم جمعیت، آلودگی، فاضلاب و بیماری‌های واگیردار از مشکلات شهرهای صنعتی اولیه بودند.

با گذشت زمان، توسعهٔ شبکه‌های آب، فاضلاب، بهداشت عمومی و اصلاحات شهری بخشی از این شرایط را تغییر داد.

شکل‌گیری طبقهٔ کارگر صنعتی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی انقلاب صنعتی گسترش طبقهٔ کارگر صنعتی بود.

کارگران برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان سنتی، مالک ابزار و محل تولید نبودند و برای تأمین زندگی نیروی کار خود را در برابر دستمزد می‌فروختند.

تمرکز هزاران کارگر در کارخانه‌ها و شهرهای صنعتی به شکل‌گیری هویت‌ها و سازمان‌های جمعی جدید کمک کرد.

انجمن‌های کارگری، اتحادیه‌ها و جنبش‌های سیاسی کارگری به‌تدریج شکل گرفتند.

در سدهٔ نوزدهم مسئلهٔ شرایط کار، دستمزد، ساعات کار و حق تشکل به یکی از موضوعات اصلی سیاست اروپا تبدیل شد.

بورژوازی صنعتی

هم‌زمان با رشد طبقهٔ کارگر، بورژوازی صنعتی نیز اهمیت بیشتری یافت.

صاحبان کارخانه‌ها، سرمایه‌گذاران، بازرگانان و مدیران صنایع بخش مهمی از طبقات اقتصادی جدید را تشکیل می‌دادند.

سرمایه به جای آن‌که تنها در زمین و تجارت به کار گرفته شود، به شکل فزاینده‌ای وارد کارخانه‌ها، معادن، راه‌آهن و ماشین‌آلات شد.

این تحول به توسعهٔ سرمایه‌داری صنعتی انجامید.

انقلاب صنعتی و سرمایه‌داری

انقلاب صنعتی و سرمایه‌داری ارتباطی نزدیک با یکدیگر داشتند، اما دو مفهوم یکسان نیستند.

سرمایه‌داری تجاری پیش از انقلاب صنعتی نیز وجود داشت.

با صنعتی‌شدن، سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات، کارخانه و تولید انبوه اهمیت بیشتری پیدا کرد.

انباشت سرمایه امکان ایجاد کارخانه‌های بزرگ‌تر را فراهم می‌کرد و افزایش تولید نیز می‌توانست سرمایهٔ جدیدی ایجاد کند.

به این ترتیب سرمایه‌داری وارد مرحله‌ای شد که معمولاً «سرمایه‌داری صنعتی» نامیده می‌شود.

شرایط کار

شرایط کار در بسیاری از کارخانه‌های اولیه دشوار بود.

ساعات کار طولانی بود و مقررات ایمنی محدودی وجود داشت.

ماشین‌آلات می‌توانستند موجب جراحات شدید شوند.

تهویه و روشنایی نیز در بسیاری از محیط‌های صنعتی نامناسب بود.

کارگران در آغاز قدرت حقوقی و سیاسی محدودی برای تغییر این شرایط داشتند.

اسناد رسمی بریتانیا نشان می‌دهد که وضعیت کارگران و به‌ویژه کودکان به مسئله‌ای مهم در منازعات اجتماعی و سیاسی سدهٔ نوزدهم تبدیل شد.[۴]

کار کودکان

کار کودکان یکی از تاریک‌ترین جنبه‌های نخستین مراحل انقلاب صنعتی بود.

خانواده‌های فقیر اغلب برای تأمین معاش به درآمد کودکان نیاز داشتند و کارخانه‌داران نیز می‌توانستند کودکان را با دستمزد پایین‌تری استخدام کنند.

کودکان در کارخانه‌های نساجی، معادن و حرفه‌های دیگر کار می‌کردند.

پارلمان بریتانیا گزارش کرده است که در سال ۱۸۰۰ حدود ۲۰ هزار کارآموز در کارخانه‌های پنبه مشغول بودند و در دههٔ بعد، در مقاطعی تا یک‌پنجم نیروی کار صنعت پنبه را کودکان زیر ۱۳ سال تشکیل می‌دادند.[۵]

گزارش‌های رسمی از شرایط دشوار کودکان به تصویب تدریجی قوانین محدودکنندهٔ کار کودک انجامید.

قوانین کارخانه

در بریتانیا، دولت به‌تدریج برای تنظیم شرایط کار وارد عمل شد.

قانون ۱۸۰۲ یکی از نخستین قوانین کارخانه بود، اما ابزار مؤثری برای اجرای آن وجود نداشت.

قانون کارخانه‌های پنبهٔ ۱۸۱۹ کار کودکان زیر ۹ سال را در کارخانه‌های پنبه ممنوع کرد و برای افراد زیر ۱۶ سال سقف ۱۲ ساعت کار روزانه تعیین کرد؛ با این حال اجرای آن همچنان دشوار بود.[۶]

قانون کارخانه ۱۸۳۳ نقطهٔ مهم‌تری بود. این قانون کار کودکان زیر ۹ سال را در کارخانه‌های مشمول قانون ممنوع کرد، ساعات کار کودکان را محدود ساخت و برای نخستین بار نظام بازرسی کارخانه‌ها را ایجاد کرد.[۷]

قانون ۱۸۴۴ نیز مقررات ایمنی بیشتری برای ماشین‌آلات ایجاد کرد و قانون ۱۸۴۷ ساعات کار زنان و جوانان ۱۳ تا ۱۸ سال را محدودتر کرد.[۸]

پیدایش جنبش کارگری

تمرکز کارگران در مراکز صنعتی زمینهٔ سازمان‌یابی آنان را افزایش داد.

کارگران دریافتند که می‌توانند برای افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار به‌صورت جمعی عمل کنند.

اتحادیه‌های کارگری به‌تدریج شکل گرفتند و اعتصاب به یکی از ابزارهای مبارزهٔ کارگری تبدیل شد.

جنبش کارگری بعدها در شکل‌گیری احزاب سیاسی کارگری و گسترش حقوق اجتماعی و سیاسی نقش مهمی ایفا کرد.

جنبش لادیت‌ها

در اوایل سدهٔ نوزدهم گروه‌هایی از کارگران انگلیسی که به لادیت‌ها شهرت یافتند به ماشین‌آلات برخی کارخانه‌ها حمله کردند.

آنها ماشین‌ها را عامل از دست‌رفتن مشاغل یا کاهش قدرت و درآمد کارگران ماهر می‌دانستند.

جنبش لادیت‌ها گاه به‌اشتباه صرفاً مخالفت با فناوری توصیف می‌شود.

اما اعتراض آنها در بستر تغییر روابط کار، کاهش دستمزد و از میان رفتن برخی حرفه‌های سنتی شکل گرفته بود.

دولت بریتانیا این جنبش را سرکوب کرد.

انقلاب صنعتی و مارکسیسم

انقلاب صنعتی زمینهٔ تاریخی مهمی برای شکل‌گیری مارکسیسم بود.

کارل مارکس و فریدریش انگلس جامعهٔ صنعتی سدهٔ نوزدهم را مطالعه کردند و روابط میان سرمایه‌داران و کارگران را در مرکز تحلیل خود قرار دادند.

در نظریهٔ مارکس، صاحبان ابزار تولید و سرمایه یک طبقه و کارگرانی که نیروی کار خود را می‌فروشند طبقه‌ای دیگر را تشکیل می‌دهند.

مارکس فرایند تولید سرمایه‌داری را با مفاهیمی چون استثمار، ارزش اضافی و انباشت سرمایه تحلیل کرد.

فریدریش انگلس و وضعیت طبقهٔ کارگر

فریدریش انگلس در کتاب وضعیت طبقهٔ کارگر در انگلستان که در دههٔ ۱۸۴۰ منتشر شد، شرایط زندگی و کار طبقهٔ کارگر صنعتی را بررسی کرد.

او به‌ویژه منچستر، یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی بریتانیا، را مورد توجه قرار داد.

تراکم مسکن، فقر، آلودگی و شرایط دشوار کارخانه‌ها در تحلیل انگلس جایگاه مهمی داشت.

این اثر بعدها یکی از منابع کلاسیک نقد اجتماعی سرمایه‌داری صنعتی شد.

زنان و انقلاب صنعتی

زنان بخش مهمی از نیروی کار صنایع اولیه را تشکیل می‌دادند، به‌ویژه در نساجی.

اشتغال صنعتی برای برخی زنان امکان کسب درآمد خارج از اقتصاد خانوادگی سنتی ایجاد کرد، اما دستمزد آنان معمولاً کمتر از مردان بود و شرایط کاری سختی داشتند.

زنان علاوه بر کار مزدی، همچنان بخش بزرگی از کار خانگی را انجام می‌دادند.

بحث دربارهٔ کار زنان، ساعات کار و حمایت قانونی از آنان از موضوعات مهم اصلاحات اجتماعی سدهٔ نوزدهم بود.

انقلاب صنعتی و آموزش

صنعتی‌شدن به‌تدریج تقاضا برای نیروی کار باسوادتر و دارای مهارت‌های فنی را افزایش داد.

در بریتانیا، سواد پیش از آغاز کامل انقلاب صنعتی نیز رو به افزایش بود. داده‌های تاریخی نشان می‌دهد تا حدود ۱۸۴۰ تقریباً دو سوم مردان و نیمی از زنان در انگلستان باسواد بودند و این میزان در ادامهٔ سدهٔ نوزدهم افزایش یافت.[۹]

در مراحل بعدی صنعتی‌شدن، آموزش عمومی، مدارس فنی و دانشگاه‌ها نقش بیشتری در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز اقتصاد صنعتی پیدا کردند.

انقلاب صنعتی و علم

رابطهٔ علم و صنعت در طول انقلاب صنعتی پیچیده بود.

بسیاری از اختراع‌های نخستین حاصل تجربهٔ عملی صنعتگران و مهندسان بودند و مستقیماً از نظریه‌های علمی ناشی نمی‌شدند.

اما با گذشت زمان ارتباط علم و فناوری نزدیک‌تر شد.

در انقلاب صنعتی دوم، شیمی، فیزیک و مهندسی علمی نقش بسیار بیشتری در صنایع برق، فولاد، مواد شیمیایی و ارتباطات پیدا کردند.

انقلاب صنعتی دوم

مورخان معمولاً میان انقلاب صنعتی نخست و انقلاب صنعتی دوم تمایز قائل می‌شوند.

مرحلهٔ نخست عمدتاً با نساجی، زغال‌سنگ، آهن و نیروی بخار مرتبط بود.

از نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم صنایع جدیدی مانند فولاد، برق، مواد شیمیایی، نفت و ماشین‌آلات پیچیده اهمیت بیشتری یافتند.

تلگراف و سپس تلفن ارتباطات را تغییر دادند.

تولید انبوه نیز در مقیاسی گسترده‌تر توسعه یافت.

برق

استفادهٔ صنعتی از برق یکی از تحولات مهم مرحلهٔ دوم صنعتی‌شدن بود.

برق امکان انتقال انرژی به محل‌های مختلف کارخانه را فراهم کرد و وابستگی ماشین‌آلات به یک موتور مرکزی و سیستم پیچیدهٔ تسمه‌ها و محورهای مکانیکی را کاهش داد.

روشنایی الکتریکی نیز ساعات فعالیت کارخانه‌ها، شهرها و مراکز تجاری را تغییر داد.

فولاد

توسعهٔ روش‌های جدید تولید فولاد موجب کاهش هزینه و افزایش حجم تولید شد.

فولاد نسبت به آهن معمولی استحکام بیشتری داشت و در راه‌آهن، پل‌سازی، ساختمان‌سازی، کشتی‌سازی و ماشین‌آلات به کار رفت.

تولید گستردهٔ فولاد زمینهٔ ساخت شهرهای بزرگ‌تر، خطوط راه‌آهن گسترده و صنایع سنگین را فراهم کرد.

نفت و موتور احتراق داخلی

در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، نفت به یکی دیگر از منابع اصلی انرژی تبدیل شد.

توسعهٔ موتور احتراق داخلی زمینهٔ گسترش خودرو و سپس هواپیما را فراهم کرد.

به این ترتیب اقتصاد صنعتی که ابتدا عمدتاً بر زغال‌سنگ و بخار استوار بود، وارد مرحلهٔ جدیدی شد.

گسترش انقلاب صنعتی در اروپا

پس از بریتانیا، صنعتی‌شدن به بلژیک، فرانسه، سرزمین‌های آلمانی و دیگر مناطق اروپا گسترش یافت.

سرعت و شکل صنعتی‌شدن در همهٔ کشورها یکسان نبود.

بلژیک از نخستین کشورهای اروپای قاره‌ای بود که صنایع سنگین و نساجی آن توسعه یافت.

آلمان در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم با سرعت صنعتی شد و در صنایعی مانند فولاد، شیمی و مهندسی به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شد.

صنعتی‌شدن ایالات متحده

ایالات متحده آمریکا نیز در سدهٔ نوزدهم صنعتی‌شدن سریعی را تجربه کرد.

منابع طبیعی گسترده، مهاجرت، بازار داخلی رو به رشد و توسعهٔ راه‌آهن در این فرایند نقش داشتند.

در اواخر سدهٔ نوزدهم ایالات متحده به یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای صنعتی جهان تبدیل شده بود.

روش‌های تولید انبوه و استانداردسازی نیز در صنایع آمریکایی گسترش یافتند.

صنعتی‌شدن ژاپن

ژاپن یکی از نخستین کشورهای غیرغربی بود که صنعتی‌شدن سریع و سازمان‌یافته‌ای را تجربه کرد.

پس از اصلاحات میجی در سال ۱۸۶۸، دولت ژاپن توسعهٔ صنایع، راه‌آهن، آموزش و ارتش مدرن را در دستور کار قرار داد.

ژاپن فناوری و دانش فنی غربی را وارد کرد و سپس صنایع داخلی خود را توسعه داد.

این تحول در چند دهه ژاپن را به یک قدرت صنعتی و نظامی تبدیل کرد.

انقلاب صنعتی و استعمار

انقلاب صنعتی هم‌زمان با گسترش استعمار اروپایی رخ داد و میان این دو فرایند ارتباط‌های مهمی وجود داشت.

صنایع اروپا به مواد خام و بازارهای گسترده نیاز داشتند.

پنبه، لاستیک، فلزات، چای و محصولات دیگر از مستعمرات یا اقتصادهای وابسته وارد مراکز صنعتی می‌شدند.

هم‌زمان کالاهای کارخانه‌ای اروپا در بازارهای جهانی عرضه می‌شدند.

قدرت صنعتی همچنین توان نظامی کشورهای اروپایی را افزایش داد و در گسترش سلطهٔ استعماری آنها نقش داشت.

با این حال، رابطهٔ صنعتی‌شدن و استعمار موضوع بحث گستردهٔ تاریخی است و نمی‌توان انقلاب صنعتی را تنها به استعمار یا تجارت استعماری فروکاست.

انقلاب صنعتی و امپریالیسم

در سدهٔ نوزدهم، برتری صنعتی برخی کشورهای اروپایی با گسترش امپریالیسم همراه شد.

کشورهای صنعتی توانایی بیشتری برای تولید سلاح، ساخت کشتی، ایجاد راه‌آهن و تأمین ارتش‌های بزرگ داشتند.

توسعهٔ فناوری حمل‌ونقل و ارتباطات نیز کنترل سرزمین‌های دوردست را آسان‌تر کرد.

به این ترتیب انقلاب صنعتی موازنهٔ قدرت جهانی را به نفع دولت‌هایی تغییر داد که زودتر صنعتی شده بودند.

انقلاب صنعتی و محیط زیست

صنعتی‌شدن تأثیر عمیقی بر محیط زیست گذاشت.

مصرف گستردهٔ زغال‌سنگ موجب افزایش آلودگی هوا شد.

کارخانه‌ها و شهرهای صنعتی نیز مقادیر زیادی پسماند و فاضلاب تولید می‌کردند.

استخراج گستردهٔ منابع طبیعی، معدن‌کاری و توسعهٔ شهرها چشم‌انداز طبیعی را تغییر داد.

در بلندمدت، استفادهٔ گسترده از سوخت‌های فسیلی یکی از عوامل اصلی افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای و تغییرات اقلیمی شد.

انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بلندمدت انقلاب صنعتی ایجاد ظرفیت برای رشد پایدار تولید بود.

در جوامع پیشاصنعتی، رشد تولید اغلب با افزایش جمعیت خنثی می‌شد و سطح زندگی بخش بزرگی از مردم برای دوره‌های طولانی تغییر اندکی می‌کرد.

فناوری صنعتی این محدودیت را به‌تدریج تغییر داد.

ماشین‌ها امکان تولید حجم بسیار بیشتری از کالا و خدمات را با نیروی انسانی معین فراهم کردند.

بررسی‌های تاریخی رشد اقتصادی، آغاز افزایش پایدار تولید و درآمد در دو سدهٔ اخیر را به فرایند صنعتی‌شدن مرتبط می‌دانند.[۱۰]

آیا انقلاب صنعتی سطح زندگی را بهبود داد؟

پاسخ به این پرسش به دورهٔ زمانی مورد بررسی بستگی دارد.

در مراحل اولیهٔ انقلاب صنعتی، بسیاری از کارگران شهری در شرایط دشوار زندگی و کار می‌کردند و منافع افزایش تولید به‌طور مساوی توزیع نمی‌شد.

بحث تاریخی گسترده‌ای دربارهٔ زمان آغاز افزایش واقعی دستمزدها و سطح زندگی کارگران وجود دارد.

اما در بلندمدت، صنعتی‌شدن ظرفیت تولید غذا، پوشاک، مسکن، حمل‌ونقل، دارو و دیگر کالاها و خدمات را به‌طور چشمگیری افزایش داد.

داده‌های تاریخی نشان می‌دهند که طی دو سدهٔ اخیر، هم‌زمان با صنعتی‌شدن و رشد اقتصادی، سطح زندگی در بسیاری از نقاط جهان به‌طور اساسی تغییر کرده است؛ هرچند این تحول میان کشورها و گروه‌های اجتماعی بسیار نابرابر بوده است.[۱۱]

افزایش امید به زندگی

تحولات صنعتی به‌تنهایی علت افزایش امید به زندگی نبودند، اما رشد اقتصادی و پیشرفت‌های مرتبط با تولید غذا، آب سالم، بهداشت، پزشکی و زیرساخت در این تحول نقش داشتند.

در آغاز سدهٔ نوزدهم، امید به زندگی در همهٔ مناطق جهان بسیار پایین‌تر از امروز بود.

در دو سدهٔ بعد، بهبود تغذیه، آب سالم، بهداشت عمومی، واکسن‌ها، آنتی‌بیوتیک‌ها و فناوری پزشکی موجب افزایش چشمگیر طول عمر شد.[۱۲]

بنابراین میراث انقلاب صنعتی را باید هم در کارخانه و ماشین و هم در افزایش ظرفیت جوامع برای تولید کالاها و خدمات مورد نیاز زندگی جست‌وجو کرد.

پیامدهای منفی اجتماعی

افزایش ظرفیت تولید به معنای توزیع برابر ثروت نبود.

صنعتی‌شدن اولیه شکاف‌های طبقاتی آشکاری ایجاد کرد و بسیاری از کارگران مالک سرمایه و ابزار تولید نبودند.

محله‌های فقیرنشین، کار کودکان، حوادث صنعتی، بیماری‌های ناشی از کار و نبود حمایت اجتماعی از مشکلات مهم این دوره بودند.

همین مشکلات به شکل‌گیری جنبش‌های اصلاح‌طلب، اتحادیه‌های کارگری، جنبش‌های سوسیالیستی و قوانین اجتماعی منجر شدند.

اصلاحات اجتماعی

از اوایل سدهٔ نوزدهم فشار برای اصلاح شرایط کار افزایش یافت.

روزنامه‌نگاران، پزشکان، اصلاح‌طلبان اجتماعی، کارگران و برخی سیاستمداران دربارهٔ وضعیت کارخانه‌ها گزارش منتشر کردند.

در بریتانیا مجموعه‌ای از قوانین کارخانه به‌تدریج ساعات کار کودکان و زنان را محدود و مقررات ایمنی را توسعه داد.

قانون ۱۸۳۳ اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا علاوه بر محدودکردن کار کودکان، بازرسان کارخانه را برای اجرای مقررات تعیین کرد.[۱۳]

این قوانین از نخستین نمونه‌های مداخلهٔ دولت مدرن برای تنظیم روابط کار محسوب می‌شوند.

انقلاب صنعتی و دموکراسی

انقلاب صنعتی به‌طور مستقیم دموکراسی ایجاد نکرد، اما تغییر ساختار اجتماعی بر سیاست تأثیر گذاشت.

رشد شهرها و طبقات جدید، نظام‌های سیاسی مبتنی بر امتیازات سنتی زمین‌داران را با فشار روبه‌رو کرد.

کارگران و طبقات متوسط شهری خواهان مشارکت سیاسی بیشتر شدند.

جنبش‌هایی مانند چارتیسم در بریتانیا خواستار گسترش حق رأی و اصلاح پارلمان بودند.

در طول سدهٔ نوزدهم و بیستم، صنعتی‌شدن، سازمان‌یابی اجتماعی و گسترش آموزش در بسیاری از کشورها با توسعهٔ مشارکت سیاسی همراه شد، هرچند مسیر همهٔ کشورها یکسان نبود.

انقلاب صنعتی و سوسیالیسم

شرایط جامعهٔ صنعتی زمینهٔ شکل‌گیری و گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی را فراهم کرد.

متفکرانی مانند رابرت اوئن به دنبال ایجاد الگوهای متفاوت سازمان‌دهی تولید و جامعه بودند.

در نیمهٔ سدهٔ نوزدهم، مارکس و انگلس نظریهٔ خود را بر تحلیل روابط طبقاتی جامعهٔ صنعتی بنا کردند.

جنبش‌های سوسیالیستی و کارگری بعدها در بسیاری از کشورهای صنعتی به نیروهای مهم سیاسی تبدیل شدند.

انقلاب صنعتی و لیبرالیسم

لیبرالیسم اقتصادی نیز با گسترش جامعهٔ صنعتی ارتباط نزدیکی داشت.

اندیشه‌هایی مانند آزادی تجارت، مالکیت خصوصی، آزادی قرارداد و محدودیت مداخلهٔ دولت در اقتصاد در سده‌های هجدهم و نوزدهم گسترش یافتند.

اقتصاددانانی چون آدام اسمیت و دیوید ریکاردو در شکل‌گیری اقتصاد سیاسی کلاسیک نقش داشتند.

با آشکارشدن مشکلات اجتماعی صنعتی‌شدن، در درون لیبرالیسم نیز دیدگاه‌های جدیدی دربارهٔ مسئولیت اجتماعی دولت شکل گرفت.

انقلاب صنعتی و مدرنیسم

تحولات ناشی از انقلاب صنعتی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی مدرنیسم را نیز فراهم کردند.

شهرهای بزرگ، قطار، کارخانه، برق، تلگراف و سرعت فزایندهٔ زندگی تجربهٔ انسان از زمان و مکان را تغییر دادند.

هنرمندان و نویسندگان با جهانی مواجه بودند که به‌سرعت از سنت‌های گذشته فاصله می‌گرفت.

این تحولات در شکل‌گیری جریان‌های جدید هنر، ادبیات، معماری و فلسفه تأثیر داشتند.

انقلاب صنعتی و جهانی‌شدن

صنعتی‌شدن یکی از عوامل مهم گسترش جهانی‌شدن بود.

راه‌آهن، کشتی بخار و سپس تلگراف هزینه و زمان انتقال کالا و اطلاعات را کاهش دادند.

بازارهای محلی بیش از گذشته به اقتصاد جهانی متصل شدند.

مواد خام ممکن بود در یک قاره تولید شوند، در قاره‌ای دیگر فرآوری شوند و محصول نهایی در نقاط مختلف جهان به فروش برسد.

این شبکهٔ جهانی تولید و تجارت در سده‌های بعد بسیار گسترده‌تر شد.

انقلاب صنعتی و ایران

ایران در زمان آغاز انقلاب صنعتی در اروپا عمدتاً دارای اقتصادی کشاورزی و صنایع دستی بود.

در دورهٔ قاجاریه، افزایش قدرت صنعتی اروپا پیامدهای مهمی برای اقتصاد و سیاست ایران داشت.

کالاهای کارخانه‌ای اروپایی وارد بازار ایران شدند و برخی صنایع دستی داخلی در رقابت با تولیدات ارزان‌تر صنعتی با دشواری مواجه شدند.

فقدان زیرساخت‌های گستردهٔ صنعتی، ضعف سرمایه‌گذاری، ساختار سیاسی، نفوذ قدرت‌های خارجی و مشکلات نظام مالی از عواملی بودند که صنعتی‌شدن ایران را نسبت به کشورهای پیشگام به تأخیر انداختند.

تلاش برای صنعتی‌شدن ایران

در دوره‌های بعد تلاش‌هایی برای ایجاد صنایع جدید صورت گرفت.

تأسیس کارخانه‌ها، توسعهٔ راه‌ها و سپس راه‌آهن و ایجاد نهادهای آموزشی جدید بخشی از فرایند ورود فناوری صنعتی به ایران بود.

امیرکبیر در دورهٔ صدارت خود به توسعهٔ صنایع و آموزش فنی توجه داشت و تأسیس دارالفنون یکی از اقدامات مهم این دوره بود.

اما صنعتی‌شدن گستردهٔ ایران عمدتاً در سدهٔ بیستم رخ داد.

انقلاب صنعتی و جهان معاصر

تقریباً تمام ابعاد زندگی معاصر از انقلاب صنعتی تأثیر پذیرفته‌اند.

کارخانه، شهر مدرن، حمل‌ونقل سریع، تولید انبوه، بازار جهانی، شرکت‌های بزرگ، طبقهٔ کارگر، اتحادیه‌های کارگری و بسیاری از نهادهای اقتصادی معاصر در فرایند صنعتی‌شدن شکل گرفتند یا دگرگون شدند.

حتی مناقشه‌های سیاسی معاصر دربارهٔ سرمایه‌داری، سوسیالیسم، حقوق کار، محیط زیست و توزیع ثروت تا حد زیادی ریشه در تحولات عصر صنعتی دارند.

انقلاب‌های صنعتی بعدی

در برخی تقسیم‌بندی‌های معاصر، تاریخ فناوری به چند «انقلاب صنعتی» تقسیم می‌شود.

انقلاب صنعتی اول با بخار، زغال‌سنگ و مکانیزه‌شدن تولید مرتبط است.

انقلاب صنعتی دوم با برق، فولاد، مواد شیمیایی و تولید انبوه شناخته می‌شود.

اصطلاح انقلاب صنعتی سوم معمولاً برای گسترش الکترونیک، رایانه و فناوری اطلاعات در نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم به کار می‌رود.

انقلاب صنعتی چهارم نیز اصطلاحی است که برای همگرایی فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، اینترنت اشیا و سامانه‌های دیجیتال به کار می‌رود.

این تقسیم‌بندی‌ها مفیدند، اما همهٔ مورخان دربارهٔ مرز دقیق این مراحل اتفاق نظر ندارند.

اهمیت تاریخی

انقلاب صنعتی یکی از بنیادی‌ترین تحولات تاریخ بشر بود.

پیش از آن، برای هزاران سال اکثریت انسان‌ها در اقتصادهای کشاورزی زندگی می‌کردند و ظرفیت تولید نسبتاً محدود بود.

صنعتی‌شدن این وضعیت را تغییر داد.

ماشین‌آلات و منابع جدید انرژی ظرفیت تولید انسان را چندین برابر کردند و امکان رشد اقتصادی پایدار را فراهم آوردند.[۱۴]

اما این تحول هزینه‌های سنگینی نیز داشت. بهره‌کشی از نیروی کار، کار کودکان، آلودگی، گسترش برخی اشکال نابرابری و استفادهٔ گسترده از سوخت‌های فسیلی بخشی از تاریخ صنعتی‌شدن هستند.

به همین دلیل انقلاب صنعتی را نمی‌توان تنها تاریخ اختراع ماشین بخار و کارخانه دانست؛ این انقلاب هم‌زمان تاریخ دگرگونی مناسبات قدرت، طبقات اجتماعی و رابطهٔ انسان با طبیعت نیز هست.

میراث انقلاب صنعتی

جهان امروز بدون انقلاب صنعتی قابل تصور نیست.

از تولید انبوه مواد غذایی و دارو گرفته تا راه‌آهن، خودرو، برق، رایانه و شبکه‌های جهانی ارتباطات، بخش بزرگی از فناوری معاصر ادامهٔ فرایندی است که در سدهٔ هجدهم آغاز شد.

در عین حال بسیاری از مسائل جهان معاصر نیز میراث همین تحول‌اند: مسئلهٔ حقوق کارگران، نابرابری اقتصادی، مصرف گستردهٔ انرژی، آلودگی و تغییرات اقلیمی.

از این رو انقلاب صنعتی را می‌توان نه فقط یک تحول فناورانه، بلکه نقطهٔ آغاز یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تاریخ بشر دانست.

جستارهای وابسته

منابع

کتاب‌شناسی

  • Allen, Robert C. The British Industrial Revolution in Global Perspective. Cambridge: Cambridge University Press, 2009.
  • Ashton, T. S. The Industrial Revolution, 1760–1830. Oxford: Oxford University Press, 1948.
  • Engels, Friedrich. The Condition of the Working Class in England. 1845.
  • Hobsbawm, Eric J. Industry and Empire: From 1750 to the Present Day. London: Penguin Books.
  • Landes, David S. The Unbound Prometheus: Technological Change and Industrial Development in Western Europe from 1750 to the Present. Cambridge: Cambridge University Press, 1969.
  • Mokyr, Joel. The Enlightened Economy: An Economic History of Britain 1700–1850. New Haven: Yale University Press, 2009.
  • Stearns, Peter N. The Industrial Revolution in World History. Boulder: Westview Press.
  • Wrigley, E. A. Energy and the English Industrial Revolution. Cambridge: Cambridge University Press, 2010.